جاهایی توی تهران طی ۲۴ ساعت گذشته زده شده که مردم عادی توی تظاهراتهای این ۱۵ سال آرزو و رویای گرفتن فقط یکیشو داشتن و صدتا صدتا فدا میشدن برای گرفتن فقط یکیش! من شخصاً در تحیر کامل مشغول دیدن چیزایی هستم که هیچوقت فکر نمیکردم یه روزی به چشم ببینم
تمام سختیهای این ۴۷ سال یک طرف.
واقعا درمورد یک چیز دی��ه روانم نمیکشید اونم غصهی دخترهای وطنم.
شما ببین ۵۰ ساله:
نیمی از جمیعت کشور اجازه ندارن با یه لباس ساده و دلخواه بیان بیرون.
نیمی از جمعیت کشور اجازه ندارن آواز بخونن.
نیمی از جمعیت کشور اجازه ندارن موتورسواری کنن. (ولی ترک نشستن اشکال نداره-دلقکهای ابله)
نیمی از جمعیت کشور اجازه ندارن دودقه بیان لب ساحل، راحت شنا کنن مثل مردها.
نیمی از جمعیت کشور اجازه ندارن ورزشگاه برن.
نیمی از جمعیت کشور ارزش وجودیشون نصفِ نیمهی دیگهست (دیه، ارث، شهادت و....)
نیمی از جمعیت کشور دائم با شکلات و موز و پاستیل و پرتقال مقایسه میشن تا ثابت کنن حجاب خیلی خوبه.
نیمی از جمعیت کشور..........
نیمی از جمعیت کشور فقط باید بمیرن تا این حرامزادههای بیشرف (که میگن ما سَرِ ناموس خودمون رو هم میبُریم) خوششون بیاد.
دخترهای این وطن، زیر سایهی حکومت کثافت اسلامی، خیلی زجر کشیدن. خیلیییییی. خیلیییییی. توصیف شدنی نیست.