زیرا قفس با دوستان خوشتر ز باغ و بوستان
بهر رضای یوسفان در چاه آرامیدهام
در زخم او زاری مکن دعوی بیماری مکن
صد جان شیرین دادهام تا این بلا بخریدهام
مولانا
#میرحسین_موسوی
#ميرحسين_موسوی موسوی از اظهارات و کنشهایش در سال هشتاد و هشت توبه نکرد، از رفراندوم قانون اساسی دفاع کرد، از حق اعتراض مردم در آبان نودوهشت، زن، زندگی، آزادی چهارصدو یک و دی چهارصدو چهار حمایت کرد. هیچگاه هم ادعای رهبری نداشت. زمینه سازی برای قتل خاموش او برآمده از یک کینه بزرگ است.
چیزی که این حرفها رو متفاوت میکنه، خودِ آدمیه که داره میزندشون.
جاش راشینگ سالها تفنگدار نیروی دریایی آمریکا بود. تو جنگ عراق سخنگوی سنتکام بود؛ یعنی همون کسی که قرار بود حرف ارتش آمریکا رو به گوش دنیا برسونه. ولی بعد استعفا داد، و درست در بدو تولد الجزیرهی انگلیسی به این شبکه پیوست و کمکم به یکی از چهرههای شناختهشدهاش در آمریکا تبدیل شد.
حالا همین آدم، سازندهی مستند «کودکان زیر آتش»، رفته بالای صحنه تا جایزهی امی رو بگیره. این هم متن کامل حرفهاش:
«خب بچهها. ممنونم. دوستتون دارم. عاشق این لحظهام. عاشق همهتونم. ببخشید که اینقدر طول کشید. ولی خب، الان اینجام. یه حرفی دارم که باید بزنم.
نباید از نظرمون دور بمونه که چقدر تلخه آدم بابت پوشش یه نسلکشی جایزه بگیره، اونم تو همون کشوری که باعث شده این نسلکشی اتفاق بیفته و ادامه پیدا کنه.
میخوام این رو تقدیم کنم به اون ۱۱ خبرنگار الجزیره؛ ۱۱ همکاری که از ۷ اکتبر تا حالا تو غزه به دست اسرائیل کشته شدن، و به ۲۷۰ همکار دیگهشون، خبرنگارهایی که از ۷ اکتبر به اینطرف تو غزه کشته شدن.
میخوام از دهها پزشکی یاد کنم که زندگی پرپول و موفقشون رو اینجا رها کردن تا همهچیزشون رو به خطر بندازن، برن غزه و کمک کنن؛ و به این برسن که شاید شمشیر برندهی حقیقت و شهادت دادن، از اون چاقوی جراحیای که با خودشون به میدان میبرن قویتر باشه. اونا برگشتن و تو همین فیلم شهادت دادن.
و به خاطر همین آدمهاست که میرا، اون دختر کوچولوی چهارساله که تو فیلم ما یه گلوله تو مغزش بود، امروز تو مکزیکوسیتی داره درمان میشه، کنار مادرش اسرا؛ مادری که موقع فیلمبرداری ما پاش رو از دست داد.
اینا روزهای تاریکی برای روزنامهنگاریه. یا داریم زیر فشار مالی له میشیم، یا داریم به دست قدرتهای کلانی خریده میشیم که دارن پیام رو مصادره میکنن.
ولی باید بهتون بگم، خواهش میکنم که دست از این نبرد خوب برندارین؛ نبرد برای حقیقت، نبرد برای انسانیت. چون هیچ ملتی بدون مطبوعات آزاد، آزاد نیست. پس به این نبرد خوب ادامه بدین. ممنونم.»
به جنایت سالن ورزشی لامرد به اندازهی میناب پرداخته نشد. آمریکا میخواست قدرت تخریب موشک جدیدش رو تست زنده کنه و چی بیارزشتر از جون ایرانیها بعد از دی ماه؟ نوجوانان والیبالیست و کودکان مدرسهای و شهروندان لامرد روز اول جنگ در نهم اسفند قربانی تستِ زنده قدرت تخریب موشک (PrSM) شدند، و تا افشاگری نیویورکتایمز هم سنتکام زیر بار نرفت.
موشک با انفجار کلاهکش در نزدیک زمین و کمی بالاتر از ورزشگاه هزاران ترکش تنگستن رو پرتاب کرد و باعث کشته شدن حداقل ۲۱ نفر و زخمی شدن حدود ۱۰۰ نفر شد.
در محدودیت اینترنت و امکان راستیآزمایی، این لیست اعلامشده به رسانههای داخلی از جنایت لامرد بود.
- هلما احمدیزاده: ۱۰ ساله
- ایلیا حاتمی: ۱۴ ساله
- علیرضا عباسی: ۱۶ ساله
- محمد نجفی
- زهرا غلامی
- الهام زائری
- رباب دهدشتی
- سیاوش شهبازی
- جعفر حاتمی
- عابدین غریبدوست
- حسین ابراهیمی
- رحمان منصوری
- سید اصغر موسوی
- سکینه شعبانی
- زهرا اسدینژاد
- معصومه منفرد
- ابوذر امیری
- فرهاد نجفی
ولی من هیچوقت نفهمیدم چرا Pinterest یا castbox یا SoundCloud فیلتره؟ محتوای غیر اخلاقی که نداره. مثلا من برم تو Pinterest عکس شیرینی و گلدون ببینم یا آهنگ گوش بدم، امنیت ملی به خطر میافته؟ این چه امنیتیه که با عکس گلدون و آهنگ به خطر میافته؟ خب خاک بر سر این امنیت!
HORRIFIC: Last night at 4:00 am Palestinian time, Israeli settlers attacked the town of Halhul in the West Bank, setting multiple vehicles on fire and attempting to burn a family alive while they were asleep.
Imagine waking up to people trying to burn you and your family alive.
هشدار: بخشهایی از این گزارش بهدلیل بازگوییِ صحنههای فاجعه برای شنیدن بسیار آزاردهنده است.
این گزارش کامل دومینیک واگورن، سردبیر بینالملل اسکاینیوز از مینابه. اولین گزارشگر خارجی که به اونجا رفته. دومینیک، از لشکرکشی آمریکا به عراق تا بهار عربی رو گزارش کرده، اما خودش میگه فشار عاطفی اونچه در میناب تجربه کرده، از همه بیشتر بوده و اشکش رو جاری کرده.
رسیدن به میناب آسون نبوده. تیم اسکاینیوز چهار روز در راه بوده و یک هفته در شهر فیلمبرداری کرده تا روایتی رو ثبت کنه که تا حالا از این شهر بیرون نرفته بود. ماجرا از روز اول جنگ آمریکا و ایران شروع میشه؛ صبح همون روز، یک مدرسه ابتدایی در میناب با موشکهای دقیقهدایتشوندهی آمریکایی هدف قرار میگیره، درست وقتی مدرسه پر از بچه بوده.
کارکنان مدرسه فهمیده بودن که کشور زیر حملهست و به والدین زنگ زدن که بچهها رو ببرن، اما بیشترشون بهموقع نرسیدن. دخترها رو برای امنیت به طبقهی بالا و اتاق نماز برده بودن؛ همونجا که موشکها فرود اومد. کسایی که برای کمک رسیدن، با صحنهای روبهرو شدن که حتی توصیفش سخته.
دومینیک سراغ خانوادهها میره. پرستشِ یازدهساله از زیر آوار زنده بیرون اومده، اما بهشدت سوخته و هفتهها در بیمارستان بستری بوده؛ برادر نهسالهاش، علیاصغر، کشته شده. شهر مجبور شده گورستان رو گسترش بده تا همهی کشتهها رو دفن کنه. خانوادهها هر شب کنار قبر بچههاشون شمع روشن میکنن و ساعتها میمونن. محمدطاها باید همون شب جشن دهسالگیاش رو میگرفت؛ مادرش خدیجه و خانوادهاش بهجاش سر قبرش براش کیک گذاشتن و تولدت مبارک خوندن.
خدیجه در یک گفتوگوی بیش از دوساعته، در حالی که اشک میریخت، تعریف میکنه که چطور از سردخانهای به سردخانهی دیگه رفته تا تکههای پیکر بچهها رو ببینه. آخرش آزمایش دیانای فقط تکهای از تنه و بازوی پسر نهسالهاش رو شناسایی کرده. اون رو در کفنی به خانواده تحویل دادن و خدیجه میگه پیش از خاکسپاری، آخرین چیزی که از پسرش مونده بود رو در آغوش گرفته و براش لالایی خونده.
شواهد به سمت آمریکا اشاره داره. ایرانیها میگن قطعاتی که در محل جمع شده، از موشکهای کروز تاماهاوک آمریکاییه و آمریکا همون روز چند نقطهی دیگهی همون منطقه رو هم زده. این یک مدرسه ابتدایی بوده که بیش از یک دهه روی نقشهها مشخص بوده، اما درست وسط ساختمونش هدف خورده. یا عمدی بوده، که اونوقت جنایت جنگیه، یا اشتباه شناسایی شده، که اون هم نقض قواعد جنگه. آمریکا در حادثههای مشابه در عراق و افغانستان ظرف چند روز تا چند هفته مسئولیت رو پذیرفته بود، اما اینجا نزدیک سه ماه گذشته و فقط میگن موضوع در حال بررسیه.
در آغاز جنگ، دونالد ترامپ گفته بود ایران پشت این ماجراست؛ ادعایی که هیچ مدرکی براش ارائه نشد. خدیجه میگه ترامپ وعده داده بود به مردم ستمدیدهی ایران کمک کنه، اما در عمل دانشآموزها کشته شدن. حالا با آتشبسی شکننده و نزدیکی میناب به تنگهی هرمز، ترس مردم اینه که اگر جنگ از سر گرفته بشه، چنین فاجعهای دوباره تکرار بشه. چیزی که مردم میناب میخوان روشنه: پاسخ و عدالت.
Javier Bardem speaks out in #Cannes on toxic masculinity:
"That problem also goes to Trump, Putin and Netanyahu... the big balls man saying 'my cock is bigger than yours and I'm going to bomb the shit out of you' is a f*cking male toxic behavior that is creating thousands of dead people."
https://t.co/XAPnz8vSKP
در ایران «تحقیر» یک سیاست رسمیه. جان به لب کردن جامعه تا به یادش بیاره که چقدر در مقابل حاکمیت ناتوانه و چقدر خواست و ارادهاش برای قدرت بیاهمیته. اینترنت یک نمونهست. یاد آدمها میاره که کت تن کیه. که عاملیتشون ناچیزه. شهروند نیستند. هیچاند.
انگشت در زخم کردن برای تثبیت قدرت