خببب بلاخره میخوام داستان میسترس شدنمو بنویسم:
منم مثل بقیه جامعه smیی از بچگی این حس رو داشتم جوری که تو مهد کودک از تحقیر کردن و رییس بازی برای بقیه، به خصوص پسرا، لذت میبرم؛ بدون اینکه بدونم چرا!
واقعا دلم یه مانی اسلیو خوب میخواد که بشه با خیال راحت روش حساب کرد و براش وقت گذاشت
ازینکه برا تولدم یه کادو درست حسابی نگرفتم هنوز سرخورده و ناراحتم.
عزیزان یکم سرتون رو از فیلم سوپر در بیارید. تو دنیای واقعی، میسترسا ۲۴ساعته کفش پاشنه بلند مشکی نمیپوشن اتفاقا برعکس بیشتر اوقات راحتی خودشون رو اولویت قرار میدن.
خببب بلاخره میخوام داستان میسترس شدنمو بنویسم:
منم مثل بقیه جامعه smیی از بچگی این حس رو داشتم جوری که تو مهد کودک از تحقیر کردن و رییس بازی برای بقیه، به خصوص پسرا، ل��ت میبرم؛ بدون اینکه بدونم چرا!
تا وقتی میسترس نباشی نمیدونی چقدر اسلیوا زیادن!
اگه بخوام بیشتر ��وضیح بدم مثلا کسایی که فکرشم نمیکنید وقتی متوجه میشدن که تمایلاتم اینجوریه کاملا مطیع و دنبالکنندم میشدن؛ کسایی که شاید تو محیط کاری و یا حتی برا دیگران، کاملا دام بودن!