رها کن. بپذیر یک سری آدم ها، اتفاقات، خاطرات، تجربه بودن و اثرشو روی زندگیت گذاشتن. و تو لازم نیست اونهارو همیشه با خودت حمل کنی. نه به خاطر بی اهمیت بودنش، به خاطر ارزشی که به تو داده و رفته. بهت قول میدم اینجوری زندگی خیلی برات قشنگ تره.
من فکر میکنم آدمها بعد از رها کردن چیزی که با تمام وجود برایش جنگیدهاند و بی ثمر مانده، تازه میفهمند که چقدر محکماند، چقدر تحمل دارند چقدر در برابر زندگی صبورند و چقدر ارزششان بیشتر از چیزهاییست که به هر قیمتی میخواستند آن هارا نگه دارند.
«حالا یه بار کافه نری که نمیمیری»
«چندتا آهنگ نتونی تو اسپاتیفای گوش ندی که نمیمیری»
اتفاقاً کمکم میمیریم. زندگی فقط زنده بودن نیست؛ همین خوشیهای کوچیکه: قهوه، موسیقی، دورهمی، شبگردی، خریدای الکی. وقتی یکییکی ازت گرفته بشن، فقط نفس میکشی.