@apourkazem_de این پروژه برای تطهیر کردن روحانیت و اسلامگرها با مهرنامه قوچانی شروع شد و توسط اراذلی مثل یزدانی خرم و شروین وکیلی و تدینی و اشتری ادامه پیدا کرد تا امروز رسیده به این تازه نفسها. هدف هم این است که اسلامگرها و روحانیت هیچ نقشی در انقلاب نداشتن و فقط چپها بودن که انقلاب کردن
محمدرضاشاهی که ۳۷سال قدرت مطلقه کشور در اختیارش بود و در کوچکترین مسائل کشور دخالت میکرد و وزیر دربار خودش اسدالله اعلم رو مجبور کرده بود براش جاکشی کنه و از روسپیهای شهر نو هم نمیگذشت هیچ مسئولیتی در سقوط حکومتش نداشت اما ساعدی پدر بدبختی ایران و پهلویها بود!
رضاپهلوی به این واقعیت رسیده که در هیچ عرصهای دیگه قرار نیست حتی نقش یک دلقک هم بهش سپرده بشه و از کشتار دی به این طرف هم چیزی جز بیآبرویی نصیب نبرده. پس با عقل ناقصش حساب کرده حالا که بیآبرو هستم دستکم یک بیآبرویی باشم که بگم: من در معادلات سیاسی دنیا برای خودم یک پخی بودم!
@apourkazem_de بله، شاملو در همون صفحههای آغازین کتاب، چند ایراد اساسی از ترجمه بهآذین میگیره. گلستان فیلمساز و نویسنده مهمیست، اما خلقیات بسیار عجیب و تا حدودی آزاردنده هم داشت و با شاملو هم تمام عمر جدال کلامی و قلمی داشت. استناد به نظر گلستان راجعبه کارنامه شاملو واقعاً مضحکه.
جالب است که در دههٔ ۵۰ بسیاری از چهرههای برجستهٔ ادبیات و ترجمه با شاملو دربارهٔ ترجمه گفتوگو میکردند و بارها از توانایی او در ترجمه تمجید کرده بودند. با این حال، امروز نخالههایی مثل سام گیوارد! صرفاً با استناد به نظر گلستان نتیجه میگیرند که شاملو زبان نمیدانست و مترجم نبود
@apourkazem_de اینها چنان در نوستالژیِ دورهٔ پهلوی غرق شدن که حتی شخصیتِ منفی صاحبخانه یعنی کسی که عملاً به مستأجرها زور میگه و برای کرایه عقبافتاده از زنهای مستأجر سؤاستفاده جنسی میکنه براشون به یک قهرمان تبدیل میشه! اینجاست که باید گفت نوستالژی خیلی راحت میتونه توهم و زوال عقل بیاره
صاحبخانه نماد اقتدار حاکم یا ساختار سرکوبگر است. مستأجران نماینده طبقات فرودست هستند که در نهایت بر علیه ساختار سرکوبگر شورش میکنند. خانه فرسوده تصویری از جامعهایست که در حال فروپاشیست. اگر ایننمادها از فیلم حذف شود فیلم میشود داستانی درباره مستأجران بدحساب و صاحبخانه عصبانی!
داشتم فیلم گوزنها رو میدیدم دقت کردم که چه قدر آرمان های چپولانه احمقانه است. صاحبخونه اجاره اش رو میخواد و این تن لش ها نه تنها هیچ علاقه ای به پرداخت اجاره ندارند بلکه اصولا پرداخت اجاره رو نوعی ظلم به خودشون میبینند و در نهایت صاحبخونه ننه مرده رو چون اجاره میخواد کتک میزنند.
@apourkazem_de بنابراین، ادعای افرادی مثل سام هوخشتره یا همان گیوراد که شاملو «دن آرام» را فقط از روی ترجمهٔ بهآذین ترجمه کرده، مزخرف است. شاهدانی مثل ایرج کابلی از نزدیک در جریان روند کار بودهاند
@apourkazem_de ممنون از تو. بله شاملو مترجم حرفهای به معنای رایج کلمه نبود؛ ترجمه شغل اصلیاش محسوب نمیشد و خودش هم نه چنین ادعایی داشت و نه میخواست هویت ادبیاش را با عنوان «مترجم» تعریف کند. اما این به معنی ناآشنایی او با زبان خارجی که بعضیها مدعی آن هستند نیست.
@apourkazem_de در ترجمه دن آرام هم شاملو این کار را ابتدا با همکاری ایرج کابلی، که زبان روسی میدانست شروع کرد. طبق روایت کابلی نتیجهٔ همکاری به شکلی پیش نرفت که رضایت هر دو نفر را جلب کند. در نهایت کابلی به شاملو پیشنهاد میکند رمان را بر اساس متن فرانسوی و با همان شیوه خودش ادامه دهد
@apourkazem_de شاملو به زبان فرانسه تسلط داشت و در ترجمه شگرد خودش را داشت که خیلی وقتها بهجای ترجمهٔ کلمهبهکلمه، به بازآفرینی ادبی و ترجمهٔ آزاد نزدیک میشد. انتخاب آثار برای ترجمه هم فقط تابع بازار نشر نبود ذوق ادبی، دغدغههای فکری و گرایشهای سیاسی شاملو در انتخاب کتابها نقش مهمی داشتند
@Mehrzaman4 تسلط شاملو به زبان فرانسه را نمیتوان صرفاً با ادعای آدمی مثل گلستان نادیده گرفت. داوری دربارهٔ ترجمههای شاملو باید بر پایهٔ متنهای مبدأ، نسخههای واسطه و شواهد کتابشناختی انجام شود، نه بر اساس توییتهای خالهزنکهایی امثال سام گیوراد که اعتیاد شدید به لایک و دیده شدن دارند.
@SHIVAARASTEH کسانی که در فضای مجازی به دنبال شناسایی هویت و مشخصات کاربرانی هستند که به دلایل امنیتی ترجیح دادن با اسم مستعار فعالیت کنند یا بیاندازه ابله و کندذهن هستند یا مأمور و بازجوی اطلاعات هستند. شما اول مشخص کنید که کدام این دو هستید.
@Mehrzaman4@SaamGivrad چرا تصور میکنید صرفِ بیان یک ادعا، آن هم بدون ارائه هیچ سندی برای اثبات آن، دارای اهمیتیست که دیگران باید به آن توجه کنند؟ طرح چنین ادعاهایی بدون پشتوانهٔ مستند، تنها زمانی شاید قابل تأمل باشد که از سوی افرادی مطرح شود که در عرصهٔ تفکر جایگاه و اعتباری شناختهشده داشته باشند
@tajimora گیوراد در واقع یک هیچکاره است که خودش رو با چسباندن به این اون مطرح میکنه. یک عمو دوربینی در عرصه فرهنگ که با پرسه زدن اطراف کتاب فروشیها با افراد افراد مشهور و نیمه مشهور سلفی میندازه و خودش رو به زور قاتی میوهها میکنه
طبیعیست که درباره کیفیت برخی ترجمههای او بتوان بحث کرد،اما تقلیل کارنامه او به یک قضاوت فردی،نادیده گرفتن مجموعهای از شواهد،نظرها و واقعیتهای تاریخی است.نقد زمانی شکل میگیرد که همهٔ دیدگاهها و قرائن در کنار هم دیده شوند،نه اینکه تنها یک روایت بهعنوان معیار نهایی پذیرفته شود
این نوع داوری، دستکم از منظر تاریخی، محل تأمل است. اگر شاملو واقعاً از دانش زبانی و توانایی ترجمه بیبهره بود، چگونه توانست در همان زمان تحسین و تأیید بسیاری از اهل فن را برانگیزد؟