چرا فراخوان به سمت مراکز نظامی، دعوت به مسلخ است؟
ادعای وجود اسلحهخانههای بیصاحب، با واقعیتهای نظامی همخوانی ندارد. این نوع فراخوانهای فکرنشده، بر اساس تجربیات گذشته و اعترافات فرماندهان سپاه، هدایت مردم به نقاط مرگ است.
۱. تلهی مراکز تخلیهشده
سردار نجات (جانشین قرارگاه ثارالله) در مصاحبه اخیر خود صراحتاً استراتژی سپاه در زمان حمله و جنگ را «تخلیه مراکز فرماندهی برای حفظ کادر و تجهیزات» عنوان میکند [۰۰:۲۵:۳۰].هدایت مردم به ساختمانی که موشک خورده و تخلیه شده، هیچ دستاورد تسلیحاتی ندارد. تجمع در این نقاط، یعنی قرار گرفتن در شعاع انفجارهای ثانویه، حملات هوایی ثانویه و محاصره توسط نیروهای واکنش سریع که در اطراف مستقر هستند.
۲. نبرد نابرابر با ادوات سنگین
مراکز مهم، حتی در صورت تخلیه موقت، با ماشینهای زرهی، توپ خودکار و آرپیجی حفاظت میشوند. سردار نجات تایید کرده که پیشبینی آنها مقابله در تمام مراحل است. کسی که مردم را به سمت مرکز مجهز به سلاح سنگین میفرستد، واقعیتِ «نیروی ذخیره» را عمداً نادیده میگیرد.
۳. استراتژی کنترل: از «خیابان» به «بنبست»
تجربه اعتراضات ۹۸ و ۱۴۰۱ و ۱۴۰۴ نشان داد موثرترین روش سرکوب، کشاندن مردم از «جریان سیال خیابان» به مقابل «ساختمانهای نظامی ثابت» است. در خیابان، جمعیت ابتکار عمل دارد؛ اما مقابل پادگان یا کلانتری، به یک هدف ثابت برای سلاحهای سنگین تبدیل میشود. لیدرهای نفوذی در جریان اعتراضات خیابانی، همزمان که از ملحق شدن جمعیتهای پراکنده به یکدیگر جلوگیری میکند، حرکت مردم را نیز مستقیماً جلوی لوله تفنگ متوقف میکنند.
۴. پوچی تسخیر فیزیکی (نمونه صداوسیما)
تسخیر ساختمان (مانند تجربه اصفهان) به معنای کنترل بر کارکرد آن نیست. زیرساختهای پخش آنالوگ نیستند و دیجیتال شدهاند و براحتی قابل انتقال هستند. در جنگ ۱۲ روزه درست در لحظه موشک باران پخش صداوسیما متوقف نشد. حتی ورود به یک ساختمان موشکخورده، موازنه قدرت را تغییر نمیدهد و صرفاً اتلاف انرژی جمعیت در لحظات طلایی است.
بنابراین رفتن به سمت مراکز نظامی در هر مرحلهای، خروج از فضای بازِ قدرت (خیابان) و ورود به گلوگاه احتمالی مرگ (مراکز نظامی) است. تسخیر خیابانها مهمتر از تسخیر مراکزی خالی و خالی کردن خیابان است. خیابان باعث پراکندگی نیروهای سرکوب میشود و از طرفی حضور در خیابان به مردم بیشتری حس امنیت میدهد تا به جمعیت ملحق شوند.
رفرنسها:
۱. لیست مراکزی که جلوی آنها بزرگترین قتلعام تاریخ ایران رخ داد:
https://t.co/E000UvIkbv
۲. چند روایت از هدایت به سمت مسلخ:
https://t.co/tkDbafzmEE
۲. مصاحبه نجات:
https://t.co/k2XKOnKq7J
اگه چپ نبود حق مرخصی و اضافهکاری هم تو قانون کار نبود و اگه سرمایهداری نبود هم زندگی رنگ و لعاب نداشت. تفریحات لاکچری تابو بود. اینقدر دوطرف طیف رو نچسبیم. تقابل این تفکراست که جامعه رو تکون میده
این قهرمانپروری ما ایرانیا از اعتماد بنفس پایینمون میاد. یبار خمینی رو حلال مشکلات میبینیم و ۵۰ سال بعد پهلوی رو. جنبشهای قبلی رو محکوم میکنیم و میزنیم بنام بقیه. از ۸۸ تا زنزندگیآزادی رو لیبل چپ میزنیم. چپ مطلق جهنم سرده ولی سرمایهداری مطلق هم بردهداریه. چرا تعادل نه؟
من از رضا پهلوی متنفر نیستم.
فقط او را لایق این همه توجه و بزرگنمایی سیاسی نمیبینم.
از نظر من، او نماینده ارتجاع است. تنها فرقش با خمینی در لباس است.
کسر شأن مبارزه و زندانیان و اعدامیان سیاسی و خونهای ریختهشده است که چنین فردی بخواهد بر دوش این رنج تاریخی سوار شود. مصیبت آن روزی است که کشوری با این همه پیچیدگی، به دست چهرهای بیتجربه و بیبرنامه سپرده شود.
#از_دموکراسی_بگو
#NO
@Elham_mackable یخورده بعدترش میفهمی ماها کی باشیم که بخوایم بقیه رو مستحق مجازات بدونیم و همین طرز نگاه از بالا به پایینه که روابط رو بهمچین نقطهای میرسونه