تلآویو، جنگ جدید اعراب و اسراییل را از تهران مدیریت و هزینهش را از جیب ایرانیان پرداخت میکند. در غیاب عاملیت ملت، وضعیت بیدولتی در ایران هر روز هزینهزاتر خواهد شد.
سازماندهی در سطوح خرد در شکلگیری گفتمانی و ایجاد همگرایی ذهنی باقی میمونه.
این سطح از سازماندهی برای تولید سرمایه اجتماعی، افزایش آگاهی و مقدمات تغییرات ضروریه، اما بهتنهایی برای ایجاد تغییرات ساختاری، بسیج منابع، سلسلهمراتب کارآمد و اجرای برنامههای پیچیده کفایت نمیکنه.
اولا در ۱۸ و ۱۹ دی، نیروی سرکوب غافلگیر شد ولی از هم پاشیده نشد. شمار جاویدنامان، گواه این است.
دوم، نمیتوان انتظار داشت یک گروه فراخوان دهد، گروه دیگر، نیروی مردمی را آموزش.
گروه فراخوان دهنده، باید قبلا برای هماهنگی و آموزش نیروی مردمی، ابتکار لازم را بهکار برده باشد.
پاسخ اینکه جنگ قابل اجتناب بود یا نه؟ مسئله فعلی نیست که جنگ بنابر دلایل متعددی صورت پذیرفته.
مشکل جایی است که نیروی ملی تمام اعتبارش را در پای پروژهای بگذارد که هیچ کنترل و اهرم فشاری بر آن ندارد.
۲
در فقدان دستگاه سیاسی و پرهیز از اقتدار عقلانی-قانونی، تمام دستاوردهای جنبش اجتماعی ملت ایران در معرض استفاده برای منافع کشورهای دیگر است.
رقابت و یا تعامل با دستگاههای امنیتی دولتهای منطقه به حداقلی از سازماندهی ملی و سامانه سیاسی کارآمد وابسته بود، که فعلا ایجاد نشده است.
وقتی از «القای همکاری» بجای «همکاری معنادار» صحبت میشود، همین حرفهای بیپایه و شعاری در مورد پیمان کوروش است.
تعهدات و ابعاد «پیمان کوروش» چیست؟
چگونه قرار است همزمان با «پیمان ابراهیم» که بمنظور هژمونی اسرائیل در منطقه است، تفسیر و اجرا شود؟
@PahlaviReza
وقتی از «القای همکاری» بجای «همکاری معنادار» صحبت میشود، همین حرفهای بیپایه و شعاری در مورد پیمان کوروش است.
تعهدات و ابعاد «پیمان کوروش» چیست؟
چگونه قرار است همزمان با «پیمان ابراهیم» که بمنظور هژمونی اسرائیل در منطقه است، تفسیر و اجرا شود؟
@PahlaviReza
اگرچه جمهوری اسلامی و منتفعین منطقهای آن مانع از احیای سیاست و دولت در ایران میشوند، اما اپوزیسیون ملی نباید به این سطح نازل سیاسی تن بدهد، اگر میخواهد آلترناتیو وضعیت بیدولتی در کشور باشد.
دولت ملی در ایران با شکوه و بزرگی پیوند خورده که لازمه آن جدیت و کارآمدی است.
«پیمانهای متناقض»
پیمانهایی که خارج از چارچوبهای شناختهشده حقوق بینالملل و سازوکارهای رسمی میان دولتها شکل میگیرند، عموماً از ضمانت اجرایی برخوردار نیستند. از اینرو، چنین توافقهایی نمیتوانند مبنای تصمیمگیریهای سیاسی یا راهبردهای کلان قرار گیرند.
۱-۷
پیشتر از خصلت اینگونه «انگلهای سیاسی» بسیار نوشته شده بود که تنها از یک کارفرما به کارفرمای دیگری مهاجرت میکنند و امید بستن به آنها جز خسارت و پشیمانی برای مردم نخواهد داشت.
بدنبال عدم ترک خاک ایران توسط روسها پس از جنگجهانی دوم و اقدامات آنها در تجزیه ایران با ایجاد جمهوریهای خودمختار آذربایجان و مهاباد، شاه فقید به کمک نیروهای ملی کارآمد مانند احمد قوام، حسین علاء و سپهبد رزمآرا و پشتیبانی استراتژیک آمریکا این «بحران سرزمینی» را پشت سر گذاشت.
۱
سیاست خارجی آریامهر و مسئله اسرائیل
پس از شکست اعراب در جنگ ۶ روزه از اسرائیل در ۱۹۶۷، مساحت اسرائیل به ناگهان چهار برابر شد و آنها توانستند نقاط ژئوپولتیک حساسی را در اختیار بگیرند، که شامل؛ صحرای سینا، بخشهای حیاتی از اردن، بلندیهای استراتژیک سوریه و مناطق فلسطینی بود.
۱-۷
بیبیسی فارسی بیش از یک دهه است که هیچ اعتبار اجتماعی ندارد و تکلیف آن نزد افکار عمومی مشخص است.
اما اگر نگرانی و یا خطری برای ایران وجود داشته باشد از جانب شبکه ضد-ایرانی اینترنشنال است، که با توجه به دسترسی گسترده و هزینههای سنگین، به مرجع خبری مردم در داخل تبدیل شده است.
«پهلویسم» یا «قانون اساسی مشروطه»
تعابیر سیاسی که فاقد بار حقوقی باشند، بمانند «چاقوی دولبه»ای عمل میکنند که نقش مخرّب آنها میتواند به همان میزانی باشد که در خدمتِ یک جنبش اجتماعی قرار میگیرند.
۱
سابقه «ارتش مدرن ایران» در حفاظت از حدود کشور و منافع ملی ایران که بدنبال اقدامات رضاشاه بزرگ تاسیس شد به گونهای بوده است که حتی اختلال عملکرد آن در جنگ جهانی دوم نیز نتوانست بر مقبولیت و روند رو به رشد آن سایه بیفکند.
۱-۹
بازخوانی وقایع سیاسی، آداب و اصولی دارند که اگر به دقت رعایت نشوند، نهتنها دستاوردی نخواهند داشت که پرسشهای جدیتری نیز مطرح خواهند کرد.
بیشک گفتگوهای یکطرفه برای جامعه امروز ایران توانایی اقناعی ندارند و انعکاس شرایط بحرانی اپوزیسیون در این مصاحبه دیده نشد.
@PahlaviReza