چند کامنت زیر این پست در واکنش به کانسپتی در بیابانهای قم که با روایت نااطمینانی، یکی از وابستهترین فرمهای معماری به قطعیت اقتصادی و اجرایی را تئوریزه کرده است!
معماریای که برای تحقق خود به سطح بالایی از قطعیت در سرمایه، اجرا، تأمین و نگهداری نیاز دارد، حتی اگر تمام روایتش درباره بیثباتی باشد، هنوز منطق دوران قطعیت را بازتولید میکند
معلق کردن بخشی از ساختمان، نااطمینانی را حل نمیکند؛ تنها آن را به تصویر میکشد.
نااطمینانیِ واقعی زمانه ما نه در هندسه ساختمان، بلکه در اقتصاد پروژه، زنجیره تأمین، فرآیند ساخت، بهرهبرداری و تداوم حیات بنا حضور دارد.
در بخشی از گفتمان معماری امروز ایران، نااطمینانی بیشتر به عنوان یک وضعیت قابل بازنمایی فهم شده است تا یک مسئله طراحی. در نتیجه، تعلیق، عدم تعادل و ناپایداری به زبان فرم ترجمه و روایتسازی میشوند.
در اقتصاد امروز، زمان صرفا پول نیست.
با سرعت تحولات و انباشت عدمقطعیتها، بسیاری از تأخیرهایی که پیشتر قابل جبران بودند، امروز میتوانند به از دست رفتن امکان بقا منجر شوند.
ایرانِ هفته سوم اردیبهشت چهارصد و پنج
تراژدی همواره در شأن سرنوشتهای بزرگ بوده است. ملتها نیز چنیناند. آنچه ملتی را آبدیده و پخته و شایسته احترام میکند، تنها فیروزیها و گردنفرازیهای او نیست، مصیبتها و نامرادیهای او نیز هست
محمد علی اسلامی ندوشن
چه غمگنانه سالها
که بالها زدم به روی بحر بیکنارهات
که در خروش آمدی به جنب و جوش آمدی
به اوج رفت موجهای تو
که یاد باد اوجهای تو
کنون اگر که خنجری میان کتف خستهام
گر که ایستادهام و یا ز پا فتادهام
برای تو به راه تو شکستهام
#ایران