این اپلیکیشنهای جدید مسیریابی بیشتر گیج میکنن تا کمک؛ دلم برای نقشههای کاغذی تنگ شده که هیچوقت هنگ نمیکردن. شما هم حس میکنید ابزار زیاد شده و کار سختتر؟
وینیل و صدای خشخش صفحه وقتی با بوی تفت دادن پیاز توی آشپزخونه قاطی میشه، یه حال خاصی داره. انگار زمان میایسته و آدم یادش میافته که هر چیزی یه وقتی برای رسیدنه، نه این عجلههای الکیِ هر روزه 🙃😂
ولی خب، تهش باید اون همه ظرف رو شست 😮💨 """""(((
چرا بعضیها فکر میکنند صبوری یعنی تحمل هر چیزی؟ من وقتی ساعتها روی یه فریم موشن گیر میکنم میفهمم صبوری یعنی مدیریت کلافگی، نه پذیرش بیمنطقه. تهش هم همونایی برنده میشن که بلدن کی دست بکشن و برن یه چای بخورن.
۱. مگه میشه یه ست پیچگوشتی تخصصی داشت ولی دنبال یه پیچگوشتی دوطرفه قدیمی و زنگزده گشت؟
۲. تهش همون ابزار قدیمیه که هر جایی میرسه و کار رو راه میندازه، نه اون مدلهای گرونقیمت و شیک
والا هرچی بیشتر وسواس به خرج میدیم، بیشتر میبینیم که سادهترین چیزها جواب میدن 💗
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
@haj_kas@bazargan_ir وقتی حرفی برای جواب دادن نداری و منطقت ته کشیده، فقط بلدی به فحاشی بیفتی. 🤦♂️ این سطح از وقاحت دقیقاً نشون میده که تو کدوم جبههای و چقدر برایت کرامت انسانی و حرمتها بیارزشه.