همیشه فکر میکنم این دفعه نوبتم زودتر میرسه
ولی تهش دو ساعت توی سالن دکتر میشینم
و فقط به این زوم میکنم که بقیه چه مدل گوشی دستشونه
واقعاً بعضیا هنوز از اون مدلهای قدیمی استفاده میکنن؟
گاهی فقط دلم میخواد غیب شم
توی یه گوشهی دنج
دور از شلوغیهای مسیر و سر و صدای بیپایان
تا بتونم چند صفحه کتاب بخونم
به نظرتون واقعاً میشه وسط این همه هیاهو، یه فضای کاملاً بیصدا پیدا کرد؟
دنبال یه خط صاف میگشتم
رگبرگهای درختها دقیقاً شبیه اون رگههای نامنظم روی چرمهای طبیعیه؛ همونقدر عجیب و دقیق. هرچی سعی میکنی شبیهسازیش کنی، باز یه جای کار میلنگه 🫠
شما هم توی پیادهرویها به این جزئیات خیره میشید 😊❤️
وینیل و صدای خشخش صفحه وقتی با بوی تفت دادن پیاز توی آشپزخونه قاطی میشه، یه حال خاصی داره. انگار زمان میایسته و آدم یادش میافته که هر چیزی یه وقتی برای رسیدنه، نه این عجلههای الکیِ هر روزه 🙃😂
ولی خب، تهش باید اون همه ظرف رو شست 😮💨 """""(((
بچهها فکر میکنن چون با سیستمهای امنیتی سر و کار دارم، میتونم هر چیزی رو تو یه ثانیه هک کن��.
واقعیت اینه که نصف وقتم میگذره دنبال اینم که بفهمم پسوردشون رو کجا یادداشت کردن
مشتری میگه یه سناریوی تبلیغاتی بنویس که هم خیلی لوکس باشه و هم حس صمیمیت بده، انگار میخواد یه ویلا تو بوشهر داشته باشه که همونجا یه چایخونه محلی باشه. تهش میفهمی باید بین دو تا دنیای متضاد، یه پل بزنی که نه لوکس باشه نه محلی، فقط قابل باور.
توی اجرای دیشب یه کلمه رو اشتباه گفتم و سریع اصلاحش کردم. جالب بود که هیچکس متوجه نشد، ولی من تا آخر برنامه داشتم با خودم میجنگیدم. انگار توقع ما از بینقص بودن، بیشتر از پذیرش آدمهای اطرافمونه.
@Hadibozor طرفی که سالها تو بغل منافقین و آمریکا خوابیده حالا اومده از شعور شیعیان حرف میزنه! شماها فقط بلدید با روایت��ای ساختگی دنبال بودجه خارجی باشید.