Iran's Rights in the Caspian Sea Are Not Negotiable.
The Islamic Republic, amid profound structural weakness and a deep crisis of legitimacy, is seeking to advance and implement the Convention on the Legal Status of the Caspian Sea (the Aktau Convention). This effort, undertaken without the mandate of the Iranian people and without a clear and comprehensive guarantee of Iran's historic rights, is deeply concerning and constitutes a serious threat to Iran's national interests.
Under the 1921 and 1940 treaties between Iran and the Soviet Union, the legal regime governing the Caspian Sea was founded on the parties' shared rights and the principles of mutual agreement and common interests.
Following the dissolution of the Soviet Union, the newly independent states reaffirmed, in the Alma-Ata Declaration (December 1991), their commitment to the treaties of the former Soviet Union and to fulfilling the international obligations arising from those agreements through the successor states.
Accordingly, any fundamental change to the legal status of this strategically vital body of water must be made with the agreement of all littoral states and with full respect for Iran's rights.
However, the Aktau Convention provides for the conclusion of bilateral and multilateral agreements among the littoral states concerning portions of the seabed and subsoil of the Caspian Sea, areas that were previously part of the shared waters of Iran and the Soviet Union.
This sets a dangerous precedent. By circumventing the principle of consensus among all littoral states, it effectively weakens Iran's historic position and diminishes the country's role in determining the future legal status of the Caspian Sea.
Since the signing of the Aktau Convention in 2018, I have repeatedly warned that "national interests cannot be safeguarded from a position of weakness." At the time, I also stressed that the criminal clique ruling the Islamic Republic sacrifices the interests of the Iranian nation and homeland for its own survival, and that its foreign policy repeatedly resorts to concessions and appeasement from a position of weakness.
My position on the current process remains unchanged. I consider the Islamic Republic's attempt to ratify this convention to be contrary to Iran's national interests.
No decision concerning Iran's resources, borders, or sovereign rights in this strategic body of water can possess legitimacy without the genuine participation and consent of the Iranian people. Iran's rights in the Caspian Sea are not negotiable, nor can they be relinquished. Any action that undermines these rights will be recorded in the historical memory of the Iranian nation, and those responsible will ultimately be held accountable by the people of Iran.
جمهوری اسلامی در شرایط ضعف شدید ساختاری و بحران مشروعیت، قصد پیشبرد و اجرای «کنوانسیون رژیم حقوقی دریای کاسپین» (کنوانسیون آکتائو) را دارد. این تلاش رژیم، بدون پشتوانه اراده ملت ایران و بدون تضمین روشن و کامل حقوق تاریخی کشور، اقدامی نگرانکننده و تهدیدی جدی علیه منافع ملی ایران است.
بر اساس معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ میان ایران و اتحاد جماهیر شوروی، رژیم حقوقی دریای کاسپین بر پایه حقوق مشترک طرفین و اصل توافق و منافع مشترک شکل گرفته بود.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، کشورهای تازهاستقلالیافته در «اعلامیه آلماتی» (دسامبر ۱۹۹۱) بر پایبندی به معاهدات شوروی سابق و تضمین اجرای تعهدات بینالمللی ناشی از قراردادها و پیمانهای آن توسط دولتهای جانشین تأکید کردند.
بر همین اساس، هرگونه تغییر اساسی در وضعیت حقوقی این پهنه آبی راهبردی باید با توافق مشترک همه کشورهای ساحلی و با رعایت کامل حقوق ایران انجام شود.
با این حال، کنوانسیون آکتائو امکان انعقاد توافقهای دوجانبه و چندجانبه میان کشورهای ساحلی درباره بخشهایی از بستر و زیربستر دریای کاسپین را پیشبینی کرده است؛ بخشهایی که قبلاً بخشی از پهنه آبی مشترک ایران و اتحاد جماهیر شوروی محسوب میشدند.
این بدعتی خطرناک است که با دور زدن اصل اجماع همه کشورهای ساحلی، عملاً جایگاه تاریخی ایران را تضعیف میکند و نقش کشور را در تعیین سرنوشت دریای کاسپین کاهش میدهد.
از زمان امضای کنوانسیون آکتائو در سال ۲۰۱۸، بارها هشدار دادهام که «پاسداری از منافع ملی از موضع ضعف ممکن نیست». همان زمان نیز تأکید کردم که فرقه تبهکار جمهوری اسلامی، منافع ملت ایران و میهن را قربانی بقای خود میکند و در سیاست خارجی، از موضع ضعف به باجدهیهای پیدرپی تن میدهد.
موضع من درباره روند کنونی همان است. تلاش جمهوری اسلامی برای تصویب این کنوانسیون را اقدامی مغایر با منافع ملی ایران میدانم.
هیچ تصمیمی درباره منابع، مرزها و حقوق ایران در این پهنه آبی، بدون رضایت و مشارکت واقعی ملت ایران، از مشروعیت برخوردار نخواهد بود. حقوق ایران در دریای کاسپین قابل معامله یا چشمپوشی نیست. هرگونه اقدام در جهت تضییع این حقوق، در حافظه تاریخی ملت ایران ثبت و تصمیمگیرندگان در برابر ملت ایران پاسخگو و بازخواست خواهند شد.
پاینده ایران
@mohsenreyhani01 کاسپین، خارجیه؟! پس اسم قزوین هم خارجیه!
۱ کَسپین ← نام قوم باستانی کاسپی (ساکنان جنوب دریا)
۲ کاسپین / کاسبین ← دگرگونی آوایی در دورههای باستان
۳ کَزوین / کَزبین ← شکلهای میانی در فارسی میانه و عربی
۴ قَزوین ← نگارش عربی پس از فتح ایران (تبدیل «ک» به «ق» در رسمالخط)
Last night, the people of Isfahan did everything they could to prevent the execution of three prisoners.
You can hear the call to prayer. That is when you realize that three more people have been killed…
Stop negotiating with killers.
چهل و شش سال از درگذشت پدرم میگذرد، اما او امروز زندهترین چهره سیاسی در پیشگاه تاریخ و دل ایرانیان است.
شعله عشق ملت ایران به او روز به روز بلندتر و فروزانتر میشود. همانطور که جاویدنام مجیدرضا رهنورد به نیابت از میلیونها جوان ایرانی نوشت: «نسلی عاشقت شد، که تو را هرگز ندید».
پدرم با تمام وجود، عاشقِ ایران بود. قلب او با طبیعت این خاک میتپید و باریدن باران بر دشتهای ایران، برایش بهترین و زیباترین خبر بود.
او در ۲۲ سالگی، کشور را در شرایط دشوار اشغال متفقین تحویل گرفت و با تکیه بر میهنپرستی، ایران را به سوی دروازههای تمدن بزرگ هدایت کرد. اگر فاجعه ۵۷، مسیر تاریخ ما را منحرف نمیکرد، ایران امروز یکی از درخشانترین قطبهای رفاه و توسعه در جهان بود.
هممیهنانم، اگر به راه او باور داریم، مسئولیت بزرگی بر دوش ماست. برای وفاداری به نگاه او، ما باید ایران را از این فرقه تبهکار پس بگیریم و آن را دوباره بسازیم.
پاینده ایران
انتقاد از شاهزاده رضا پهلوی به خاطر دیدار با نمایندگان جامعه +LGBTQ ن شاندهنده برداشت محدودی از مفهوم رهبری یک کشور آزاد است.
ایران متعلق به همه ایرانیان است؛ مذهبی و سکولار، زن و مرد، کرد، بلوچ، عرب، ترک، فارس، یهودی، مسیحی، بهایی، زرتشتی و همچنین شهروندان +LGBTQ.
گفتوگو با یک گروه به معنای تأیید همه دیدگاههای آن گروه نیست. بلکه به این معناست که آنها نیز ایرانی هستند و حق دارند صدایشان شنیده شود.
جمهوری اسلامی بیش از چهار دهه با حذف، سرکوب و ایجاد تفرقه حکومت کرده است. اگر ما نیز بخواهیم هر اقلیتی را طرد کنیم، در واقع همان فرهنگ عدم مدارا را تکرار کردهایم که سالها با آن مبارزه کردهایم.
اگر خواهان ایرانی دموکراتیک هستیم، باید از برابری همه شهروندان در برابر قانون دفاع کنیم. آزادی، گزینشی نیست؛ یا برای همه است، یا اصلاً آزادی نیست.
رهبری که فقط با کسانی دیدار کند که دقیقاً مثل خودش فکر میکنند، نماینده یک ملت نیست. اما رهبری که به سخنان همه شهروندانش گوش میدهد، بلوغ سیاسی و تعهد خود را به وحدت ملی نشان می دهد.
آقای فردوسیپور گریه نداره،
واا؟! مگه تازه با این سیستم آشنا شدی؟!
عجیبه والا…
با این سیستم آسیاب به نوبته… هر کی وقت خودش داره…
شما هم سخت نگیر، تا الان براشون کار کردی، بازهم میتونی… پاشو پاشو…
New broadcast guidelines have been introduced to help prevent the sexualization of female athletes.
The European Broadcasting Union worked with female athletes to create new camera guidelines for athletics broadcasts. The guidelines tell broadcasters to avoid camera angles and slow-motion replays that focus on athletes' bodies instead of their performances.
(via @BBC )
در حالی که جنگافروزان جمهوری اسلامی در تهران و پناهگاههای امن خود پنهان شدهاند، سربازان وظیفه و نیروهای جوان را در پادگانهایی بیدفاع رها کردهاند، بیآنکه حتی توان حفاظت از این نیروها را داشته باشند. این رژیم بار دیگر نشان داده است که میان جان فرزندان ایران و بقای خود، همواره بقای خود را انتخاب میکند.
جمهوری اسلامی این جنگ را بر ملت ایران تحمیل کرده است و مسئولیت جان همه قربانیان آن، از جمله سربازان در پادگان بمپور، بر عهده همین حکومت است. آرزوی همه ما، صلح، امنیت و آرامش برای تمامی ایرانیان است، اما تا زمانی که این رژیم بر سر کار باشد، نه امنیتی پایدار ممکن است و نه صلحی واقعی.
این رژیم تبهکار بیش از آنکه دلنگران امنیت مردم ایران باشد، نگران حفظ حزبالله لبنان و دیگر نیروهای نیابتی خود در منطقه است. برای این رژیم، بقای بازوهای تروریستیاش از امنیت و جان مردم اهواز، زاهدان، بندرعباس، بوشهر، چابهار و سراسر ایران مهمتر است.
خطاب من به سربازان، افسران و همه نیروهای میهندوست است. جان خود را برای بقای جمهوری اسلامی به خطر نیندازید. سوگند شما به ایران است، نه به رژیمی که در لحظه خطر، سرکردگانش میگریزند و شما را بیپناه رها میکنند.
من با خانوادههای داغدار سربازان وظیفه که در حملات اخیر به مراکز نظامی جمهوری اسلامی جان باختند، عمیقأ همدردی میکنم، و از خانوادههای همه سربازان وظیفه میخواهم تا آنجا که در توان دارند، اجازه ندهند فرزندانشان در این شرایط خطرناک به خدمت سربازی اعزام شوند. هیچ پدر و مادری نباید فرزند خود را به پادگانهایی بفرستد که امروز به جای محل خدمت، به میدان مرگ تبدیل شدهاند.
این جوانان، فرزندان این سرزمین هستند، نه سپر انسانی جمهوری اسلامی. آنها نباید بهای بقای حکومتی درمانده را با جان خود بپردازند.
همچنین از مردم شریف ایرانشهر و زاهدان که برای اهدای خون و یاری رساندن به سربازان مجروح پادگان بمپور شتافتند، صمیمانه سپاسگزارم. این همبستگی ملی یادآور این حقیقت است که مردم ایران، حتی در سختترین روزها، فرزندان خود را تنها نمیگذارند.
ایران به فرزندانش زنده نیاز دارد، برای ساختن آیندهای آزاد، آباد و سربلند