داره میشه هشت ماه و من، هر اتفاقی که افتاد، یاد شما بودم؛ وقت سال تحویل، وقتی درختا دوباره جوونه زدن، وسط گرمای تابستون، زیر نمنم بارون… هر بار یاد شما بودم. دنیا هی جلو رفت، فصلها عوض شدن و همهچیز دوباره شروع شد، ولی من برای همیشه -کنار شما- توی دیماه موندم.
i’m genuinely losing my mind 😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂😂