علوم پزشکی تبریز خراب شدهایه که هرچقد درست زودتر تموم شه و بری برد کردی.
هر ترم تصمیمای عجیب و غریب و مزخرف و احمقانه و به ضرر دانشجو میگیرن بعد یه مجسمه میکارن تو محوطه دانشکده و باهاش سیس عقاب میگیرن
چهار روزه اورژانسم یادم رفته بیرون و سکوت چه شکلیه.
لیترالی از ۹۶ ساعت اخیر زندگیم ۴۸ ساعت اورژانس بودم و خب بدیش اینه که بدم نمیاد. از پوست و چشم که بهتره🫣
این “خانوم دکتر از اینترنای خیلی خوبمونه” و “خانوم دکتر مرسی عالی بودین” های اساتید و رزیدنتا آخر هر بخش باعث میشه تا آخر روز به طور احمقانهای لبخند بزنم.
من ۳،۴ سالم بوده خیلی دوس داشتم اتوبوس داشته باشیم یعنی خیلی جدی میخواستم ماشینمون اتوبوس باشه و بابام بهم گفته بود اتوبوس خریدنی نیس ماشینای عادی رو اونقد میرونن که بزرگ و بلند میشن=)))
این دختره که این بخش باهاش افتادیم و اینترنه لیترالی چی چی توجهترین و خزترین و پسر پرست ترین موجودیه که دیدم. قبلا فک میکردم چه اسطورههایی تو این ژانر میشناسم ولی نه این یکیو کسی حریف نیس. پسر میبینه شخصیت و تون صدا و طرز برخورد و همچی یهو عوض میشه
یک سال و دو ماه مونده تا تموم شدن اینترنیم و من با تموم شدن هر بخش یه غم عجیبی احساس میکنم. جالبتر اینه که من تا قبل اینترنی به جز دو سه تا بخش، هیچوقت احساس تعلقی نداشتم ولی الان غم پایان و خداحافظی چیزیه که آخر هر ماه حمله میکنه.
مادری پیکر فرزندش را برای خاکسپاری در حاشیه جاده میشوید.
این کودک در جریان فرار از عراق بر اثر سرمای هوا و خستگی جان باخته بود.
صدام حسین، پس از جنگ خلیج فارس در سال ۱۹۹۱، قیام کردها در شمال عراق را سرکوب کرد و آنان را به خون کشید.
عکس از کاوه کاظمی