روی دیوار سایه ای افتاده بود
با تعجب به نور چراغ خیابان
به دست های بیروحم
به کام آخر سیگارم
خیره خیره نگاه کردم
از عابری پا جای پایم میگذاشت
پرسیدم
از کی تاحالا سایه ها سایه دار شدن؟؟
#پندار
چه اتفاقی در حال روی دادن است؟
هرکس به درد خویش بدهکار ماندن است
ماندن برای چه مقدار جام زهر؟
یک نه که صد پیاله لبالب لب ز گفتن است
یک پای مرگ پای ثابت این ماجرای تلخ
یک نای درد آه ساکت ازاین تابتای تلخ
چندین و چند درد به تن کرده ای ز خشم
سنگین چو سنگ سقوطی به قهقرای شب
(خودم)