حدود ساعت ۲:۳۰نصفه شب با صدای داد حدود ۲۰ نفر در حال دویدن بیدار شدیم که سرپرست رو صدا میزدن…
و بله…:) یه دختری خودشو از طبقه دو پرت کرده بود پایین
قلبم اتیش گرفت…
به این فکر کردم ک یعنی کدوم از افرادی بوده که یک سال گذشته دیدمش…
از زندگی تو ایران متنفرم و حالم خیلی بده💔