@Aidavalraven من همین هفته پیش بالاخره فقط برای بازی کردن گاد آو وار ۳ پی اس فایو خریدم و واقعا هرچی دو نسخه آخر حال نداده بود. نسخه ۳ حال داد و جیگرم حال اومد، این نسخه هم میفروشه ولی در تاریخ ازش یاد نمیشه
من راهنمایی و دبیرستان فکر میکردم باهوشترین آدم جهانم، نه من که هرکی میشناخت منو، هنوز دوستان مدرسه انیشتین صدام میکنن، فکر میکردم یه روزی نظریه یگانگی نیروها رو خودم اثبات میکنم و نوبل میگیرم، تا اینکه ازدواج کردم😁😁😁😁
فهمیدم یکی دیگه باهوش ترین فرد جهانه
باتوجه به هجمهای که توسط مینا خازنی علیه من ایجاد شده، لازم دیدم اعلام کنم که تمام روایت عنوانشده توسط ایشان را صراحتا تکذیب میکنم.
ادعاهای مطرحشده با عناوین تجاوز، خشونت جنسی، گسلایتینگ و... توسط ایشان دروغ است و مایلم توضیحاتی را در اینباره بیان کنم:
مینا خازنی در سال ۱۳۹۱ به کارگاه ادبیام آمد. چند ماه بعد در سال ۱۳۹۲ من دستگیر شدم، کارگاهم بسته شد و در سال ۱۳۹۴ پس از صدور حکم ۹ سال زندان مجبور به فرار از ایران شدم.
همهی اطرافیان من و هنرمندان میدانند که من تا بعد از دستگیری و زندان هرگز گوشی قابل عکاسی و فیلمبرداری نداشتهام و اولین گوشی هوشمندم را در مهر ۱۳۹۳ در روز تولدم از هنرجویانم هدیه گرفتم. اگر چنین چیزی وجود داشت، مطمئنا پس از دستگیری و ضبط تمام وسایلم، آن عکسها به دست اطلاعات سپاه میافتاد و جرم اخلاقی من، دست دادن با نامحرم عنوان نمیشد.
در سفری که در زمستان ۱۴۰۳ و پس از خروج مینا خازنی از ایران رفتیم هم، چندین نفر از دوستان و ناشر غیرایرانی کتابم نیز حضور داشتهاند و همگی میتوانند گواهی بدهند که نه من با دست در ظرف بقیه غذا میگذاشتم و نه هیچ ارتباط جنسی بین من، او یا کس دیگری وجود داشته است.
تا پس از این سفر هم مهتاب قربانی و هم مینا خازنی در کارگاههای مجازی من حضور داشتند. پس از سفر، من اطلاعات موثقی دربارهی مهتاب قربانی و احتمال بالای ارتباط او با نهادهای امنیتی رژیم دریافت کردم. من که بهشدت ترسیده بودم باعجله با تماس با اطرافیانم از آنها خواستم که به من اطمینان کنند و حتما بهسرعت از مهتاب قربانی فاصله بگیرند. سپس متوجه شدم که مینا خازنی تمامی پیامهای مرا ضبط کرده و در اختیار مهتاب قربانی قرار داده است. من بلافاصله هر دو آنها را برای امنیت سایر شاگردانم (مخصوصا بچههایی که در ایران هستند) از گروه کارگاه مجازیام حذف کردم، باوجودیکه مینا خازنی اصرار داشت در آن گروه بماند.
مهتاب قربانی نهتنها برای خود رزومهای دروغین از فعالیتهای سیاسیاش در ایران ساخته، بلکه سالهاست با ضبط کردن صدای افراد مختلف (و حتی دوستان نزدیکش) آرشیوی تهیه کرده که مطمئنا باید دربارهی آن پاسخگو باشد، همانطور که باید درمورد پروندهی زم، پولهای مشکوک، سابقهی دروغین زندان و... پاسخگو باشد.
از یک سال و نیم پیش من پیوسته بدون نام بردن راجع به این دو نفر در فضای مجازی اطلاعرسانی کردهام و از نقش آنها در به دام افتادن چندین نفر از فعالان سیاسی نوشتهام. پس از آنکه با هیچ واسطهگری، تطمیع، تهدید و... کوتاه نیامدم و در چندین توییت و استوری (که موجود هستند) برخی از ابعاد این همکاریها را شرح دادم، ناگهان در روز رونمایی کتاب جدیدم (که بهعلت تهدیدهای امنیتی و با هشدار پلیس امنیت نروژ لغو شد)، این روایت دروغین دربارهی من منتشر شد.
فکر میکنم برای آنهایی که به دنبال حقیقت هستند، این توضیحات کافی است و اگر کسی بیشتر میخواهد بداند، من و دوستانم که در اتفاقات ذکرشده در روایت حضور داشتهاند، کاملا در دسترس هستیم.