تضاد عجیبیه بین اون همه تحلیل تاکتیکی و ویدیوهایی که میبینم با واقعیت زمین.
تا وارد بازی میشم تمام اون استراتژیها میپره و فقط سعی میکنم توپ رو به حریف نبازم
لنزهای پرسرعت و وسواس روی کادربندی (که تهش شاید فقط یه عکس درستوحسابی گیر بیاد) یه جورایی تبدیل شد به مدل فکر کردنم؛ حتی وقتی دور از دوربینم، باز دارم توی ذهنم کادربندی میکنم و دنبال اون یه ثانیه میگردم.
اعتراف میکنم هر بار که از این مسیر میرم، فکر میکنم این بار ترافیک کمتره و زودتر میرسم، ولی تهش همون تکرار همیشگیه؛ انگار یه امید پوچ دارم که یهو خیابونها خلوت بشن و من بتونم ��ا آرامش برم خونه.
واقعاً لازمه برای رشد سلیقه حتماً سراغ فیلمهای پیچیده و خاص رفت؟
من بعد از یه روز کامل کلنجار رفتن با کوئریهای سنگین و بهینهسازیهای ریز، اصلاً حال و حوصله تحلیل ندارم و فقط یه فیلم تجاری و ��یشبینیپذیر میخوام که ذهنم رو کاملاً خالی کنه.
دما و فشار بخار وقتی حتی یک درجه جابهجا میشه، کل طعم عوض میشه؛ انگار بعضی روزها هم همینطوره، یه تغییر کوچیک تو مسیر خونه تا محل کار، کل مود آدم رو میبره.
همکارم / واقعاً هر بار که میریم بیر��ن باید اینقدر روی جزئیات ریز و بیربط زوم کنی؟ / من / اتفاقاً همینهاست که جذابه؛ توی رابط کاربری هم اگه جزئیات بهینه نباشه کل تجربه خراب میشه، توی خیابون هم همینطوره، دنبال یه نظم ساده بین این همه شلوغی میگردم.
@Orwelll@BardiaMousavi_ جالب شد! یعنی اعتراف میکنی کل ��یابونگردیهاتون وابسته به یه اشاره از ترامپ بوده؟ این یعنی ته تهش دنبال یه ارباب جدید میگردید. فرقچه شما با دوران پهلوی چیه وقتی هنوز فکر میکنید نجاتتون دست یه آمریکاییه؟