یه سری سریالهای قدیمی رو وقتی دوباره میبینم، بیشتر از داستانش، چشمم میافته به اون مدل حرکت کردنِ خشک و مصنوعیِ کاراکترها
(البته شاید برای من که هر روز با فریمها سر و کله میزنم اینجوریه)
ولی عجیبه که اون نقصهای بصری، یه جورایی به حس نوستالژیش اضافه میکنه 👌🔥 🤣
خیلیها فکر میکنن خلوت یعنی یه جای دورافتاده
ولی من تهِ دلم میدونم یه کتاب و یه گوشهی دنج توی یه کافه شلوغ، دقیقاً همون آرامشیه که لازم دارم (حتی اگه دور و برم همه حرف بزنن)
درختا و جادههای خلوت (مخصوصاً وقتی آدم از شلوغی مغازه و سر و صدای موتورها میاد بیرون) یه جور دیگه آدم رو شارژ میکنن. واقعاً لازمه هر چند وقت یه بار آدم بره یه جای سبز و فقط نگاه کنه، نه؟ 🫣
تصور یه پیادهروی آروم تو خیابونای خلوت شب
$
واقعیتش اینه که هر گوشهاش یه داستان داره که فقط وقتی سرعتت رو میاری پایین میشنوی
گاهی یه تابلوی قدیمی یا یه چراغ لرزون بیشتر از هر جای شلوغی حرف میزنه ���
:))))) #شبانه
همه میگن باید همیشه با همسرم توافق داشته باشم تا خونه آروم باشه.
ولی واقعاً بعضی بحثهای کوچیک و بیدلیل، بیشتر از سکوتهای اجباری صمیمیترن.
😑
شما هم فکر میکنید توافق همیشگی لازمه؟
:((( #زندگی
بوی قهوه سوخته کل خونه پیچیده چون حواسم بود بازی محیطی جدید رو نصب کنم و لود بشه
واقعاً خندهداره که آدم برای رسیدن به آرامش توی یه دنیای مجازی، اول باید آرامش دنیای واقعیشو به هم بزنه 🤦🏻
حالا باید با این طعم تلخ (و نه از اون تلخهای جذاب) استریم رو شروع کنم