لطفا شلوار سفید بسیار تنگ نپوشید یا اگر شلوار سفید بسیار تنگ میپوشید از زیرش چیز بسیار رنگی نپوشید ، یا اگر میپوشید لطفا در کتابخانه روبهروی من ننشینید ، من واقعا نمیتوانم تمرکز کنم .خصوصا وقتی در حال گذراندن تایم مسمومیت با قهوه ام باشم
ابتدا میخواستم با کسانی که میزهای کتابخانه را اشغال کرده اند وارد نزاع شوم . خامی و حوصله ای بیشتر از موجودی ظرفیت ذهنی الان ام نیاز داشت پس سر آخر من هم به آنها پیوستم و یک میز را اشغال کردم .
چند صباحی فلور نرمال کتابخانه هستم
پچپچ چند دقیقه ای دو نفر در کتابخانه حواسم را پرت نمیکند
بلکه تویی که با خودکار روی میز میزنی و به آنها تذکر میدهی مضطربم میکنی و تمرکزم را کاملا بهم میزنی که ذهنم مدتی را به فحش دادن بهت بگذراند
امروز فیلم سعید روستایی را دیدم. «زن و بچه»
؛ خیلی بد بود ، خیلی . فیلمنامه پریشان و بی هدف، روابط شخصیت ها فضایی و غیر واقعی ،سوالات بی جواب ، راحت میشد یک ساعت از فیلم را برید و انداخت دور، دقیقا عکس پیرپسر،
فقط خسته شدم و آمدم بیرون...