کسی اینجا حامد رو میشناسه؟!
حامد میرزایی یکی از آخرین بازماندگان #پلاک_۱۲ خیابان جاجرودی میدون رسالته که همسرش، مادرش، پدرش، مادربزرگش، پدربزرگش، عموش، پسرعموش، دخترعمهاش، شوهرعمهاش، همسر برادرزن و رفیق نزدیکش، عموی پدرش و فرزندان کوچکشون رو تو یک لحظه از دست داده…
پلاک ۱۲ (معروف به قله شادی) یک متجمع مسکونی خانوادگی بود که ۱۲ شهروند غیرنظامی ساکنش از اعضای خانوادهی میرزایی با دو موشک کشته شدند!
حامد بیست روز تو خرابهها زندگی کرده تا اجساد عزیزانش رو پیدا کنه ولی اکثرشون غیرقابلشناسایی بودند و مجبور شدند برای تشخیص تست دیانای بگیرند و پیکر پدرش هم هرگز پیدا نشد!
امشب داشت تو استوری میگفت تنها چیزی که از زندگی مشترک عاشقانهای که تازه یک سال بود شروع کرده بودند براش باقی مونده، خرس پشت قاب موبایل زنشه…
ادامه در توییت بعدی👇🏼
هروقت کسی که طرفدار جنگ بود گفت مگه به حرف منه که اونا جنگ راه بندازن این مطلب رو براشون بفرستید:
مشروعیت دادن به جنگ از طریق مردم معمولاً یک فرآیند تدریجی و چندلایهست، نه یک اتفاق ناگهانی. حکومتها یا بازیگران سیاسی تلاش میکنند افکار عمومی را به سمتی ببرند که جنگ «قابل قبول» یا حتی «ضروری» به نظر برسد. چند مکانیسم مهمش اینهاست:
1. ساختن روایت (Narrative building)
جنگ بهعنوان «دفاع»، «امنیت ملی» یا «نجات ارزشها» معرفی میشود، نه تهاجم.
مثلاً گفته میشود: ما مجبوریم، چارهای نداریم.
2. ایجاد ترس یا تهدید
بزرگنمایی خطر دشمن باعث میشود مردم حس کنند اگر اقدام نشود، وضعیت بدتر میشود.
ترس یکی از قویترین ابزارهای پذیرش جنگ است.
3. دو قطبیسازی (ما vs آنها)
جامعه به دو گروه «خوب» و «بد» تقسیم میشود.
دشمن غیرانسانی یا خطرناک نشان داده میشود تا خشونت علیه او توجیهپذیر شود.
4. استفاده از رسانه و تصویر
رسانهها، شبکههای اجتماعی، و حتی تصاویر احساسی (مثل قربانیان یا نمادها) میتوانند احساسات عمومی را تحریک کنند و حمایت ایجاد کنند.
5. عادیسازی تدریجی
اول با تحریم، تنش، یا درگیریهای کوچک شروع میشود و کمکم مردم به ایدهی جنگ عادت میکنند.
6. همراه کردن مردم (Consent manufacturing)
از طریق سخنرانیها، نظرسنجیها، یا حتی نمایش «حمایت مردمی»، این حس ایجاد میشود که اکثریت موافقاند.
7. فشار اجتماعی
افرادی که مخالف جنگاند ممکن است «ضد وطن» یا «خائن» معرفی شوند، که باعث میشود دیگران هم کمتر مخالفت کنند.
( نظریههایی مانند «تولید رضایت» Noam Chomsky، چارچوببندی و دستورکارگذاری (Maxwell McCombs و Donald Shaw)، پروپاگاندا (Harold Lasswell) و امنیتیسازی)
Refrence:
•Noam Chomsky, N. and Edward S. Herman, E.S. (1988) Manufacturing Consent: The Political Economy of the Mass Media. New York: Pantheon Books.
•McCombs, Maxwell, M. and Shaw, Donald, D. (1972) ‘The agenda-setting function of mass media’, Public Opinion Quarterly, 36(2), pp. 176–187. https://t.co/Nbdol2UOom
•Entman, Robert M., R.M. (1993) ‘Framing: Toward clarification of a fractured paradigm’, Journal of Communication, 43(4), pp. 51–58. https://t.co/Q3DT6nNCdO
•Lasswell, Harold D., H.D. (1927) Propaganda Technique in the World War. New York: Knopf.
•Buzan, Barry, B., Wæver, Ole, O. and de Wilde, Jaap, J. (1998) Security: A New Framework for Analysis. Boulder, CO: Lynne Rienner.
حالا که چرخشها آغاز شده، به این ویدئو بازگردیم👇
«این یک مداخلهی بشردوستانه است و هدف آن، جمهوری اسلامی، دستگاه سرکوب و ماشین کشتار آن است، نه کشور و ملت بزرگ ایران» (!)
رضا پهلوی، روز ۲۸فوریه۲۰۲۶، تنها ساعتی پس از آغاز حملات اسرائیل و آمریکا به ایران این ویدئو را منتشر کرد.
اینکه ادعا میکردند «موساد با شما در میدان است» و بهانهی کشتار بیسابقه به ج.ا میدادند برای من سند کافی بود، و جایی که مستقیم از دوستانی که به تظاهرات رفته بودند و به چشم خودشون این نیروهای شبه نظامی رو دیده بودند شنیدم به یقین رسیدم. در اون خفقان آدمهایی که همدیگه رو نمیشناختن توصیفهای دقیقا یکسان از مناطق مختلف تهران میکردند.
الان دیگه به چه زبونی بگن خودشون شریک بودن در فرستادن مردم به قتلگاه؟
من این خیانت در حق مردم معترض و جنبش آزادیخواهی ایران رو هیچ وقت نمیبخشم. ما راههای نرفته زیاد داشتیم و داریم و این عموها هیچ وقت حکومتی مردمی و آزاد و مستقل برای ایران نخواستهند و نمیخواهند.
#نه_به_جنگ #نه_به_جنگ_واستبداد_دین_ودربار
صحبتهای دکتر امانت که در زمان شاه تحصیلکرده و مخالف ج.ا، در مورد اسرائیل! قابل توجه اون ساده لوحانی که روی پرچم اسرائیل سجده میکنند و از یه اسرائیلی بیشتر اسرائیل رو دوست دارند، پهلوی و طرفدارانش باید مهر وطنفروشی روی پیشونی شون زده بشه!
#فرقه_تبهکار#فرقه_پهلوی
محمد صفا Mohamad Safa یک فعال دیپلماتیک لبنانیالاصل و نماینده اصلی سازمان Patriotic Vision (PVA)در سازمان ملل بود که اخیراً استعفا داد. او ۲۷ مارس ۲۰۲۶ (چند روز پیش) همه سمتهای دیپلماتیک خود رو تعلیق کرد (یا استعفا داد).
او بعد از نزدیک به ۱۲ سال همکاری با سازمان ملل، این کار رو کرد و ادعا کرد:
- سازمان ملل داره برای «استفاده احتمالی از سلاح هستهای» (در ارتباط با ایران) آماده میشه.
- برخی مدیران ارشد سازمان ملل به جای سازمان، به یک «لابی قدرتمند» (اشاره به لابی حامی آمریکا و اسرائیل) خدمت میکنن.
- نمیتونه شاهد این «جنایت علیه بشریت» باشه و برای جلوگیری از «زمستان هستهای» استعفا داد.
‼️‼️‼️‼️‼️‼️
ترجمه ی پست اخیرش در مورد ایران:
فکر نمیکنم مردم عمق فاجعه را درک کرده باشند؛ آن هم در حالی که سازمان ملل در حال آماده شدن برای احتمال استفاده از سلاح هستهای در ایران است.
این تصویری از تهران است. برای آن دسته از جنگطلبان بیسواد، بیتجربه، ناآشنا با دنیا و کسانی که هرگز حتی یک روز هم خدمت نکردهاند اما از فکر بمباران تهران به وجد میآیند: تهران یک بیابان کمجمعیت نیست. اینجا خانوادهها زندگی میکنند، کودکان هستند، حیوانات خانگی هستند، آدمهای عادی از طبقه کارگر هستند با آرزوها و امیدهایشان. اینکه کسی جنگ بخواهد، واقعاً بیمارگونه است.
تهران شهری با نزدیک به ۱۰ میلیون نفر جمعیت است. تصور کنید واشنگتن، برلین، پاریس یا لندن با سلاح هستهای هدف قرار بگیرند. ابعاد این فاجعه همینقدر هولناک است.
من از مسیر دیپلماتیکم گذشتم تا این اطلاعات را افشا کنم. از وظایفم کنار کشیدم تا نه بخشی از این جنایت علیه بشریت باشم و نه شاهد خاموش آن. این کار را کردم تا شاید بتوان جلوی یک زمستان هستهای را پیش از آنکه خیلی دیر شود گرفت.
دیروز، نزدیک به ده میلیون نفر در آمریکا علیه «پادشاهی» و استبداد اعتراض کردند. احتمال استفاده از سلاح هستهای باید کاملاً جدی گرفته شود. این خطر واقعی است. همین حالا باید اقدام کرد. این پیام را در سراسر جهان منتشر کنید. به خیابانها بیایید. برای انسانیت و آیندهمان اعتراض کنید. فقط مردم میتوانند جلوی این فاجعه را بگیرند. تاریخ ما را به یاد خواهد سپرد
💢آرامش در قطر؛
فشار بر بحرین و کویت
▪️در حالی که نقشه هوایی شاخاب پارس در روزهای اخیر شاهد پرواز موشکهای بالستیک و پهپادهای انتحاری به سمت منامه و کویت بوده است، آسمان دوحه در ۱۲ روز گذشته به شکلی غیرمنتظره به آرامشی مطلق رسیده است. این خروج معنادار قطر از «دایره حملات» محصول یک مهندسی پیچیده دیپلماتیک امنیتی است که در اتاقهای دربسته تهران و دوحه نهایی شده است.
۱. مهندسی منطقه:
مثلث نفوذ دوحه در تهران
خروج قطر از لیست اهداف موشکی ایران، مدیون فعالیتی است که میتوان آن را «دیپلماسی سایه» نامید. در رأس این هرم، دکتر محمد بن صالح الخلیفی (مرد شماره یک منطقه و معمار توافقات بحرانی) قرار دارد. وی با درک دقیق از تئوریهای قدرت در ج.ا، توانست کانالی مستقیم و مؤثر ایجاد کند. این موفقیت از طریق یک مثلث طلایی و راهبردی نهایی شد:
دکتر عبدالقادر فایز:
با تسلط بر لایههای تصمیمگیری در تهران.
فاطمة الصمادی:
به عنوان تئوریسین ارشد با شناخت عمیق از بدنه سپاه تروریستی پاسداران.
دکتر محمد بن صالح الخلیفی:
به عنوان هماهنگکننده عالی و مجری طرح.
این مثلث با استفاده از نفوذ قطر در پروندههای حساس بینالمللی و قدس، تهران را متقاعد کرد که امنیت دوحه، سوختِ لازم برای ماشین دیپلماسی منطقه را تامین میکند.
۲. الجزیره:
اندیشکدهای در لباس رسانه
باید درک کرد که شبکه الجزیره صرفاً یک کانال خبری نیست بلکه یک اندیشکده فعال و یک لابی قدرتمند است که مسیر را برای «مثلث الخلیفی» هموار میکند. الجزیره نه تنها ناظر وقایع، بلکه معمار افکار عمومی و ابزار فشار دوحه در مذاکرات است. این شبکه با مدیریت روایتها، هزینه حمله به قطر را در افکار عمومی جهان اسلام بالا میبرد و با ایجاد فضاهای گفتگو، عملاً نوعی «بیمه دیپلماتیک» برای قطر ایجاد کرده است. الجزیره با نفوذ خود در ساختار قدرت منطقه، نقشی فراتر از اطلاعرسانی سنتی ایفا میکند.
۳. تفرقه در شورای همکاری:
پاداش برای دوحه، تنبیه برای منامه
ایران با توقف حملات به قطر و تشدید فشار بر بحرین و کویت، یک استراتژی تفکیکساز را دنبال میکند. بحرین که رقیب و دشمن دیرینه قطر است. اکنون هزینه سنگین میزبانی از ناوگان پنجم آمریکا را میپردازد، در حالی که قطر با هوشمندی «الخلیفی»، خود را از معرکه خارج کرده است. این وضعیت، همبستگی شورای همکاری را از درون متلاشی میکند؛ چرا که اکنون منامه و کویت خود را در برابر حملات تنها میبینند و به امنیت رقیب خود (قطر) با حسرت مینگرند.
۴. توافقنامههای نانوشته در سطوح کلان:
خارج شدن قطر از دایره حملات، ریشه در تفاهماتی دارد که فراتر از حجم و اندازه تحلیلهای روزمره است. این توافقات نانوشته که در سطوح عالی امنیتی نهایی شده، شامل تبادلات اطلاعاتی و تضمینهای دوجانبهای است که دوحه را به یک «جزیره امن» در میان آتش تبدیل کرده است. این یک بازی واقعگرایی سیاسی محض است که در آن، قطر امنیت خود را با کارتهای برنده دیپلماتیکش معامله کرده است.
▪️الجزیره صرفاً یک رسانه نیست، بلکه بازوی نرمی است که برای دیپلماسی سخت قطر جادهسازی میکند. این نهاد با نفوذ استراتژیک خود، توازن قدرت را به نفع دوحه تغییر داده است. در دنیای امروز، قدرت در دست کسی است که روایت را میسازد.
✍️#چرکنویس
من فکر میکنم وقتی این جنگ تمام شد؛ چه جمهوری اسلامی بماند، چه نماند؛ چه از تهران چیزی باقی بماند، چه نماند؛ برای ساختن دوبارهی جامعه، باید بر سر چند اصل بنیادین به توافق برسیم. به گمان من، مهمترین این توافقها میتواند این باشد که هیچ چیز برای ما مهمتر از جان ایرانیها نیست. ما میتوانیم تمام جهان اجتماعیمان را حول همین اصل سازمان بدهیم: حفظ جان انسان ایرانی.
چنین توافقی به ما کمک میکند از همان ابتدا یک خط قرمز روشن برای خودمان تعیین کنیم: هیچ مسئلهای، تحت هیچ شرایطی، نباید با راهحلی حل شود که در آن حتی یک ایرانی جانش را از دست بدهد. به این معنا که حتی فدا شدن آگاهانه و داوطلبانهی یک انسان ایرانی هم برای ما نباید امری مطلوب، قابل ستایش، یا مورد تأیید باشد؛ چه برسد به اینکه بخواهیم کسی را به چنین فدا شدنی سوق دهیم یا از او طلبش کنیم.
ایرانی ها از دو سه سالگی سلحشور و قهرمان هستند. کودکی که از زیر آوار بمباران اسرائیل و آمریکا سالم بیرون کشیده شده، برای مردم دست تکان میدهد. روحیه می دهد و روحیه می گیرد و این چرخه از ۷۰۰۰ سال قبل در این مملکت ایجاد شده، ادامه دارد و ادامه خواهد داشت.
اون شهروند غیر نظامی ک توی پمپ بنزین گلستان اهواز از وسط نصف شد و دیگری ک حتی جنازه ش پودر شد و الان قبر هم نداره فقط چون بی بی توی روز شلوغ میخاست نقطه زنی کنه و ساختمان بدون تابلو ک مهمانسرای سپاه بوده بزنه رو هم به لیست دستاورداتون در حمایت از مردم ایران اضافه کنید خجالت نکشید
به خودم یادآوری کردم که در غزه هم همه رو یجا نکشتن، دونه دونه کشتن، دونه دونه ماله کشیدن.
رسانه ها تیتر های گمراه کننده زدن، انسانیت زدائی کردن، تقصیر رو گردن "خماس" انداختن، یه بیمارستان زدن، صبر کردن، بیست روز دیگه یکی دیگه زدن، بعد مدرسه زدن گفتن "خماس" توش مخفی شده بود.
@Soma1111AzaD@AmirKh1982 اون شهروند غیر نظامی ک توی پمپ بنزین گلستان اهواز از وسط نصف شد و دیگری ک حتی جنازه ش پودر شد و الان قبر هم نداره فقط چون بی بی توی روز شلوغ میخاست نقطه زنی کنه و ساختمان بدون تابلو ک مهمانسرای سپاه بوده بزنه رو هم به لیست دستاورداتون اضافه کنید خجالت نکشید