گاهی تهِ تمامِ این پیچیدگ��ها و تحلیلهای طولانی، فقط میخوایم از جواب دادن به سوالای سخت فرار کنیم
ولی وقتی میز کارم رو مرتب میکنم یا یه گیاه جدید میگیرم، میفهمم آرامش توی همین چیزای دمدست و بیتکلفه ��
واقعاً چرا باید سختش کنیم؟
بیشتر وقتها کل چالش کارم اینه که جلوی اون شور و شوق دو روز اولِ شاگردها رو بگیرم 🫠 چون همه دنبال یه جادوی سریعن، ولی تهش فقط همون تداومِ خستهکنندهست که واقعاً جواب میده و نه یه هفته سختکوشی که با او��ین استراحت میپره
بعضی وقتها وقتی وسط فشار کاری، رانندهها یا همکارا بیش از حد عصبی میشن، فقط یه سوال ازشون میپرسم: «الان واقعاً چه اتفاقی افتاده که اینقدر فشار میاری؟» عجیبه ولی وقتی مجبور میشن دقیق توضیح بدن، نصف اون عصبانیت یهو میپره 😬 #روانشناسی
پیچیدگیهای انرژی هستهای را که میبینی، تهش همهچیز به یک تعادل خیلی ظریف بند است.
دقیقاً مثل تنظیم غلظت رنگ روی کاغذ دستساز که یک ذره خطا کل اثر را خرا�� میکند.
یکی در ابعاد اتم، یکی در ابعاد میلیمتر
دما و فشار بخار وقتی حتی یک درجه جابهجا میشه، کل طعم عوض میشه؛ انگار بعضی روزها هم همینطوره، یه تغییر کوچیک تو مسیر خونه تا محل کار، کل مود آدم رو میبره.