شايد باورتون نشه بعضى از ادما باكسى رابطه ندارن، هيج كراشى هم ندارن
از يه اپ به اپ دیگه اسكرول ميكنن بدون اينكه كسى باشه باهاش حرف بزنن
ميرن سركار، بر میگردن خونه غذا ميخورن ،ميخوابن و روز بعد دوباره ميرن سركار!مثل من🙂
در واکنش به حرف کسی که میگوید زن وقتی میره خونه کسی پس خودش خواسته بهش تجاوز بشه و گرنه نمیرفت
عدهای میگویند در این صورت یعنی مرد یک حیوان وحشی در نظر گرفته میشود که هیچ عقل و اخلاقی ندارد!
و بعد چنین توضیح داده میشود که هر زنی میره خونه یک مرد که برای سکس که نیست!
درست اما ناقص است.
چیزی که فراموش میشود این است که در ذهن و فرهنگ مردم ما هنوز حق زن برای داشتن سکس و تفاوت سکس و تجاوز به خوبی آموخته و درک نشده است.
.
نه تنها هر زنی که به خانه مردی میرود یا مردی را به خانه دعوت میکند معنیش تمایل به سکس نیست
بلکه تمایل به سکس هم معنیش تمایل به مورد تجاوز قرار گرفتن نیست!
یک زن ممکن است و حق دارد صرفا و فقط به قصد سکس هم به خانه مردی برود ولی باز هم حقش نیست مورد تجاوز قرار بگیرد!
نباید سرزنش شود که تو خودت برای سکس رفتی.
او برای سکس رفته نه برای تجاوز!
.
ولی ذهن و فرهنگ تکامل نیافته جامعه ما هنوز در عمل نمی فهمد سکس یک رفتار طبیعی است و تجاوز یک جرم است!
شاید وقتی بشنویم بگوییم میفهمیم ولی در عمل نمی فهمیم!
اگر فردی میل و رضایت به سکس با یک انسان دیگر را به طور ضمنی یا مستقیم بیان کند باز هم معنی آن این نیست که از آن پس آماده پذیرش هر رفتاری تا هر زمانی از آن فرد است.
و با توجه به اینکه ذهن و فرهنگ ما زن را اساسا چیزی متعلق به مرد و از دنده چپ مرد میداند، هنوز تصوری از حق آزادی زن در مورد سکس چه قبل و چه حین و چه بعد از آن را درک نمیکند.
تا اکنون هم بیشتر بخش پیشرو جامعه تازه به آنجا رسیده که برای سکس با زن باید رضایتش گرفته شود و همین را کافی میداند که البته در این مرحله هم گاهی هر رفتاری را ممکن است موافقت ضمنی تفسیر کنند!
اما این کافی نیست.
نه تنها برای سکس با یک زن باید رضایتش گرفته شود بلکه باید آزادیاش برای تعیین فرم و زمان و مکان سکس و همچنین آزادیاش برای خودداری از ادامه آن در هر زمانی با وجود رضایت اولیه درک و پذیرفته شود.
رضایت به سکس به معنی دادن اختیار تام جسم و روح زن به مرد تا ارضا شدن مرد نیست!
از اونجا که از سلامت روان حتی سلامش برام دیگه نمونده باقی، معیار پیدا کردن پارتنر آیندمو گذاشتم رو اختلالات روانی مشترک یا حتی مکمل.
مثلا چون خودم کمالگرام اون میتونه نارسیسیست باشه:))))
امروز داشتم به زندگیم فکر میکردم. من توی زندگیم برای به دست آوردن هیچ چیزی تلاش زیادی نکردم. یعنی خودمو به آب و آتیش مردم. تلاش هام معمولی بود. ولی هر چیزی رو که به دست آوردم برای نگه داشتنش تلاش کردم.
مسئله فقط اقتصادی نیست. ما با خودمون خوشحالیم و مردی که چیزی به زندگی و خوشحالیمون اضافه کنه پیدا نمیشه. یعنی رقابت بین مردها نیست؛ بین مردها و هیچیه و مردها به هیچی میبازن.
(اینو فکر میکنم قبلا هم توییت کردم)
@NateSilver538_ آه میلان کوندرا
ولی، وقوف به سبکی تحمل ناپذیر نمیذاره هیچ جوره اندکی لذت از زندگی حس بشه. حتی حس میکنم زندگی در لحظه هم چاره نیست. یعنی برای من که نیست. نمیدانم!