در مصاحبهٔ CBS، باراک اوباما دربارهٔ توافق هستهای با ایران گفت: «ما این کار رو بدون شلیک حتی یک موشک انجام دادیم. ۹۷ درصد از اورانیوم غنیشده ایران رو خارج کردیم. هیچ بحثی نیست که این توافق کار کرد و مجبور نشدیم تعداد زیادی آدم بکشیم یا تنگهٔ هرمز رو ببندیم.» ایران با دیپلماسی واقعی، بدون جنگ و بدون تنش، بخش عظیمی از برنامهٔ هستهای صلح آمیز خودش رو محدود کرد و به تعهداتش عمل کرد.
این دقیقاً همون چیزیه که نشون می ده ایران همیشه به دنبال صلح بوده، نه جنگ. دیپلماسی برد برد با ایران ممکنه!
صادقانه بگویم من عموماً متنها، توئیتها یا کامنتهایی که علیه مواضعم در مخالفت با جنگ نوشته شده را نمیخوانم. یعنی فکر میکنم که دیگر از سن و سال و تجربهای که در آنم گذشته که بخواهم در اصولی مثل مخالفت با جنگ، استبداد، اعدام، تحریم و ...که جزو بدیهیات و نقطه آغاز سیاست
۱/۷
تداوم اين روند مى تواند دسترسى به آب، غذا و خدمات بهداشتى را مختل كرده وكشور را به سمت فروپاشی اجتماعى، بى خانمانى گسترده وبحران هاى زيست محيطى سوق دهد! وضعيتى كه درآن بقا، جايگزین زندگی مى شود ويك جامعه به مرز فروپاشی زيرساختى رانده مى شود.
#StopWarOnIran#NoWarCrimesInIran
ایران در حال سوختن است. و کمتر از ۴۸ ساعت به وعده ترامپ برای زدن تمام زیرساختهای ایران که جان میلیونها نفر را بخطر میاندازد، باقی مانده است. صدای مردم داخل ایران باشیم.
#StopWarOnIran#NoWarCrimesInIran
تهران در حال تبدیل شدن به بیروت است. اینکه جنگ جزوی از بافتار زیست روزمره شده باشد. اینکه آدمها بروند سر کار، خرید و گردش در حالیکه آتش انفجاری جایی در بکگراند صحنه رخ بنماید.
این عکس را در پارک پرواز گرفتم. دیروز، دوشنبه. اهالی تهران جمع شده بودند تا از ارتفاع ویرانی شهر را ببینند. ترس در هوا شناور بود و آدمهایی که در آغوش عزیزان و دوستان فقط میتوانستند «تماشا» کنند. شمایی که نیستید، هر تصوری که از وخامت اوضاع دارید را ضربدر هزار کنید. اوضاع بد است. به معنای واقعی. وخیم. جهنم و سرشار از نااطمینانی.
اما زندگی به ناچار جاریست. ما احتمالا تنها مردمانی باشیم که بتوانیم دور هم جمع شویم و مصیبت را هم تبدیل به فرصتی برای معاشرت کنیم یا از بلا برای خودمان جک بسازیم. رفتم در پارک با آدمها گپ زدم. آخرش به هم گفتند «زنده بمان» و این شاید عینیترین بازگویی واقعیتی است که آن را در تهران زندگی میکنیم. نمیر. زنده بمان.
چی میشه؟ نمیدو��م. یک خوشبینی احمقانهای دارم که گمان میکنم «ایران» از این وضعیت عبور میکند، زخمهایش را میلیسد و ادامه میدهد. همانطور که پیشتر و در تاریخ سرزمینیاش همیشه اینطور بوده. اما آنچه مسلم است اینه که ما خیلی سخت آدمهای پیشین بشویم. چه چیزهایی که ندیدیم. چه چیزهایی که ندیدیم.
امروزِ این شهر بینظیر بود. بهار داره میاد. هوا مطبوع و تهران در زیبایی غمبار خودش به خون نشسته. ما داریم تلاش میکنیم «زندگی» کنیم علیرغم تمام آنهایی که بیرون و داخل این مرزها برای ما مرگ میخواهند. من امیدوارم اگر از این جهنم بیرون نیامدم هم تهران زنده بماند. با آدمهایش. چرا که «حضور انسان آبادانی است».
صد سال است که از این دیکتاتور به آن دیکتاتور کوچ میکنیم و چنان به این زنجیره عادت کردهایم که آزادی را گم کردهایم. غمانگیز است که در حساسترین برهه تاریخ، مجبوریم نیمی از توانمان را صرف جنگیدن با ارواح گذشته و کسانی کنیم که هنوز نیامده، دیکتاتورند.
#نه_به_استبداد