شهید ثالث: زهرا خانم که نقش پیرزن فیلم را بازی میکرد به من گفت:«ما در واقعیت گداییم و حالا توی فیلم هم باید نقش گداها را بازی کنیم»
(مصاحبهکننده میخندد.)
شهید ثالث: اینچیزها خنده ندارد.اینها برای من فکاهی نیست.وقتی این حرف راشنیدم انگار سیخ داغی را بچسبانند به قلبم.
#شهیدثالث
بعدتر که [پدرم] فوت کرد،بابت اینکه نتوانستم جلو مرگش را بگیرم خودم را زندانی کردم وتمام شب گریستم.بعد نامهای مفصل وطولانی برایش نوشتم،نامهای که هرگز به دستش نمیرسید. به او گفتم اگرمزاحم تنهاییاش نمیشدم، با کمال میل دلم میخواست الان زیر خاک کناش میخوابیدم و نمیگذاشتم سردش شود.
اینکه بخواهیم از ظلمت بپرهیزیم قابل فهم است، اما ما با طلب نور به خودمان لطمه میزنیم. باید بکوشیم به جای تاباندن نور به ظلمت، بیاموزیم در همین تاریکی چیزها را ببینیم.
دیدن در تاریکی | ماریانا الساندری
آدم دوست دارد ببیند تا کجا میتواند تاب بیاورد: به سوی بیحسی مطلق و اوج حساسیت، با رنج و عذابِ ستونهای درد که اینجا و آنجا بالا میروند…
یخبندان | توماس برنهارت
در برابر «سیاست» و ابتذال روزمره، ادبیات، موسیقی یا نقاشی پادزهر خوبی است. ادبیات وقتی از ابتذال روزانه یا از هر چیز معمولی حرف میزند آن را از ابتذال بیرون میکشد، به آن حقیقتی میدهد که دیگر همه چیز هست، جز مبتذل
#روزهادرراه#شاهرخ_مسکوب