چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
What about the Iranian people? We promised to help them. Among other things, we should have armed them (the Reagan Doctrine). What now? Anything? The MOU is silent.
What about the Lebanese Christians, who have wanted to be rid of Hezbollah for 40-years and take back their country from Iran? The MOU ensures Hezbollah's (meaning Iran's) continuing control over that country, and existential threat to Israel.
دیروز در لندن با پریتی پتل، وزیر خارجه دولت سایه بریتانیا، دیدار و درباره آینده سیاست غرب در قبال ایران گفتوگو کردم. تأکید کردم که مردم ایران باید در مرکز هرگونه سیاستگذاری درباره جمهوری اسلامی قرار گیرند. چهار دهه مماشات نه رفتار این رژیم را تغییر داده و نه امنیت منطقه و جهان را افزایش داده است. جمهوری اسلامی همچنان تهدیدی علیه مردم ایران و امنیت کشورهای دموکراتیک، از جمله بریتانیا، به شمار میرود. حمایت از ملت ایران و ایستادگی در برابر شبکههای سرکوب و تروریسم این رژیم، مؤثرترین راه برای دستیابی به ثبات، امنیت و صلح پایدار است.