دیشب رفتم یه تیکه طلامو فروختم ۳۰ تومن که پول تو جیبم باشه صفر صفر بودم
ماشین خراب شد اومدم میگه باید سنسور اکسیژن و کوئل عوض کنی میگم اوکی چقد؟ میگه ۱۰ تومن
تازه جنس درجه یکم نیست ..
حالا بماند که گیربکسشم صدا میده دنده خوب جا نمیخوره،واقعاااا خسته ام
وای چقد زررر میزنین
چیکار دارین کی ایران بغل کرده کی نکرده
انقد تباه و مزخرفین استوری میذارین میگین چرا ایرانه تو پروفایل اقیانوساش معلوم نیس؟ اون یکی پست میذاره میگه جهت نخوابیدن پیج نقطه بذار!!!
اه حال بهم زنید واقعا!!! نابود شدیم .. قیمتارو نمیبینید؟چرا انقد حاشیه میرید؟
ازونجایی که ویلای من خالی مونده و اصلا رزرو نشده اما متل قو به شدت شلوغه بنابراین نتیجه میگیریم کسایی که اومدن خودشون اینجا صاحب ویلان و از قشر پولدار هستن ..
اوکی اما یادمون نره تر و خشک باهم میسوزن ..
@bestluckyme عزیزم حیطه شغلی خودم که املاکه اونم بازار خرابه اخرین معاملم سه ماه پیش بود.. 😔 واقعا از شیر آب تو قوطی آب پر کنم جلو در خونمون آب بفروشم خیلی بهتره تا این شرایط کارخونه ها،حدود پنجاه تا پرسنل دیدم اونجا،بیشترم سن بالا بودن،تعجب کردم چطور با این حقوق دارن زندگی میکنن 🥺💔
امروز رفتم کارخونه شیرینی لیلی برای کار،گفتن: از ساعت ۶:۳۰ تا ۳ بعدازظهر ۱۳/۵ میلیون پایه و تا ساعت ۵ اضافه کاری اجباری،مرخصی نداریم جز عاشورا،تایم استراحت فقط یک ربع تایم صبحانه یک ربع تایم ناهار،رزومه رو نگا کرد دید نوشتم رشته حقوق،شغل مشاور فروش ملک،گفت تو اینجا چیکارمیکنی
دوستم زنگ زده با گریه،میگه دیت اول رفته با پسره بیرون،پسره کلا یه پیتزا سفارش داده! دوستم دو تیکه خورده،پسره سه تیکه، سه تیکه ام مونده،اخر پسره جعبه پیتزا برداشته گفته ببرم واسه مامانم!!!!!!
🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐🤐
روند افزایش قیمت دلار همینطوری بمونه
تا یه سال دیگه دیهی کامل انسان میشه صد دلار
از کشورای خارجی برای تفریح میان اینجا
ایرانی شکار میکنن دیهاشو میدن میرن
این متن یک دقیقه وقتت را میگیرد تا بخوانی، ولی بیست سال از من وقت گرفت تا واقعاً بفهممشان.
این ۲۰ نکته، برای من شعار نیستند، چهارچوبِ رفتارند:
۱) نو شدن، تاوان دارد.
هر نسخه جدید از تو، باید یک چیزی را از نسخه قبلی بگیرد: عادت، رابطه، غرور، یا راحتی.
۲) آرزو بدون عمل، اضطراب میسازد.
چون ذهن هر روز یادت میاندازد که «میدانستی باید حرکت کنی و نکردی».
۳) وقت زیاد نیست، توهم وقت داشتن زیاد است.
اگر خوششانس باشیم، چهار هزار هفته بیشتر نداریم، تعلل در ما همیشه با الگوی «بعداً انجام می دهم» میآید.
۴) اعتیاد به تایید، بدترین نوع اسارت است.
چون قطبنما را میدهی دست آدمهایی که قرار نیست هزینه زندگی تو را بدهند، به قول نسیم طالب پوستشان در بازی نیست.
۵) مرزها را با حرف نمیسازند، با تحمل نکردن میسازند.
هر چیزی را که یک بار اجازه بدهی، کم کم میشود استاندارد.
۶) ارزش تو، معادل خروجی تو نیست.
تو میتوانی کمکارتر باشی و همچنان ارزشمند، اگر معیارِ خودت را فقط «تولید» نگذاری.
۷) «نه» یک جمله کامل است.
لازم نیست برای هر نه گفتن، یک پرونده دفاعیه تحویل بدهی.
۸) آدمهای درست، مرزهای تو را محترمانه میپذیرند.
اگر کسی با «نه» گفتن تو به هم میریزد، مشکل از مرز تو نیست، از توقع اوست.
۹) ترس، معمولاً نگهبان همان دری است که باید از آن رد شوی.
همان «دری» که از ورود به آن میترسی، اغلب همانجاست که رشد تو متوقف شده.
۱۰) گاهی یک پیام ساده، یک رابطه را زنده میکند.
نه برای منفعت فوری، برای حفظ انسانیت شبکه ارتباطاتت.
۱۱) دیر بودن، یک برداشت ذهنی است.
بیشتر وقتها دیر نیست، فقط تو داری از شروع کردن فرار میکنی.
۱۲) چیزی که آرامشِ بلندمدتت را میخرد، «گرانیِ باارزش و خوب» است، چیزی که آرامشِ بلندمدتت را میفروشد، «گرانیِ بد».
بعضی چیزها هزینه دارند و ارزشش را هم دارند: آموزش درست، درمان، گفتوگوی سخت، مرزبندی.
بعضی چیزها ظاهر میخرند و در عوض، خواب، تمرکز، رابطه و احترام به خودت را در بلند مدت میگیرند.
۱۳) انضباط یعنی ترجیحِ «مهم» به «فوری».
یعنی به جای خاموش کردن آتشهای ریز، آتش اصلی را کنترل کنی.
۱۴) انگیزه، محصول حرکت است.
شروع که کردی، ذهن همراه میشود.
۱۵) بازخوردِ جدی را از کسی بپذیر که منش و سبک رفتارش را در زندگی قبول داری.
حرفِ هر کسی «نظر» است، اما حرف بعضیها میتواند آینه باشد.
۱۶) ترس، تو را نمیکشد، تو را کوچک میکند.
کوچک شدنِ تدریجی، خطرناکتر از شکستِ یکباره است.
۱۷) آدمهایی را پیدا کن که کنارشان، خودت را بیشتر دوست داری.
اینها سرمایهاند، چون تو را در مسیر درست نگه میدارند.
۱۸) اشتیاق، انگیزه و سوخت حرکت است. حواسپرتی، نشت آن سوخت.
خیلیها کمبود استعداد ندارند، نشت تمرکز دارند.
۱۹) چیزی که کنترلش دست تو نیست، مستحق زندگی کردن در ذهن تو حتی نیست.
فکر کردنِ بیاثر، فقط مصرف انرژی است.
۲۰) اعتراف به اشتباه، کوتاهترین مسیرِ برگشت است.
غرور، آدم را سالها در اتاق غلط نگه میدارد فقط چون «نمیخواهد بپذیرد».
حالا یک سوال ساده:
اگر قرار باشد فقط یکی از اینها را همین هفته «عمل» کنی، نه اینکه فقط دوستش داشته باشی، کدام است؟