یه گوشه دنج از محله هست که انگار زمان اونجا متوقف شده
آدم میتونه بدون استرس به یه دیوار قدیمی خیره بشه 🫠
البته تا وقتی که یه بوق بلند همهچی رو خراب نکنه ��♂️ 🙄
دیگه واقعاً حوصله فیلمهای کُند رو ندارم؛ انگار بعضی کارگردانها فکر میکنن هر چی پلانها طولانیتر باشه، اثر عمیقتر میشه و ما هم باید ده دقیقه به یه دیوار خیره بشیم تا معناش رو بگیریم 🫠🤦♂️😅
یه ثانیه دیر فشار دادن شاتر یعنی کل اتفاق از کادر پریده و دیگه برنمیگرده؛ انگار نصف وقتت رو منتظری و نصف دیگهش رو حس میکنی همهچیز رو از دست دادی. شما هم تو کارت همین استرس رو دارید؟
( وقتی از میدون بازی و دوندگی برای مصاحبه برمیگردی ) آدم فقط یه غذای سریع میخواد ولی من یهو رفتم تو فاز تجربههای جدید و دو ساعت وقت گذاشتم برای یه چیزی که تهش حتی نمیدونم اسمش چیه 🫠 دقتم توی گزارشنویسی چرا به آشپزخونه منتقل نمیشه 😬🙏 😶
صندلیهای سالن انتظار یه دنیای عجیبه؛ هر کی یه مدل نشسته و هر کی یه جور سعی میکنه تظاهر کنه که خیلی آرومه، ولی انگشتهای همه داره با لبهی لباس یا کیفش بازی میکنه 😬🙏
واقعاً مدیریت کردن این حجم از استرسِ بیصدا، سختتر از خودِ کارهای اداریه 😂👌🔥
۱. انگشتم لک شده ا�� جوهر
۲. نیم ساعت بود داشتم روی یه خط کج و کوله تمرکز میکردم
۳. تهش فهمیدم اصلاً جای درستش نبود
۴. صبرم داره تموم میشه ولی باز دوست دارم درستش کنم 🥲
شاید فردا بهتر بشه.
,,,))) #تایپوگرافی
این ریتمهای عجیب و غریبی که بچهها موقع بازی میسازن واقعاً جالب نیست؟ یعنی چطوری میتونن با این همه جدیت و دقت، یه آهنگ کاملاً بیمعنی رو با یه ضربآهنگ منظم و دقیق اجرا کنن؟