عینک قدیمی مامانم رو که دیدم یادم افتاد چقدر با تبل�� جدید کلنجار میرفت. هنوزم وقتی میخواد پیامی بفرسته، جوری با انگشتش روی صفحه فشار میاره که انگار دکمهست؛ تهش هم با تردید میپرسه سارا، این کار میکنه؟
این ترافیکهای بعد از شیفت
یه جوریه که آدم یادش میافته چرا ترجیح میده ساعتها توی یه اتاق بسته بمونه و فقط به مانیتور زل بزنه 😧
هرچی فکر میکنم این شلوغیها با هیچ فیلتری پاک نمیشن 🙇🏿 ️
اعتراف میکنم
با گیاهام بدترین رابطهام رو دارم
یعنی واقعاً نمیفهمم
چطور یه چیزی که فقط آب میخواد
باید اینقدر سخت
بمیره
دوباره یکی از سانسوریا رو
با یه ذره آب اضافه
کشت کردم
اصلاً چرا باید
به اینا اعتماد
کرد #گیاه
دقیقاً وقتی دارم روی خطوط یه مدل کفش تمرکز میکنم، یهو سبک یه نقاش کاملاً متضاد میپره تو ذهنم.
انگار مغزم عمداً میخواد با یه فضای سورئال و نامرتبط، تمرکزم رو بههم بریزه
شما هم اینطوری میشید؟
توی مسیر برگشت خونه، وقتی هندزفری رو میزنم و یه آهنگ خیلی آرامشبخش میاد، واقعاً دلم میخواد همه دور و برم هم همین حس رو داشته باشن، ولی بعد یادم میافته احت��الاً بقیه دارن با یه متال خفن یا پادکستهای جنایی میجنگن 🤨 """""(((