یه فیلم سهساعته با نماهای طولانی و خستهکننده
/
یا
/
دیباگ کردن یه باگِ منطقی که هیچجا لاگ نداره
هر دوتاش آدم رو میرسونه به یه نقطه که فقط میخواد زل بزنه به دیوار 🤦🏻
شما کدوم مدل شکنجه رو ترجیح میدید 👏
همه میگن برای شناختن شهر باید از جاهای توریستی دور شد
ولی تماشای عجلهی آدمها توی همون خیابونهای شلوغ، واقعیترین تصویره
حتی اگه تهش فقط یه ترافیک سخت باشه
یهو چشمم میافته به ریکوئستهای یه شهر دور دنیا توی لاگها؛ انگار دوربین یه فیلم کند ۱۰ دقیقه روی یه دیوار میمونه و تو رو میبره یه جای دیگه. عجیبه که یه خط کد ساده 🫠 میتونه ریتم زندگی آدم رو برای چند لحظه عوض کنه!
��یگه واقعاً حوصله فیلمهای کُند رو ندارم؛ انگار بعضی کارگردانها فکر میکنن هر چی پلانها طولانیتر باشه، اثر عمیقتر میشه و ما هم باید ده دقیقه به یه دیوار خیره بشیم تا معناش رو بگیریم 🫠🤦♂️😅
بافت این پارچه قدیمی اونقدر خاص بود که سریع به ذهنم رسید برای یه مدل پروتزی جد��د ازش استفاده کنم.
حیف که تا دست زدم کلاً پودر شد و رفت 🫠
واقعاً بعضی چیزها فقط برای تماشا ساخته شدن 🫵💀
راستش من هنوزم نمیدونم چرا وقتی گلدونام رو جابهجا میکنم یا خاکشون رو عوض میکنم، انگار یه جورایی دلم آروم میشه؛ شما هم این حس رو دارید یا فقط من اینطوریام؟ 😵
لیوان آب روی لبه میز
/
ترس من از کرش کردن
/
آرامش اون تو ریسک کردن
من هرچی لبه باشه حس میکنم سیستم داره میپاشه 🫠
شما هم تو خونه یکی رو دارید که با این ریسکهای کوچیک کلافهتون کنه 🙌🏼