ساعتها وقت صرف میکنیم تا درباره «اراده آزاد» یا «معنای هستی» از نیچه و کامو بخوانیم، در حالی که در همان لحظه، میلیاردها کینزینِ کور در سرتاسر بدنمان، مثل کارگرهای شیفت شبانه، دارند روی ریلهای میکروتوبول عرق میریزند و احتمالاً زیر لب میگویند: «دوباره این احمق مغزش داغ کرده و ماده شیمیایی تولید کرده، دوباره باید بارکشی کنیم!»
ما تصور میکنیم ناخدای کشتی زندگیمان هستیم، اما در حقیقت فقط یک ناوگان بزرگ از پیکهای موتوری میکروسکوپی هستیم که توسط یک مغز پرادعا مدیریت میشویم!
زندگی، تلاش برای رسیدن به مقصدی آرام یا معنایی ازپیشطراحیشده نیست؛ بلکه رقصیدنی ناگزیر بر لبهٔ نیستی است، آن هم در سالنی تاریک و بیتفاوت که حتی تماشاگر رقص ما هم نیست.
سلام
میخوام اولین دوره آموزش خصوصی و عمومی ام رو به صورت آنلاین برگذار کنم🌱
ممنون میشم کمک کنید دیده بشم🤍
بخشی از توضیحات در تصویر سمت چپ موجوده
سمت راست هم تعدادی از طراحی های دیجیتال و تردیشنال خودم هست!