پروژه تمام شد. باید گزارشکارها را تنظیم کنند. "۵۰ هزار ریزشی"، پیامهای شبکههای اجتماعی بود و "۴۰ هزار قربانی" هم در چشم بههم زدنی شد سه هزار و ۲۲۲، فقط پنج عدد بیشتر از آمار جمهوری اسلامی.
قرار بود موج ایجاد کند تا تجاوز اسرائیل و آمریکا کار را تمام کند.
میدانید از نظر رسانهای چه اتفاقی افتاد؟
۱. دو روایت ساخته شد. یکی ۴۰ هزارِ #فرقه_پهلوی
و یکی سههزار و ۱۱۷، آمار رسمی جمهوری اسلامی
"۴۰ هزار" شد مبنای خبر رسانههای بینالمللی، به عنوان آمار تایید نشده. حالا برای رسانهها ، پهلوی و لجنهای ایراناینترنشنال دیگر منبع "معتبر" نخواهد بود. جمهوری اسلامی توانست به عنوان منبع معتبر و قابل اتکا در مورد اخبار داخلی اعتبارسنجی کند.
۲. از نظر رسانهها، دیگر این خبر خبر سوخته است و هیچ رسانه معتبری، برای کم شدن اعداد تیتر نمیزند و کلا هم از این به بعد، با احتیاط خیلی بیشتری با خبرهای مربوط به اپوزیسیون ایران برخورد خواهد کرد.
ببینید که فارس و تسنیم و کل حکومتیها چطور ا��اجیف ویسی و باقی خودفروشهای موساد را بازنشر میکنند و به آن میخندند. هر دو خط روایی مجموعه بیوطنهای بیمقدار در هم شکست. میتوانید به من بگویید مزدور جمهوری اسلامی، اما اگر خوب توی آینه نگاه کنید، مزدور واقعی را خواهید دید، نهایتا این جمهوری اسلامی بود که سوارِ موساد شد. جمهوری اسلامی، این جبهه جنگ روایتها را هم برد. هر چند هنوز به یک تحقیق مستقل با استفاده از منابع معتبر برای پی بردن به ابعاد واقعی فاجعه نیاز است.
ولی برای من از همه دردناکتر تبدیل جان انسانها به عدد است. آمار دروغ و اغراقشده، حرمت قربانیان واقعی را میشکند. انگار که جانِ آنها کافی نیست. انگار حقیقتِ مرگ آنها برای "جنایت" بودن کم است.
یک بار از خودتان واقعا بپرسید، چطور امکان دارد که استراتژیهای پهلوی، استراتژی نسخه ۱۳۵۷ جمهوری اسلامی است. اینجا ۱۸ و ۱۹ دی بود، آنجا ۱۷ شهریور.
پهلوی ادامه خواهد داد. برای براندازی باز اسپانسر پیدا خواهد شد. ۴۷ سال یا از پول دزدیده از ملت خورد، یا پروژههای فصلیِ براندازی، یکی بعد از دیگری.
آزادیخواهی پروژه نیست، پروسه است.
دو بار روی حسن نیت، کشورمان اشغا�� شد، و چهها کشیدیم ما از این اشغال؛ این دویی است که سه نخواهد شد.
بگذارید معنی بکنم؛ یعنی با قبول ما سه نخواهد شد؛ اگر بشود�� از روی نعش ما.
▪︎ محمدرضا شاه پهلوی، تهران، سوم بهمن ۱۳۵۱
پ.ن. واقعا که #شاهنشاه_روحت_شاد
https://t.co/M50Mt8bwEP
@ralfekharabkar0 حاجی تو خایه نمیکنی با اسم و رسم واقعی بیای اینجا بعد ادعای نزدیک بودن به حملات میکنی؟! تنها چیز واقعی تو فامیلیته! اونم که خراب کردی تو شلوارت
هنر اپوزیسیون بودن
(یک مانیفست کوتاه)
«انقلاب» برای گذار به دمکراسی با صرف «براندازی» فرق دارد. انقلاب ایجابی و براندازی سلبی است. هدف انقلاب فراتر از براندازی ایجاد نظم جدید و هدف براندازی صرف درگیری با نظم موجود است.
هدف «اپوزیسیون دمکراسیخواه» پیگیری تغییرات انقلابی و مبارزه با جمهوری اسلامی به هدف ایجاد امنیت و رفاه و آزادی و برابری برای مردم ایران است. هدف «اپوزیسیون اقتدارگرا» صرف سقوط جمهوری اسلامی، ولو به قیمت ویرانی ایران، است.
اپوزیسیون اقتدارگرا و اصطلاحا «برانداز» شباهت قابل توجهی به بسیجیها و حامیان جمهوری ا��لامی دارد: برای هردوی آنها اصل نظام است. برای بسیجی، اصل «حفظ نظام» است و برای اپوزیسیون اقتدارگرا اصل «سقوط نظام» است. اما هردو تصویر خود را تنها در آینهی نظام پیدا میکنند.
اما برای آزادیخواهان، برای اپوزیسیون انقلابی جمهوریخواه، اصل «ایران» است. ما خودمان را سلباً و ایجاباً با نظام جمهوری اسلامی تعریف نمیکنیم. بلکه خودمان را با یک ایران آباد و آزاد براساس شهروندان برابر در پرتو اصول عام و جهانی ��دالت و حقوق بشر و تعامل عزتمندانه با جامعه جهانی تعریف میکنیم.
متاسفانه جمهوری اسلامی بیش از هرچیز «عزت نفس» افراد را تخریب کرده است تا آنجا که بخشی از اپوزیسیون اقتدارگرا را به مزدوری برای دشمن متجاوز کشانده است. رویای آزادی، آبادی، استقلال و برابری ایرانیان و صلحطلبی در دنیا میتواند «اعتماد به نفس» ما را به ما برگرداند. در پرتو چنین اعتماد به نفسی است که میتوانیم براساس ارزشهای خودمان موضع بگیریم و دربرابر تجاوز و قلدری اسرائیل یا هر قدرت دیگری به ایران بایستیم. ایرانی که از خلال هزارهها با جانافشانیها، تلاشها، تدبیرها و خون دلخوردنهای بسیار به ما رسیده است.