واقعا دیگه از دست همکارام ذله شدم. یا مبلغو اشتباه میکشن، بدیهیترین چیزا رو نمیدونن، از موجودی داروهامون خبر ندارن، جای داروها رو بلد نیستن، کاربرد داروها رو نمیدونن، چرتترین سوالا رو از من میپرسن و واقعاا خستم.
جون به جونم کنن من عاشق نایت لایفم؛ دو شب زود میخوابم شب سوم بدنم نمیپذیره. دوازده شب به بعد روحی در من دمیده میشه که متفاوته، سرزندس، مهربونه، شاده، باانگیزس. از بچگی همین بوده و باید بپذیرمش.
انقد حوصله آدما رو ندارم که با دوستم داشتیم حرف میزدیم بهش گفتم ناراحت نشو اگه بلاکت کردم و بعد واقعا بلاکش کردم. (البته دوست قدیمی بود و بعد مدتها قطع ارتباط حرف میزدیم)
دیروز نمیدونم تو آرایشگاه چی به موهامون زدن که بعد شست و شو گلاب به روتون سرمون بوی فاضلاب میده. کلی راه امتحان کردم و فک کردم اوکی شده، الان تو داروخونه باد کولر میخوره و اون بوی گندو رو به زیبایی هرچه تمام پخش میکنه.😊