آدمی که تو روابطش، نقاب میذاره، و معمولا طبق اون تصویر تخیلی و ایدهآلش از خودش،رفتار میکنه، بالاخره یجااااایییی، خود واقعیش میزنه بیرون، شاید خود واقعیش اوکی باشه هااا، ولی اینکه میفهمی تمام این مدت، با یه نسخه ساختگی روبرو بودی، و فریب خوردی، برای کسی که عاشق اصالت و
هیچوقت پشیمون نیستم و نمیشم برای وقتی که عاشق کسی یا چیزی هستم،
و وقتمو، حضورم رو ، ذوقم رو، انرژی و عشقم رو، براش میذارم
در واقع من عاشق نسخه «عاشق» خودمم
حتی اگه روزی بفهمم اون شخص، ظرفیت داشتن این ورژن از منو هرگز نداشته.
وااااهای
چقدر عجیبه که دو روزه که این قضیه شده چالش فکریم
و بهترین جملهای که میتوانست تمام فکرای تو سرمو در این دو روز خلاصه بگه رو، الان دیدم
دقیقا همینه، در دنیای امروز، نمیشه آزاد بود،
اگر هم آزاد باشی، جایی برای تو وجود نداره و در نهایت شاید در تنهایی مطلق بپوسی.
پارسال یه اکانتی که الان نتونستم پیداش کنم، این ویدیو رو شیر کرده بود و نوشته بود:
You’re free, but in a world that doesn’t exist for you
و من هنوز هی بهش فکر میکنم و به نظرم هیج تصویر و توضیحی بهتر از این نمیتونه درد احساس تعلق نداشتن رو توصیف کنه.
میخوام چنتا بگم که ریشه مشترک داره:
خودگوزپندار، دارای ایگوی بادکرده، که معمولا دستکاری روانی میکنه و بازی قدرت راه میندازه توی روابطش، و کنترلگره، و حاضره برای حفظ تصویر عنش، هر نقابی بذاره و هر جور نقشی بازی کنه، که فقط دست بالا رو داشته باشه تو روابطش
آدم تازهای را در وجودم یافتهام، این آدم در درون من محبوس بود، اما هرگز مجال ظهور نمییافت اگر که این صاعقه بر من فرود نمیآمد! و حالا احساس میکنم چنان قدرتی در من است که میتوانم بر همه چیز غلبه کنم و بر هر رنجی فائق شوم.
از نامه های داستایفسکی پس از نجات از اعدام و تبعید
و محیط نباشم، و تلاش کنم برای رسیدن به خویشتن اصیل خودم
برای اولین بار کاری کردم برای خودم که هیچوقت هیچکس تا این لحظه از زندگیم نکرده بود، خودم رو دیدم، شاهد خودم شدم، و خودم رو پذیرفتم و به خودم عشق دادم، بی قید و شرط.
به خودم افتخار میکنم
در این مرحله از زندگیم ، دارم خودم رو با صداقتی بیرحمانه مشاهده میکنم، همونطور که هستم خودم رو تایید میکنم و میپذیرم چون من یک انسانم و انسان ناقص است و جایزالخطا
خودم رو میبینم که چطور دارم تلاش میکنم ریشه های خودم رو از نو، درست بنا کنم، و اسیر شرطیشدگی های خانواده و سیستم
بله، بهای آدم سالم ماندن، شفاف بودن و بدون نقاب زندگی کردن، تنهایی موقت یا حتی طولانی است.
حاضرم این بها رو بپردازم ولی با نقاب زندگی نکنم
تا الان داشتم میجنگیدم که بدون اینکه این بهارو بدم، بدون نقاب و عریان زندگی کنم و ارتباط بگیرم
وای نمیشه انگار