💸 #Iran's internet blackout is now past hour 1776, entering its 75th day. The digital censorship measure has led to profiteering and a decline in digital security as government-backed "pro" internet schemes and selective whitelisting result in surveillance, corruption and scams.
If the internet in Gaza, Ukraine, or anywhere else that so-called human rights defenders treat as a “moral showcase” had been cut off for just 7 days, the world would have erupted in outrage.
Yet Iran’s internet has been effectively shut down for 74 days, and barely anything has changed in the global response.
Do you think something exceptional happened? No.
According to @NetBlocks, real access to free internet in Iran has dropped to around 2%. Millions of people are not just facing a 7-day disruption — they have effectively been held inside a digital prison for 74 days.
Meanwhile, as the Islamic Republic continues repression, arrests, and executions behind the scenes, it is also pushing a product cynically called “Pro Internet” as a supposed solution — a deliberate engineering of restricted access that amounts to the sterilization of free information flow and a blatant violation of fundamental human rights and citizens’ privacy.
Apparently, for the self-proclaimed defenders of freedom, only the suffering that comes without political cost — or belongs to people with lighter-colored eyes — is considered worthy of attention.
#DigitalBlackOutIran
تمام مدتی که مشغول خبرنگاری درباره #زنکشی بودم، با تصاویر انواع و اقسام جسدها مواجه شدهام؛
کشتهشده با کلت و کلاشینکف، حلقآویز با آثار ضرب و شتم و جراحت پیش از مرگ که نشانگر صحنهسازی برای جا زدن خودکشی به جای قتل بود؛
جسدی با مفاصل شکستهشده برای جای گرفتن در چمدان و رهاشده در حاشیه شهر برای مفقودسازی؛
گردن و گلوی بریده، صورت رنگپریده بر اثر خوراندن قرص، بدن متورم و بدن با سوختگیهای درجهبالا، رد طناب یا روسری بر گردن برای خفهکردن زن، جسد دختر ۱۶ سالهای که اسکین اسلیپیج در نواحی مختلف بدنش دیده میشد چون مدتها زیر آب بود (غرقش کرده بودند)، بدن مثلهشده و…
هیچکدام نهتنها مرا از پا درنیاورده بود، بلکه مصممترم میکرد برای ادامه مسیر؛ برای بازتاب صدای زنان بیپناهی که به فجیعترین شکل ممکن و با واهیترین دلایل کشته شده بودند.
با آگاهی از ظرفیت روانیام، داوطلبانه این مسیر را انتخاب کرده بودم زیرا میدانستم اثری که چنین تصاویر و روایتهایی بر روان و قلب دیگران میگذارد، بر من کمتر خواهد بود.
کشتار شیرهای شرزه و خورشیدهای تابان در دیماه امسال، آنچنان فجیع، گسترده، آخرالزمانی و دردناک بود که بیاغراق میگویم: وضعیت ظاهری اجساد انتقالدادهشده به #کهریزک که حتی بردن نام نحسش خون را در رگهایم منجمد میکند نهتنها شبیه بلکه بسیار بدتر از وضعیت اجساد زنان و کودکانی بود که پروندهشان را نوشته و رسانهای کرده بودم.
جنایت امسال بیمثال بود؛
در حدی زجرآور و آزاردهنده که این روزها هر دقیقه در تلاشم خودم را متقاعد کنم که تلاش برای بقا، برای دوام آوردن و دیدن آن روزی که همه در انتظارش هستیم، از اوجبِ واجبات است.
هرچند تلاش برای «بقا» حق ما نبود؛ آنچه لایقش بودیم، تلاش برای «زندگیکردن» بود.
#پاینده_ایران و #ملت_شریف_ایران
با فرد هتاک فحاش نمیشود گفتگو کرد. پیش از آنکه درباره موافقت یا مخالفت با جمهوری اسلامی ایران صحبت کنیم باید مقابل بیادبی بایستیم. بیادبان را از خودتان دور کنید، به آنها تریبون ندهید، در جمعتان راه ندهید و دورشان جمع نشوید.
بخاطر باورهای شخصیم همچنان در پیج کاریم فعالیتی ندارم اما به کمکتون نیاز دارم.
اگه براتون ممکنه این پستو ریتوییت کنید دیده بشه بلکه چراغ کارگاه من روشن بمونه. قدردان محبتتون هستم 🫂❤️
https://t.co/2ZPTaD87Z7
تمام داستان و ترومای 401 داره تکرار میشه.
جون سه عزیز در خطره.
اعتراف اجباریشون از صداسیما پخش شده.
تا جایی که میتونیم باید اسمشونو نشر بدیم.
#احسان_حسینی_پور#متین_محمدی#عرفان_امیری
میگه اسلحه دست مردم برسه جنگ داخلی میشه که.عزیز من، جمهوری اسلامی جنگ داخلی رو مدتهاس که با قتل ۴۰ هزار نفر شروع کرده.حالا اینکه تو موج بعدی بخوای باز با دست خالی جلوی گلوله جنگی وایسی دیگه از حماقت خودته.در حال حاضر هیچ کس نباید برای اعتراض تو خیابون باشه مگر اینکه مسلح باشه.
دلیل اصلی اینکه چرا آکانت های مخفی مجاهدین باید افشا شوند این است که فرای لایک و ویو، آنها به دنبال گردآوری اطلاعات و نهایتا عضو گیری میباشند. این کار را هم مخفیانه انجام میدهند و جوانهای شجاع آزادیخواه در دام خودشان میاندازند. این هم یک آکانت و نمونه از نحوه کارشان.
Islamic Republic security forces raided the village of #chenar today and arrested over 400 individuals from the age of 12 to 67. Many girls as young as 13 and 14 were among those detained and taken away. Anyone who resisted was met with force and even shot at, including Hamed Hedayati who was helping his daughter Kosar escape.
آنقدر از سبزیِ حضورت میترسند که حتی مزارت را تاب نیاوردند و به خانوادهات فشار آوردهاند که «جاویدنام» را پاك کنند؛
چون میدانند خاموشیِ تو هم زندگیست و همین کابوسشان شده.
اما نام و میراث تو حذفشدنی نیست.
تو تا ابد در ما زندهای.
«زن، زندگی، آزادی تا همیشه.»
#رها_بهلولی_پور
من با @PahlaviReza، ولیعهد ایران در تبعید، در مونیخ ملاقات کردم.
اوکراین از مردم ایران در مبارزهشان برای آینده خود حمایت میکند و ما با همه قربانیان رژیم ایران همدردی میکنیم.
در طول گفتگو، به وضعیت ایران و حوزههایی که مردم ایران به حمایت نیاز دارند، توجه شد. ما درباره اهمیت تشدید تحریمها علیه رژیم ایران و هر رژیم دیکتاتوری دیگری بحث کردیم و همچنین همکاری بین روسیه و ایران، از جمله تأمین پهپادهای «شاهد» توسط رژیم ایران به روسیه و انتقال مجوز برای تولید مربوطه را محکوم کردیم. چنین مشارکتی نه تنها برای اوکراین، بلکه برای کل منطقه یک تهدید واقعی است.
از شاهزاده ایران به خاطر حمایت از تمامیت ارضی اوکراین تشکر میکنم. انجام تمام تلاشها برای حفظ جان انسانها مهم است. اوکراین نیز آماده است در این زمینه کمک کند.
🚨 URGENT:
18-year-old #ShervinBagherian is at imminent risk of execution in . He has been sentenced to death on fabricated murder charges after a sham trial. We must be his voice before it’s too late.
#IranMassacre#شروین_باقریان
بیچارگی است چارهی عشق
۷۰۰ سال پیش، با امکاناتِ حملونقلِ اون موقع:
یارو از مراکش راه افتاده، از مصر، سوریه، عربستان، ایران رد شده، رفته هند، چین، مالدیو. بعد از مسیرِ روسیه برگشته، دوباره رفته شمالِ آفریقا، از اونجا رفته اسپانیا.
کی؟ ابنبطوطه. مارکوپولوی جهانِ اسلام.
البته شاید بهتر باشه بگیم: مارکوپولو ابنبطوطهی جهانِ مسیحیته.
یهجا تو عربستان، قراره از بیابونی داغ و خشک رد شه. به قولِ خودش:
«نعوذ بالله، تو گویی جهنم است!»
همه هشدار میدن باید تند رد شی.
روی سنگی تو اون بیابون یه قصه نوشته شده:
«در یکی از سالها بادِ سَمومی (بادِ داغ و مسمومکننده) که اینجا میوزَد مشقّات و مصائبِ بزرگی برای حجّاج به بار آورد: ذخیرۀ آب به پایان رسید...»
ذخیرهی آب تموم شد. همهی مسافرها تمرکز کردن روی آبِ باقیمونده.
پولدارها شروع کردن به خریدنِ آب از فقرا.
تقاضا رفت بالا، عرضه اومد پایین.
آب شد کالایِ کمیاب.
کار رسید به حراج.
«یک خوراکِ آب به هزار دینار فروخته شد.»
اون موقع با ۴۰ دینار میشد اسب خرید.
یعنی یکی با پولِ ۲۵ تا اسب، فقط چند لیوان آب خرید.
آبفروشها ثروتمند شدن. پولدارها سیراب.
آب که تموم شد، فقیرها اول مردن.
بعد پولدارهایِ بیآب.
بعد سیرابها.
احتمالاً یه نفر موند که قصه رو نوشت.
آخرِ سنگ اینه:
«و ماتَ مُشتَریها و بائِعُها.»
یعنی فروشنده و خریدارِ آب، هر دو تلف شدند.
***
چند سال پیش، اوایلِ کرونا، اینو تو فیسبوک نوشتم.
گفتم:
تو این فضایِ مسموم، اگه دنبالِ پول درآوردن از فروشِ ماسک و قرص و واکسن باشیم، همه با هم تلف میشیم.
باید با هم از اون هوا عبور میکردیم.
سه سال پیش، وقتی جنبشِ ژینا رو به فرود گذاشت، دوباره نوشتمش.
گفتم:
هوا مسمومه. فضا کشندهست.
چون در بیابانِ جمهوریِ اسلامی هستیم.
و برای نجات، باید تمامِ تمرکز رو بذاریم روی عبور.
اگه عبور، هدفِ اصلی نباشه،
خودمون، طرفدارامون، مخالفهامون،
همه با هم تلف میشیم.
نه فقط ما؛ ایدههامون هم میمیرن.
بیابون میمونه، با سنگی که روش نوشتن:
«همه زندگی و آزادی میخواستن، اما وسطِ دعواها یادشون رفت از جمهوریِ اسلامی عبور کنن.»
***
هنوز هم فکر میکنم این مثال کار میکنه.
حالا که سقوطِ جمهوریِ اسلامی نزدیکتر از همیشهست،
وقتی داغدارِ هزاران نفریم،
وقتشه که خشممون رو سمتِ همدیگه نگیریم.
نذاریم روی سنگی بنویسن:
«همهچیز مهیا بود، اما آنها در اختلافات فرسودند.»
***
من کسی رو به ایده یا شخصِ خاصی دعوت نمیکنم.
فقط میگم:
بیاید از این صحرا عبور کنیم.
بعد از سقوطِ ج.ا،
همهی تمرکزِ من میره پای صندوقِ رأی؛
برای اینکه قانونِ اساسیِ مترقی بنویسیم،
تا آزادیها رو تضمین کنیم،
تا فسادِ ساختاری رو عقیم کنیم،
و از این به بعد، امکانِ انتقالِ قدرت رو بیخشونت و بیحذف داشته باشیم.
دموکراسی یه روشه، نه یه ارزش یا آرزو.
تنها راهیه که اینهمه تفاوتِ میانِ ما،
به خشونت و خفقان ختم نشه.
تلخیش هم اینه که همیشه چیزی که میخوایم، ازش درنمیاد.
ولی این دعواها مالِ بعدِ عبوره؛
پای صندوقِ رأیی که با هزار زحمت، سلامتش رو ساختیم.
***
شاید به اون روز نرسیم.
اما منطقی نیست شرِّ فعلی رو رها کنیم،
بچسبیم به یه شرِّ احتمالی در آینده.
اگه شما فکر میکنی آینده بدتره،
محاسبهت محترمه.
من سعی میکنم با اون شرّ، وقتی واقعی شد، بجنگم. فردایِ سقوط، کارِ ما تازه شروع میشه.
آدم از ترسِ مرگ، خودکشی نمیکنه.
***
هفتهی دیگه میرم مونیخ.
با کسایی میرم که باور دارن جمهوریِ اسلامی باید بره.
بیشترشون مثلِ من فکر نمیکنن. چه باک؟ یه تمرینِ دموکراسیه برای من.
شاید تغییری نسازه. چه باک؟
شاید یه لحظه قرار بسازه برای تنِ بیقرارِ ما. شاید قصهی همدیگه رو شنیدیم.
اینم نوشتم تا بگم:
بیاید همدیگه رو از راهحلهامون نترسونیم.
اگه احساس میکنیم راهحلِ ما در اکثریته، دیگه باکی نیست: آغوشمون رو باز کنیم برای تفاوتها.
اگه احساس میکنیم در اقلیتیم، چه باک؟ میکوشیم گفتوگو کنیم.
تاریخ نشون داده که هیچ ایدهای همیشه محبوب نمیمونه.
اگه دستِ بالا رو داریم،
با حذفِ ایدههایِ متفاوت، زمینِ زندگی رو نابود نکنیم؛
چون یه روزی نوبتِ ایدهی ماست که در اقلیت باشه.
***
و حرفی با ایرانیهایِ داخل:
ما از آزادیِ شعار دادن بهرهمندیم؛ و شما از نفس کشیدن هم محرومین.
قویترین تخیلِ ما هم رنجِ شما رو نمیتونه تصور کنه.
امروز دیگه دنیا میدونه چه بر شما رفته و میره؛ سیاستمدار و آدمِ موثر باید منافعش با ما راستا بشه تا کاری انجام بشه.
منِ شهروندِ عادی راهِ دیگهای نمیشناسم.
در نهایتِ فروتنی و شرم میگم که راهی نمیشناسم.
پاینده باشی، و پاینده باد سرزمین و فرهنگ و تاریخِ رفتگان، ماندگان و آیندگانمون.