درست در روز اعدام شدن بچههای مردم، مینا قربانی میاد روایت دروغین حکومت از ۱۸ و ۱۹ دی ماه رو عینا مو به مو تکرار میکنه (همون حکومتی که متهمه که در اون دو روز مرتکب قتلعام شده)
و اینجوری از اون بچهها هیولاسازی میکنه.
بعد هم زیرش مینویسه «نه به اعدام» که بتونه همچنان ژست حقوقبشری بگیره و وانمود کنه با اون بسیجیهایی که تو خیابون پرچم تکون میدن فرق داره.
پ.ن. حالا سوال مهم اینه که شماها با این توییت مشکلی ندارید که هنوز این کاربر رو فالو میکنید؟
@george_yule1367 من خیلی نتونستم باهاش ارتباط بگیرم . بعد از kcd2 رفتم سراغ این ولی حس میکنم ماموریتاش و کلن خط داستانیش اون عمقی که باید داشته باشه رو نداره . هرچند که گرافیکش عالیه
بذارید یه چیزی رو خیلی رک بگم درباره یه عده از آدمها.
یه عده بودن که خودشون و خانوادشون کلاً داشتن کار خودشونو میکردن؛ میرفتن سر کار، پول درمیآوردن، سفر میرفتن، تفریح میکردن. حالا یه حجاب سر میکردن، هر چند وقت یه بارم همه چی گرون میشد، ولی خب میگفتن «زندگیه دیگه!» نهایت دغدغه سیاسیشون هم این بود که برن رأی بدن به اصلاحطلبا، شاید اوضاع یه ذره نرمتر بشه، شاید مثلاً فردوسیپور برگرده تلویزیون و دنیا قشنگتر شه!
هر بارم که مردم میریختن تو خیابون، اینا یا سکوت میکردن یا تهِ تهش دلشون میسوخت. خودشون که حاضر نیستن هزینه بدن و حتی اگه میتونستن باتوم میگرفتن دستشون میزدن تو سر مردم!
این آدما خواهر یا برادری نداشتن که تو اعتراض گلوله بخوره تو سرش.
دوستی نداشتن که هر روز بیشتر از دیروز بره زیر خط فقر.
اطرافشون کسی از اقلیتها نبود که سادهترین حقوق انسانیش هم پایمال بشه.
وقتی یکی تو خیابون برای حق ابتداییش تیر میخورد، نهایتش ناراحت میشدن و رد میشدن.
اما همین که پای بمبارون وسط میاد و حس میکنن شاید بمب بعدی بیفته رو خونه خودشون، یهو بیدار میشن. تازه اونجاست که میفهمی انگار اینا هم وجود داشتن!
واقعاً شبیه همون قورباغهان که آرومآروم تو آب داغ میجوشه و خودش نمیفهمه!
انگار نه انگار که این حکومت نزدیک پنجاه ساله داره شعار مرگ بر این و اون میده.
انگار نه انگار هر جا تونسته آتیش روشن کرده و خون ریخته.
انگار نه انگار هی بیشتر و بیشتر اورانیوم غنی کرده.
خب عزیز من، این همه اورانیوم رو برای عکسبرداری پزشکی میخواد؟!
فکر نمیکنی روزی که به سلاح هستهای برسه، همون ذره اینترنت و آزادی نصفهنیمهت رو هم ازت بگیره؟ یه پسگردنی هم بزنه که دیگه صدات درنیاد و هیچکس تو دنیا هم نتونه چیزی بگه؟
واقعاً فکر کردی این وضعیت قراره تا ابد همینجوری بمونه؟
نه رفیق…
آب بالاخره به طبقه شما هم میرسه.
ما از کشته شدن آدم بیگناه ناراحت میشیم، مخصوصاً اگه هموطن باشه، مخصوصاً اگه بچه باشه.
اگه جایی میبینی از بمبارون خوشحال به نظر میایم، از خود جنگ خوشحال نیستیم؛ از یه کورسوی امید خوشحالیم. از این احتمال که شاید بعدش یه تغییری بیاد، شاید یه روزی این کشور نفس بکشه.
احتمالاً کمکم داریم به لحظات ملکوتی «ننهبزرگم با شنیدن صدای موشکا سکته کرد» و «سگم از صدای جنگندهها به خیابون فرار کرد» و «تمام شبانهروز از شدت موج انفجار گریه میکنم» و «از بس به اسیر جنگی شدن فکر میکنم دوز قرصهام رو دو برابر کردم» و این مزخرفات نزدیک میشیم.
یادمه وقتی اتک آن تایتان رو میدیدم، هرموقع که میخواستن دست از تلاش برندارن و نا امید نشن
میگفتن: اگه الان کاری نکنیم و نا امید بشیم، همه افرادی که مردن مرگشون بی نتیجه میشه
اومده میگه: شما چون کار حزبی نکردین و توی ایران حزب وجود نداشته، برای همینه که احزاب کردستان و اهمیتشون رو درک نمیکنید.
نه کسخل جان! ما مسخرهتون میکنیم چون حزبی که پایه و اساسش بر قوم و قبیله باشه، حزب سیاسی نیست، خان و خانبازیه.
در اولینساعات حمله املاکی ب سپاه و ج.ا.، شاهد بزرگترین و سازماندهیترین حملات رسانه های چپ دنیا علیه این حمله، از درون و بیرون خاک ایرانخواهیم بود!
این مرحله شدیدا برنامه ریزی شده است و خط ب خط براشون توضیح داده شده، وظیفه ی اصلی ما مبارزه این اخبار و پست هاست.
دیگه بلاک جواب نیست، باید با انتقاد های درست و بجا و جواب های درست جو رو ب سمت خودمون و نیاز ملزم ب این کمکنظامی مطرح کنیم.
پا پسنکشید، از تعداد لایک ها و ویوها نترسید، اکثرا بات هستند و سازمانی.
تخریب کنید تا میتونید.
بلاک کردن تو اینمرحله بیفایده است.
با سند و مدرک و صحبت درباره کشتار ج.ا. و هرچیزی و میدونید باید از خون جاویدنامان دفاع کنیم.
هیچ چیزیکمتر از مبارزه کف خیابون نداره.
اجازه ندید عصبانیتون کنن درضمن.
اگرهم نظرتوناینه باید بلاک کنیم اوکیبلاککنید، ولی عکس از پستشون بزارید و خرابشون کنید.
درضمن ترکیب حمله نظامی و خیابون همگوشه ذهنتون باشه.
شبکه ی ملی رو اضافه کنید ب ماهواره هاتون
جاوید شاه
پاینده ایران
این جماعتی که الان ززآ قرقره میکنن، یه تعدادیشون رو من از نزدیک میشناسم منجمله همین کوروش صحتی کودن خونشور…
اون موقع که من آمریکا بودم یه دوستدختر داشت بنام صنم که با هم زندگی میکردن، یه روزی صنم زودتر از سر کار میاد خونه میبینه در خونه از داخل قفله و صدای زن از تو خونه میاد.
شروع میکنه پشت در جیغوداد کردن و مشت زدن به در که این ببوگلابی ززآ (اون موقع لغلغهی دهنشون حقوق زنان بود، الان گه ززآ میخورن)
از خونه میاد بیرون، صنم رو میگیره زیر مشت و لگد…
به جان تنها بچهام، دختره طفلکی سفیدی یک چشمش شده بود کاسهی خون، سر و صورت کبود، پشت کتفش انقدر دختره رو روی موکت زبر کشیده بود که یه تیکه زخم و آش و لاش بود… یعنی اینجوری وحشیانه زده بودتش، حیوون کثیف…
دختره با سر و روی آشولاش میره خونه، مادرش که ناراحتی قلبی داشت با دیدن این صحنه سکته میکنه. وقتی داشتن میبردنش بیمارستان من همراهشون رفتم و گس وات؟
این آقای دریدهی پررو، آخرشبی با دسته گل پاشد اومد بیمارستان عیادت مادر صنم که من اونجا با فحش و دادوبیداد پرتش کردم بیرون…
این عنترخانومی که الان داره برای صحتی کودن میماله (عطیه بختیار) شاید از این ماجرا خبر نداشته باشه چون اون موقع هنوز تشریف نکبتش رو نیاورده بود آمریکا، اما مادرش خانم فریبا داوودیمهاجر کاملا در جریانه… همینطور کیانوش سنجری عزیز که الان اگر بود منشناش میکردم.
آقای باطبی هم در جریان بودند که منشاش میکنم اگر دروغ میگم بیاد بگه دروغه…
با همچین اراذل کثافتی ما باید بجنگیم علاوه بر جمهوری کثافت اسلامی…
@SehatiKourosh@UnboundedVoice@faribadavodi@radiojibi
از اونجایی که جنگ نزدیکه لطفا مراقب خودتون و خانواده و روانتون باشید
فقط یه چیزی
بچه ها نپرید بغل آخوندا
خونتون لرزید نیاید اینجا توییت بزنید جنگ بده آخوند خوبه ها
کسخل نکنید مارو ها
ای بابا
کاش نتتون قطع بشه اصلا
- آیا نظر من روی وقوع جنگ تاثیر داره؟
+ نه.
- آیا جنگ بشه خوشحال میشم؟
+ به هیچ وجه.
- آیا جنگ دوست دارم؟
+ نه، دیوانه نیستم!
- آیا توی جنگ آسیب خواهم دید؟
+ اقتصادی و روانی قطعاً، فیزیکی شاید.
- آیا بعد جنگ به رفاه و آزادی میرسیم؟
+ احتمالش کمه.
- آیا امیدوارم جنگ بشه؟
+ بله.
در تاریخنگاری معاصر و عموما از صدقه سر تاریخنگاران اکثرا چپگرا و مخالف با دربار، این گزاره جا افتاده که روحانیت شیعه در بزنگاههای تاریخی همواره در کنار مردم و منافع ملی ایستاده است. تا جایی که افراد غیرمذهبی و مطلع هم گاها بر همین باورند.
اما بررسی دقیقتر نشان میدهد که این تصویر، با واقعیتهای تاریخی سازگار نیست.
روحانیت شیعه نیز مانند هر نهاد قدرت دیگری، دارای منافع اقتصادی، شبکههای نفوذ و محاسبات سیاسی خاص خود بوده و مواضعش اکثرا از سر «منافع ملی» تعریف نمیشده است.
در اکثریت موارد، تصمیمها و کنشها در چارچوب حفظ منافع شخصی، تقویت پایگاه مالی و تثبیت نفوذ اجتماعی قابل فهمتر است تا در قالب یک روایت آرمانگرایانه.
مثلا در جریان جنبش تحریم تنباکو، مخالفت گسترده روحانیون با امتیاز تنباکو واکنشی ضد استعماری نبود.
شبکه تجارت تنباکو در دست بازاریانی بود که پیوند مالی و اعتقادی عمیقی با روحانیت داشتند و بخش مهمی از درآمدهای مذهبی از همین طبقه تأمین میشد. واگذاری انحصار به یک شرکت خارجی این چرخه را مختل میکرد و منافع مستقیم روحانیون و متحدان اقتصادیشان را تهدید مینمود.
در مقابل، هنگام اعطای قرارداد دارسی، که امتیازی بسیار کلانتر بود، واکنش سراسری و تعیینکنندهای از سوی روحانیت دیده نشد؛ زیرا آن قرارداد در آن زمان شبکه منافع مالی سنتی آنان را مستقیماً هدف قرار نمیداد. این تفاوت رفتار نشان میدهد که معیار واکنش، بیش از هر چیز، سنجش سود و زیان نهادی بوده است.
همچنین در تحولات سیاسی پس از انقلاب مشروطه، بخشی از روحانیت نهتنها در کنار جریانهای آزادیخواه قرار نگرفت، بلکه با اتکا به حمایت و نفوذ روسیه تزاری در برابر مشروطهخواهان ایستاد.
اسناد دوره قاجار نشان میدهد که روحانیان برای تقویت موقعیت خود، ارتباط و نزدیکی عملی با نمایندگان روسیه داشتند و در رقابتهای داخلی از پشتوانه آن قدرت خارجی بهره میبردند.
بچهها من از جنگ میترسم چون اگه آمریکا حمله کنه مردم رو تو بازار حبس میکنه و بازار رو آتیش میزنه تا مردم بسوزن، بعد جلوی بازار سنگر میگیره تا هرکسی از بازار بیاد بیرون به رگبار ببنده!
#جاویدشاه 🇮🇷
تا قبل از وقایع دیماه، امیدوار بودم حاکمیت در سیاست خارجی سر عقل بیاید شاید با رفع تحریمها مردم زندگی بهتری را تجربه کنند.
امروز اما صادقانه چنین امیدی ندارم. حکومتی که میداند دیگر مشروعیتی ندارد، درآمد حاصل از رفع تحریمها را خرج استحکام خودش و نیروهای وفادارش خواهد کرد نه مردم
من با @PahlaviReza، ولیعهد ایران در تبعید، در مونیخ ملاقات کردم.
اوکراین از مردم ایران در مبارزهشان برای آینده خود حمایت میکند و ما با همه قربانیان رژیم ایران همدردی میکنیم.
در طول گفتگو، به وضعیت ایران و حوزههایی که مردم ایران به حمایت نیاز دارند، توجه شد. ما درباره اهمیت تشدید تحریمها علیه رژیم ایران و هر رژیم دیکتاتوری دیگری بحث کردیم و همچنین همکاری بین روسیه و ایران، از جمله تأمین پهپادهای «شاهد» توسط رژیم ایران به روسیه و انتقال مجوز برای تولید مربوطه را محکوم کردیم. چنین مشارکتی نه تنها برای اوکراین، بلکه برای کل منطقه یک تهدید واقعی است.
از شاهزاده ایران به خاطر حمایت از تمامیت ارضی اوکراین تشکر میکنم. انجام تمام تلاشها برای حفظ جان انسانها مهم است. اوکراین نیز آماده است در این زمینه کمک کند.
"دموکراسی توافقی"مثل عراق و لبنان، در ایران بعد از ج.ا جایی نخواهد داشت.سم است و خطرناک و ناکارآمد در اداره کشور. معنای دمکراسی، توزیع قدرت بدون توجه به نتایج انتخابات نیست.محور دمکراسی، تمکین کامل همه به نتایج صندوق رای و انتخاب مردم است. مردم میگویند چه کسی یا گروهی، چه مدت و به چه اندازه در قدرت باشند.