در سردخانه جا نیست، رو سمتِ نسترنها
پشتِ حیاط خفتند یک لایه پیرهنها
دامن کشان، سبکبار، در هجرتی شبانه
با گوشوارِ خونین میراثِ مادرانه ..
چله نشین پدرها در انتظار ماندند
نام عزیزشان را در هیچجا نخواندند
از بستگان که را داشت؟ همکارِ دردمندش؟
خویشی که پیکرش را تحویل میدهندش..
گفت آن نسیم بر موت، هر گل ز شاخه افتاد
پروانهی بنفشی.. دیدی.. مرا به یاد آر ..
از یک ساعت پیش اداره برق شروع به عذرخواهی بخاطر قطعی برق کرده،به این تعداد 63 اضافه کنید که فولدر پیام روباز کردم و جزو پیام های جدید حساب نميشه،زنگ زدم 121 گفتن بايد باروابط عمومی صحبت کنم،اونم تلفنشون گویاست و هیچ اپراتوری نیست که جوابم روبده،