باران میآمد میرقصیدیم، باد میوزید به دشت میرفتیم و میرقصیدیم، تابستان و زمستان جشن میگرفتیم. زندگی بود و خنده و شادی و تیرگان و مهرگان اما شما عرب پرستان باد که میآید وحشت میکنید و یاد قیامت میافتید با آمدن باران نماز وحشت میخوانید و کل سال را با مرگ و عزا گریه میکنید؛ شما حرام زادگان مردهی کوثر هستید و ما زندهی می
شما را چه به ایران؟
هرگز دنیا نفهمید من ایرانی هجده و نوزده دی وقتی داشتم لباسم را جوری تنظیم می کردم که قابل تشخیص نباشد و ماسکهای اضافه ام را در جیبهایم جا میدادم و کاغذهای پرینت را در پالتو جا میدادم چقدرررررررر امید داشتم. و وقتی صدای تیربار آمد هرگز باور نمیکردم دارن ما را میکشن.
دیدید دوستان ما جنگ طلب نیستیم
اونی که به خاطر لبنان موشک میزنه و جون مردم کشور براش مهم نیست آخونده نه ما
اونی که باعث کشتار بچههای میناب شد، جنگ طلبی جمهوری اسلامیه
از شما چه پنهون از اینکه زندگی بالاخره راهشو پیدا میکنه متنفرم! شب میخوای خودتون بکشی و فرداش با دیدن بازی گربهها روی چمن قلبت ذوب میشه. نا امید شو دیگه کسکش.
یه جای امن پیدا کرده عکس شاه رو پرینت گرفته، اون شب شلوغ گذاشته توی لباسش، رفته تو یکی از شلوغ ترین میدون های شهر، ریسک تک تیر انداز رو به جون خریده و عکس رو بالا برده، با هزار بدبختی و قطعی اینترنت این تصویر رو آپلود کرده.. خیلی باید بی شرف باشه کسی بخواد این تصویر رو تحریف کنه