@stellar_saga مشکل ما با خواهرزاده ام این بود که میکفت چرا من تو عکسها نیستم، گفتم عکاسش خودت بودی🥹🤦🏼♀️😂، به همه میگفت من عکس گرفتم ببینید، بالاخره بزرگ شده فهمیده اصلا نبوده🙊،
@The__Usher منهم یاد گرفتم به والد کنترل گر توضیح ندم، کافیه یه توضیح کوچیک بدی بعد میفتی تو بازی که باهات دارن ،یه حرفی میزنن مجبوری دوباره توضیح بدی و این چرخه معیوب ادامه داره، نتیجه میسه که از اول وارد این بازیها نشی ، دچار فرسایش میشی اما چاره ای نیست،
@jahangiri_biz من هر سری عجله داشتم بدتر شده،اما هیچ وقت بهم هدیه نداد🤦🏼♀️😂 یادم باشه اینبار توییت کنم🤭،جالبه ماه قبل که درخواست برای بیمه سفر دونفر دادم،گفتن مجوزخاص میخواد.یک روز طول میکشه،برای مسافردومنیومد،مسافردرمسیربود براش یکساعته صادرشد،،آی حرص خوردم،مسافردوم کی بود؟ خودم 🤯😂
@appleandorangee واقعیت محض
خیلی از کالاهایی که قبلا براحتی خارجی میخریدیم هم از سبد خرید حذف شده، ایرانی هم شده فقط ضروریها،باید فکر کنی درجه اهمیت هرچیزی چقدره که آیا برایش پول بدی یا نه. 😫
@Amirloghman من ۳سال پیش زنگ زدم،قیمت مثلا xبود وقتی اومد گفت 5x،گفتم من همون xمیدم و مسیولیتش باخودم.میگفتن نه باید فلان مدل شسته بشه و اگر نشه من بعنوان کارشناس فرش 🫠اومدم و دیدم و اگر مشکلی پیش بیادعملکردم میره زیر سوال، بعد اصرار که ببریم،بادعوا انداختمشون بیرون
@aida47731624 من همیک کارشناس داشتم،جوری ساپورت میکردم که همه فکرمیکردن چقدرخوبه،بمحض اینکه تغییراتی دراداره شد ویکی از مدیران بخش دیگه گفت من این نیرو را میخوام گفتم بفرمایید مال شما،خودش هم باذوق رفت اما به ماه نکشید ایراداتش دراومد،دعواش شد خواست برگرده قبول نکردم گفتم راحت شدم
@Carboncharbon خواهرم دوران طرحش را در یکی از روستاهای محروم گذرونده بود، عروس سرایدار درمانگاه دوماه بعد از عروسی برای تست بارداری اومده بود،بهش گفت زود که ازدواج کردی کمی صبر میکردی برای بارداری ( ۱۵ -۱۶ ساله بود) پررو پررو برگشت گفت خانم دکتر ترشیدی خودت شوهر نداری حسودی میگنی😂
امشب رفتم خونه نوه خاله ام، نوه ای که امشب اولین شبیه که زیر خروارها خاک خوابیده، در مدت ۴ ماه از شروع مریضی و جراحی و شیمی درمانی رسید به نقطه پایان، همسن بودیم، همبازی بودیم. توانی برای تحمل این درد و داغ ندارم خیلی سخته 😭🥲
@appleandorangee مدت طولانی نبودی،این مدت هم که حال و روز هیچکس تعریفی نداشت. قشر زیادی غمگینن.بعد میبینی برایت روزمرگیها بی ارزشن در قبال جانهایی که از دست رفته، امیدی داشتیم که خیلی روزها جاش ناامیدیه ، اما تویی که یه کوچولوداری باید قوی باشی. همینقدرش هم که هستی واقعا آفرین،سخته خب
امروز به این فکر میکردم چقدر سفر زمینی میرفتم.چقدر تنهایی سینما وکافه رستوران میرفتم،چقدر تنهایی واسه خودم کلی کار میکردم. بی کله واسه خودم میرفتم،نمیفهمیدیم و شاد بودیم،الان چی شده که نمیتونم جایی برم، ترسوتر شدم یااز یجایی همه دیگه غمینیم،حس امنیت دربیرون از خونه هم که نداریم
۲و گفت توکارگر این خونه برای چی رفتی گفتی؟یعنی خواهرم شد یه گوله آتیش.پرستار خانم مظلومه که از مابیشتر با دخترک وقت گذرونده،حق مادری داره،اینبارخواهرم راسا عمل کردوبهشون گفته حق ندارین به بچه ام وپرستارش تو حیاط نزدیک بشین.پاره پوره کرده،حالا شش ماهه این سرایدار جدید اومده🤦🏼♀️
خواهرزاده ام با پرستارش رفتن تو حیاط خونه اشون وخواسته از درخت توت تو حیاط چند تا دونه بچینه،زن سرایدارنذاشته وگفته این مال نوه منه،دخترک گریان رفت مهد وخواهرم شاکی شد،مدیرساختمون سرایدار رابا یه کاسه توت برای دخترک جهت عذرخواهی فرستاد،امروز زن سرایدار پرستار را توحیاط گیراورد۱