شهید راه آزادی #زهرا_احمدوند
برج ماندگار عظمیهی کرج، شهادت میدهد به خون زنی که زیبایی نامش «زهرا» بود و شکوه تکثیر شدنش «آزادی». مادری ۴۰ ساله که تمام جهانش در چشمان پسرک ۹ سالهاش خلاصه میشد، اما قلبش برای وطنش تپید.
او را از پشت سر با تیر جنگی زدند؛ چرا که از ابهت نگاه رو به جلویش می��رسیدند. تلختر آنکه خواستند حتی بعد از مرگ هم هویتش را بدزدند. خانوادهاش را تحت فشار گذاشتند تا او را «بسیجی» بنامند! پیکرش را غریبانه و زیر سایهی شوم سپ��هیان که از پیکر بیجانش هم واهمه داشتند، به خاک سپردند تا صدایش را دفن کنند.
اما زهرا، با هیچ برچسب اجباری و هیچ خاکسپاری بیسروصدا، سانسور نمیشود. او مادر ایران است؛ زنده، ماندگار و تا ابد سرخ.
#IranMassacre
شهید راه آزادی؛ مهدی جدیدی
مگه خون من از بقیه رنگینتره؟
مهدی جدیدی که بود؟ جوان ۱۹ ساله نازیآباد چرا با ۸ گلوله هدف قرار گرفت؟ آیا جرم او فقط ایستادن کنار مردم بود؟
#مهدی_جدیدی
۱۹سالش بود ولی 😭🌹🥀
رفت تا ثابت کنه خونش به رنگ سرخ پرچم ای��انه و لبخندش به اندازه وسعت میهن
مهدی بر اثر اصابت گلوله جراحات شدیدی برداشته بود
#مهدی_جدیدی
#مرگ_بر_جمهوری_اسلامی
#قیام_ایران
#مهدی_جدیدی
۱۹ ساله در ۱۸ دی ماه در نازی آباد تهران بر اثر شلیک مستقیم از پشت سر مورد اصابت گلوله قرار گرفت و به بیمارستان منتقل شد.
ولی به دلیل مرگ مغزی و خونریزی بیش از حد جان خود را از دست داد🖤🥀.
به گفته یک منبع آگاه و نزدیک به خانواده:
«مهدی به تازگی خدمت سربازی و تمام کرده بود.
فارق التحصیل رشته حسابداری بود.
بلافاصله بعداز اتمام خدمت به شغل اپراتور دستگاه cnc چوب قرار گرفت چون همیشه ا��لویت زندگیش استقلال مالی خانواده بود.
مهدی جدیدی فرزند آخر خانواده بود.
@UN_Spokesperson @HeikoMaas @CPJAmericas @KenRoth
#اعتراضات_سراسری #SOSIranWatch #DigitalBlackoutIran #RevolutionIran2026
#مهدی_جدیدی ۱۹ ساله، روز پنجشنبه ۱۸ دیماه ۱۴۰۴ در محله «نازیآباد» تهران، با شلیک مستقیم دو گلوله جنگی به ناحیه سر جان خود را از دست داده است. به گفته نزدیکان، شدت جراحت به حدی بوده که او بهدلیل خونریزی شدید، در همان ساعات اولیه جان باخته است.🖤🥀
@AP@melaniejoly@AlinejadMasih@nytimes
#اعتراضات_سراسری #SOSIranWatch #DigitalBlackoutIran #RevolutionIran2026
شهید راه آزادی #مهدی_جدیدی
مهدی جدیدی، جوان ۱۹ سالهای که تازه طعم پایان خدمت سربازی را چشیده بود، تجسم غیرت و مسئولیتپذیری بود. او که دانشآموخته حسابداری بود، بلافاصله وارد بازار کار شد تا تکیهگاه مالی خانوادهاش باشد؛ اما عشق او به میهن، فراتر از آرزوهای شخصیاش قد کشید.
تهتغاری خانواده، با جملهی ماندگار «مگه خون من از بقیه رنگین��ره؟»، ترس را به زانو درآورد.
در ۱۸ دیماه، قلب نازیآباد شاهد شجاعت او بود؛ جایی که از پشت سر هدف کینه قرار گرفت و خون پاکش را فدای آرمانهایش کرد.
مهدی نرفت، بلکه در خاک بهشتزهرا بذر آزادی کاشت تا نامش برای همیشه لرزه بر اندام ستم بیندازد.
و همیشه به مادرش میگفت مگه خون من از بقیه رنگینتره که جلو نرم.»
#اعتراضات_سراسری
شهید راه آزادی؛ #مهدی_جدیدی
«مگه خون من از بقیه رنگینتره؟» این جمله، وصیتنامهاش نبود؛ سند شرافتش بود.
مهدی جدیدی، ۱۹ ساله. تهتغاری خانواده، حسابداری که با دستگاه CNC چرخ زندگیاش را میچرخاند و سربازیاش را تازه تمام کرده بود. جوانی که رؤیاهایش را در دست داشت، اما وقتی به تماشای حق نشست، سکوت را تاب نیاورد.
۱۸ دیماه ۱۴۰۴، نازیآباد. ۸ گلوله به جوانی که دستش خالی بود و صدایش پر از حق. مهدی در آن شب رفت، اما ترس در برابر جسارتش زانو زد.
مهدی در خاک دفن نشد؛ در حافظه یک نسل کاشته شد. بذری که با خون آبیاری شد تا ریشههای آزادی هرگز خشک نشود.
یادش گرامی، که نامش در تاریخ بلند خواهد ماند.
#IranMassacre
نامی برای همیشه: شهید راه آزادی #مهدی_جدیدی
او تنها ۱۹ سال داشت، اما ایستادگیاش به بلندای یک کوه بود. مهدی جدیدی، فرزند کوچک خانواده و فارغالتحصیل حسابداری، جوانی که تازه خدمت سربازی را تمام کرده و برای استقلال خانوادهاش در سنگر کار و تلاش بود، در ۱۸ دیماه در نازیآباد تهران آسمانی شد.
وقتی به او از خطر میگفتند، با صلابت میگفت:
«مگه خون من از بقیه رنگینتره که جلو نرم؟»
او رفت تا ثابت کند خونش به رنگِ سرخِ وطن است. مهدی بر اثر اصابت گلوله و جراحات شدید، جان خود را فدای میهن کرد و در بهشتزهرا به خاک سپرده شد.
یادش جاوید و نامش ماندگار.
#اعتراضات_سراسری