با این حال، نباید ویژگیهای مثبت فیلم را نادیده گرفت، بهویژه بازی مایکی م��یسون که میتوانست لایق دریافت جایزه بهترین بازیگر زن از همین کن ٢٠٢۴ باشد و این جایزه، دستاوردهای بیشتری قطعا برای فیلم خلق میکرد.
اهدای نخل طلا از طرف رئیس هیئت داوران کن ٢٠٢۴، گرتا گرویک به رفیقش شان بیکر برای فیلم "انورا" بدترین هدیهای بود که میشد به این فیلم داد. با این جایزه مهم، انتظارات تماشاگران در مقابل این فیلم شیرین و بیادعا آنچنان بالا میرود که در پایان تنها کاستیهای فیلم به چشم میآید.
شان بیکر، فیلمساز مستقل و بیشیله پیلهای است که در آخرین اثرش با وجود طنز اغراقآمیز و احساسات سادهدلانه، لحظات موفق و جذابی را خلق میکند. اما جمعآوری این لحظات در مدت ۱۴۰ دقیقه به مرور زمان دشوار شده و مشکلات فیلم از نیمهی کار به بعد آغاز میشود و در پایان هم حل نمیشود.
با انتشار جلد ۲۳ مجموعهی تنتن و میلو، "تنتن و پیکاروها"، سفری که سه سال و اندی پیش با نشرچشمه آغاز کرده بودم به پایان رسید. اما ماجراجوییهای تنتن ادامه دارد؛ بهزودی جلد دیگری با نام "تنتن و هنر الفبا" منتشر میشود؛ اثری که هرژه موفق به تکمیل آن نشد و در مرحلهی طراحی ماند.
"Disclaimer" سریال آلفونسو کوارون همچون زهری است که قطرهقطره در جان نفوذ میکند؛ ابتدا شما را به فلجی خاموش فرو میبرد و سپس در سکوت، جانتان را میگیرد. راه گریزی هم نیست.
" زندگی سخته، ولی اگه اینقدر بهش دل بستیم، واسه اینه که قشنگه."
چهل سال پیش در چنین روزی، فرانسوا تروفو، کارگردان برجستهٔ فرانسوی، در سن ۵۲ سالگی بر اثر تومور مغزی درگذشت.
برای جلوگیری از افشای پایان، که امروزه به آن اسپویل میگوییم، کلوزو این ابتکار را در عنوانبندی فیلم آورده بود.
"شیطانصفت" نباشید!
لذتی را که دوستانتان ممکن است از دیدن این فیلم ببرند، خراب نکنید.
قصه فیلم را برای آنها تعریف نکنید.
از جانب آنها سپاسگزاریم.
"شیطانصفتان" هانریژرژ کلوزو فیلمی بود که اگر پایان قصه را میدانستید، دیگر تماشای آن لطفی نداشت؛ "سرگیجه"هیچکاک هم بر همین منوال. قصه هر دو فیلم کار بوالو و نارسژاک بود. هیچکاک عاشق قصه "شیطانصفتان" شد اما کلوزو حقوق کتاب را خریداری کرده بود. به همین خاطر رفت سراغ "سرگیجه".
سفرنامه اوژن دولاکروا، نقاش معروف فرانسوی به شمال آفریقا در ۱۸۳۲، یکی از زیباترین نمونههای پیوند بین نقاشی و نوشتار در میان هنرمندان به شمار میرود. این سفر تأثیر عمیقی بر دولاکروا گذاشت و الهامبخش بسیاری از نقاشیهای شرقشناسانه او شد.