دیشب بهترین کادوی تولد زندگیم رو گرفتم.
چند روز پیش، یکی از دوستانم ازم پرسید دلت برای کدوم فضاهای تهران تنگ شده و دیشب برام یه فیلم هشت دقیقهای از تهران فرستاده.
دیشب داشتم زار میزدم و انگشت روی این شهر بیقواره میکشیدم.
مردم سیریک در دل گرمای جهنمی تیرماه، در گرمترین ساعات روز (۱۳ تا ۱۵)، برق ندارند!
شبها با بمبهای سنگین آرامش ندارند و روزهای به شدت گرم و شرجی هم بدون برق میگذرد.
منشأ این زندگی دردناک کجاست؟
از جنوب مینویسم:
ما تو این شرایط و گرما برق نداریم
حمله ها و انفجار ها خیلی زیاده
فرجه برای امتحاناتمون نداریم
هر لحظه ممکنه کنار حوزه امتحانیمونو بزنن
علاوه بر استرس امتحان نهایی، استرس مرگ هم داریم
دلیلتون برای تعویق یا مجازی نکردن امتحانات چیه؟
حتما باید تجمعی صورت بگیره؟
اولین تجربه گاز اشکآور
دانشجوهای معترض داخل محوطه دانشگاه تهران، ۲۱ تیر ۱۳۷۸، برای کم کردن اثر گاز اشکآور آتش روشن کردهاند.
این عکس مربوط به پنجمین روز اعتراضات تیر ۱۳۷۸ است.
محمد خاتمی، رئیسجمهور وقت، از مردم خواست آرامش خود را حفظ کنند.
بالاخره #خامنهای توانست در خیابانهای تهران بچرخد؛ البته جنازهاش و میان هزاران نیروی امنیتی.
او احتمالا اولین رهبری بود که از قدم زدن در خیابانهایی که بر آنها حکومت میکرد وحشت داشت.
وحشت آفرید، خودش در وحشت زیست و با وحشت هم مُرد.
آن مستبد متوهم که خود را سایه خدا میپنداشت و مرگ را تنها سهم رعیت و مخالف میدانست، سرانجام به دست همان سرنوشت ناگزیر و محتوم، و توسط دشمنی که عمری برایش رجز میخواند، در کسری از زمان متلاشی شد.
جهان سربه سر حکمت و عبرت است…