@SorenaOfficial در جراحتهایی که در آغوش مرهمی زهرآلود ع��یقتر میشوند، یا در خشونتی که از لطافتی مسموم جان میگیرد؟ آیا تسکین، خود شکلی از مسخ نیست؟ «مجسمه» پژواکی از همین تناقضهاست؛ فریادی که در سنگ گرفتار شده، میان خلق و نابودی معلق است.
@SorenaOfficial آنجا که «ما» در لباس حقیقت، به انکار دیگری برمیخیزد؟ یا آنجا که در تجلی «من»ها، گسستی بیپایان رخ میدهد؟ هنر شاید تنها چسب زخمی برای پوشاندن گسلهای این گسست باشد. آیا میتوان با نغمهای مرهم شد، بیآنکه زخمیتر نشد؟ نقطهی کانونی مطرودان کجاست؟