ساعتها وقت میذارم یه اسکریپت بنویسم که کارها رو سریعتر کنه؛ بعدش میبینم کل روزم رفته برای رفع باگهای احمقانهای که فقط روی سیستم همکارم اتفاق میافته.
اتومات کردن یعنی همین استرسهای جدید
طرف: این قطعه اصله و از خارج اومده
من: ولی پیچهاش با استاندارد اون سال نمیخونه 🫠
طرف: بابا تو این سن دیگه سخت نگیر
واقعاً خستهام از این همه ادعای اصل بودن 😂😒
چیدمان میز و رومیزیها وقتی بافت پارچه با نور سالن نمیخونه، کل حس اون میز میپره. ساعتها وقت میذاریم روی یه چیز که شاید بقیه متوجه نشه، ولی برای من همون یه ذره تفاوت رنگه که رو اعصابه 😬
بعضیها واقعاً میفهمن یا فقط من اینقدر وسواسیام؟
توی وسایل قدیمی مامانم یه کرم دست و لب پیدا کردم 🫠 که اون زمان تهِ تکنولوژی زیبایی بوده و الان تو تستهای جدیدم میبینمشون؛ عجیبه که سلیقهها چقدر عوض ��ده 💀 ولی این بستهبندیهای قدیمی هنوز یه جذابیتی دارن 🫶✨ 💯
:))))
👏👏
همسرم خیال میکنه دارم مطالعه میکنم، ولی حقیقت اینه که نیم ساعته فقط به فونت و حاشیههای طلایی یه کتاب هنر قدیمی خیره شدم.
🤦♂️
اصلاً یادم رفته ورق بزنم. تهش هم یه عکس از صفحه اول میگیرم و میگم چه تحلیل عمیقی داشت!
برخی از این محصولات واقعاً قیمتهای نجومی دارن ولی وقتی میبینی تهش اثرشون با یه چیز ساده و ارزون فرقی نداره، آدم به کل این سیستم شک میکنه. واقعاً میارزه این همه هزینه کنیم؟ یا فقط داریم پول برند و بستهبندیهای شیک رو میدیم؟