بهش گفتم برای هر حرف من جوابی توی آستینت داری.
نوشت: ما راستهای افراطی همینطور هستیم. همه فن حریف.
دلم میخواست بهش بگم: و «متوهم». ولی توی دهنم نچرخید.
بیماریِ سرهنویسی و کنارگذاشتن کلمات عربی میتواند دستگاه زیباشناسی مغز آدم را از کار بیندازد، که به جای ترکیب خوشآوا و تا حدی رازآمیز «مجمعالجزایر»، بگوید «جزیرگان».
علیالحساب، مجهولالهویه، دائمالخمر، فارغالتحصیل، قسیالقلب، دستورالعمل… عربی به زیبایی فارسی کمک میکند.
@janusgroup_ کتاب یک بازافرینی مدرن از داستان ایوب پیامبره. زبان ساده و مینامالیستی و در عین حال جذابی داره. ترجمهی فوقالعادهی آقای همتی هم دست به دست داستان جذاب کتاب داده. ایمان و تقدیرگرایی هم تم اصلی کتابه. یک شاهکار در ادبیات مدرنه به نظرم
در این ویدئو دربارهی «چشمان سیاهِ» نیکیتا میخالکوف، اقتباس از ادبیات، و جهان سهل و سیاه آنتون چخوف حرف زدهام. اگر از چخوف یا مارچلو ماسترویانی خوشتان میآید ببینید.
https://t.co/PD5sbau5vt
این ارجاع به ادبیات و تطبیق زندگی و امور روزمره به جاهایی در داستان ها روحم را تازه می کنه🤌🏼
اینجا اشاره به داستان بارتلبی محرّر از هرمان ملویل
و آن نقل قول معروف بارتلبی:
I would prefer no to
مردی که در اپیزود اول نقش اصلی بوده در اپیزود بعدی از کنار شخصیت اصلی رد میشود، پزشکی که تصمیماش زندگی آدمهای این قسمت را زیرورو کرده در آن قسمت سیاهیلشکروار از پلهها بالا میرود، و آدمهای کیشلوفسکی مدام اتفاقی به هم برمیخورند، بیآنکه هم را بشناسند، و میگذرند...
مادر مرجان ساتراپی در مراسم خاکسپاری:
با رفتن ماتیاس، چیزی در مرجان شکست… من ۱۴ ماه در کنارش ماندم تا بداند هر تصمیمی که بگیرد، همراهش هستم… نامهای برایم گذاشت که در آن نوشته بود «مرسی مادر که در کنارم ماندی. اگر میتوانستم به زندگی ادامه میدادم، ولی نشد. دوستت دارم، یک میلیون تا!»