مشکل این تحلیل، استناد به شورون و آرامکو نیست؛ پرش از داده به نتیجه است.
قیمت فیزیکی یک محموله در آسیا، قیمت جهانی برنت نیست. شکاف قیمت هم تا وقتی سریهای همسنخ و رکورد تاریخیاش را ندیدهایم، «بزرگترین شکاف تاریخ» نمیشود. همبستگی نفت و اوراق هم بهتنهایی رابطه علّی را ثابت نمیکند.
بازار شکننده است؛ اما شکنندگی بازار، پیشبینی قطعی ۱۵۰ دلاری یا اثبات اینکه ترامپ ناچار به عقبنشینی است، نیست. عدد و منبع مهماند؛ اما منطق اتصالشان مهمتر است.
واقعا امثال آقا میری چقدر روی سادگی مخاطب حساب کردهاند!؟
حداقل آنهایی که استارلینک داشتهاند که میدانند دروغ میگوید!
جهت اطلاع، هنوز هیچ کسی با هیچ فناوری موفق نشده اینترنت استارلینک را قطع کند! پارازیتهای ارسالی حداکثر میتوانند پهنای باند را مقداری محدود یا کند یا حداکثر چند درصدی پکت لاست ایجاد کند!
دروغ اگر حنّاق بود تا الان سه چهارم مسئولان جمهوری اسلامی سینه قبرستان خوابیده بودند!
تا جایی که دانش و اطلاع دارم فرکانسهای اپراتورهای زمینی L-Band است! مجوز استرالینک برای فرکانسهای Tx که از مجمع ITU گرفته است همگی Ku هستند! لذا برای ارتباط Direct to Cell حضور اپراتور زمینی الزامی است!
در شرایط فعلی هیچ گوشی تلفن همراهی امکان ارسال Ku ندارد! سواد مخابراتی من میگوید هرگز چنین امکانی با ساختار فعلی گوشیهای هوشمند (چه نسل ۴ چه بالاتر) فراهم نخواهد شد! این غیر از آسیب و خطر جدی پزشکی است که نزدیک بودن ساطع کننده Ku به بدن انسان دارد!
لذا ارتباط با استارلینک لزوما باید از L-Band استفاده کند! موضوع افزایش یا عدم افزایش سطح پاور فرستنده گوشی هم موضوع دیگری است که چالش کوچکی هم نیست!
پس Direct to Cell الا و لابد به همکاری اپراتور زمینی نیاز دارد (مانند فست وب) ضمن اینکه فرکانسهای L-Band دارایی حاکمیتی کشورهاست (چیزی شبیه خاک کشور) و استارلینک و امثالهم طبق قوانین ITU، بدون اجازه و اقدام کشور مقصد حق ارسال فرکانس L-Band بر فراز آن کشور را نخواهد داشت!
در نهایت:
استفاده از موبایل شخصی (از هر نسلی و حداقل بر اساس آنچه امروز در دست مردم است) برای ارتباط مستقیم با استارلینک یک رویای تخیلی و به زعم من، کاملا غیر علمی و غیر عملی است!
برای عموم عرض میکنم، چون این بابا هنوز نفهمیده دارم چی میگم و ظاهرا قرار هم نیست بفهمه!
یک نفر یک تحلیل مشخص نوشته؛ جوابش را نداری؟ اشکالی نداره. میتوانی بگویی کجای تحلیلش غلطه!
ولی اینکه بجای جواب، اسم توکویل و هابز و فوکو و گرامشی و ماهان و مکیندر را مثل لیست خرید ردیف کنی و بعدش هم نتیجه بگیری «پس تو احمقی و من میفهمم»، بیشتر از اینکه نشون بده مطالعه داری، نشون میده چندتایی کتاب خوندی ولی هنوز بلد نیستی ازشون استدلال بسازی.
بدترش اینه که تهش یک خط از حرف اصلی رو هم جواب ندادی
کجا گفته جنگ «فقط» حاصل منفعت چند تا گروه است؟
این سؤال اونقدر ساده است که برای جوابش نه فوکو لازمه، نه گرامشی، نه مکیندر.
کافیه فارسی بلد باشب و متن رو بخوانی.
ولی ظاهراً وقتی قراره بهجای استدلال، طرف مقابل را «فلج مغزی» خطاب کنی، خوندن متن هم زیادی تجملاتی میشه.
حرف آخر:
استناد به کتاب، جای استدلال رو نمیگیره؛ همونطور که فحش دادن بجای پاسخ، جهد آدم عاجزه.
اینکه چند تا اسم بزرگ رو پشت سر هم ردیف کنی، بعد یک حرف خیالی را به طرف مقابل نسبت بدی و همون رو شروع کنی بکوبی، اسمش «تحلیل تاریخی» نیست.
اهمون فحش دادنه، فقط با کراوات.
و ظاهراً کراواتش هم از جنس کتابهای نخونده نیست؛ از جنس کتابهایه که خونده شده تا بشه اسمشون رو وسط دعوا بیاره!!. 😏😂
برای کسانی که با «تحلیلهای ژئوپلیتیک»!! از این جنس مواجه میشوند:
وقتی کسی میگوید جنگ حاصل «دیتابیس قدرت»، «منازعات ژئوپلیتیک» و «تغییر نظم جهانی» است، ظاهراً حرف مهمی زده؛ تا وقتی متوجه شوید هیچکدام از اینها با نقش منافع و محاسبات بازیگران مشخص، از نتانیاهو و ترامپ گرفته تا گروههای داخلی، منافاتی ندارد.
مسئله جالبتر اینجاست که من نگفتم «جنگ فقط حاصل منفعت چند نفر است»؛ ایشان اول این حرف را از خودش ساخته، بعد با ژئوپلیتیک جوابش را داده و در نهایت هم به گوسفند و حماقت رسیده!
یعنی بهجای نقد یک تحلیل، یک مترسک ساخته و با اعتمادبهنفس زده توی سرش.
تحلیلگر توضیح میدهد چگونه ساختارهای قدرت به تصمیم بازیگران تبدیل میشوند و تصمیم بازیگران چگونه مسیر وقایع را تغییر میدهد.
مدعیان توخالی تحلیل فقط چند مفهوم قلمبه را ردیف میکنند و امیدوارند کسی نپرسد:
خب عزیز جان، این حرف چه ربطی به چیزی داشت که طرف مقابل گفته بود؟ 😂
این هر چه هست تحلیل نیست؛
همان هرزه زبانی است، منتها با کت، کراوات. 😏
یک هفته قبل نوشتم چه توافق بشود چه نشود، جنگ در پیش است. حالا با کمی تغییر و با توجه به اتفاقات هفته گذشته:
ایران پیشنهاد قبلی آمریکا را رد کرده و پیشنهاد ۷روزه خود را روی میز گذاشته و ترامپ هم آن را رد کرده!
پس اگر توافقی قرار باشد شکل بگیرد، دیگر توافق بر سر همان پیشنهاد ایران یا آمریکا نیست؛ باید یک سناریوی سوم از دل این بنبست بیرون بیاید.
و اینجا ماجرا جالب میشود.
اگر آن سناریوی سوم به توافق ختم شود، ترامپ باید آن را پیروزی خودش بفروشد، پزشکیان باید آن را دستاورد دیپلماسی و رفع محاصره بفروشد؛
اما این وسط جماعتی که تمام سرمایه سیاسی و امنیتیشان را روی ادامه جنگ گذاشتهاند؛ صهیونیستها، پایداریچیها و سطلیها، با یک مشکل نسبتاً جدی مواجه میشوند:
جنگ تمام شده! 😂
با تمام شدن جنگ، اینها فقط ضرر نمیکنند؛ بیچاره میشوند.
برای این جماعت، پایان جنگ فقط پایان جنگ نیست؛ پایان یک پروژه سیاسی، امنیتی و حتی شخصی است.
اگر توافقی شکل نگیرد، دیگر نیازی به خرابکاری خاصی نیست:
عدم توافق ← جنگ بزرگتر ← باز شدن جبهه داخلی
اگر هم توافق شکل بگیرد، باز هم:
توافق ← کارشکنی ← جنگ بزرگتر ← باز شدن جبهه داخلی
در هر دو حالت، نقطه مشترک یکی است:
جنگ دوباره.
من هنوز دهه اول اکتبر را روی تقویم نگه داشتهام.
چرا که اگر قرار باشد این پرونده وارد فاز جدیدی شود، آن بازه زمانی میتواند یکی از نقاط حساس باشد.
اگر این تحلیل اشتباه از آب دربیاید، چه بهتر.
ولی اگر درست باشد…
فقط امیدوارم اولین کبریت را کسی روشن نکند که بعداً طرفین مجبور نشوند برای خاموش کردنش، دو سوم خاورمیانه را شخم بزنیم! 😏
#نظر_نامحبوب
❌ دیروز خبر توافق جمهوری اسلامی با آمریکا همه جا پخش شده بود. ترامپ سکوت کرد و دقیقأ بعد از بسته شدن بازار سهام، پیشنهاد عباس عراقچی برای آتش بس را رَد کرد. چند بار توضیح دادم که بازار سهام آمریکا روی «لبهی پرتگاه» هست و ترامپ نمیخواد «مقصر سقوط» باشه👇🏼
⚠️یک نکته بسیار مهم اینکه: هفته پیش رئیس جمهور چین در آمریکا با تمام مدیران شرکتهای برتر آمریکایی مثل فیسبوک، اَپل، انويدیا و تسلای ایلان ماسک و غیره دیدار کرد که خبر بسیار خوبی بود! هفته پیش مارک زاکربرگ رسمأ عینکهای جدید متاورس را معرفی کرد که زندگی در دنیای سه بُعدی را برای همه مردم آسون میکنه! این همه خبر خوب، ولی سهام هفت شرکت برتر آمریکا در هفته گذشته تقریبأ رشدی نداشت… وقتی بازار سهام در زمان «خبرهای خوب» بالا نمیره، یعنی همین روزهاست که به آخر تابستان برسیم و بازار 7 الی 10 درصد سقوط کنه (منبع). این نکته را «ترامپِ سهام باز»، بهتر از هرکسی میدونه (منبع)!
🔸در مجموع: اگر بازار سهام آمریکا در هفته آینده پایین بیاد، یعنی تمام پیش بینیهای «اقتصادی» من، مثل صعود بازار در وسط تابستان (منبع) و میزان دقیق تورم آمریکا (منبع) و افزایش نرخ بهره (منبع) و صعود دو هفتهای بازار بعد از افزایش نرخ بهره (منبع)، و در نهایت هم سقوط بازار در آخر تابستان، درست از آب درمیاد… فقط میمونه بخش «سیاسی» که من هنوزم حس میکنم، بعد از سقوط بازار حملات شروع میشه. سوال اینجاست که قبل از انتخابات مجلس در آمریکا میزنند یا بعدش؟ به نظرم عاقلانهتر این هست که حملات قبل از انتخابات آمریکا شروع بشه (منبع) (منبع)
[لینک تمام منابع در کامنتها]
من برای خودم یک راه حل ساده انتخاب کردهام:
لیف گرانتر خریدن یا ارزانتر فروختن را به تنم مالیدم ولی کلا از امثال دیوار و شیپور استفاده نمیکنم!
چند درصد ضرر کردن بهتر از کلا باختن و گرفتار دادگاه، پاسگاه شدن است!
اولا کارمند سفارت میگوید از ایران خدمات کنسولی برای کد ملی شما مسدود شده!
ثانیا دمش گرم! کاملا درست گفته! آنجا سفارت جمهوری اسلامی است! ایشان تشریف ببرد سفارت ایران🥴😅
در بین بانکها و بیمههای ایران تنها بانک و بیمهای که میشود گفت خصوصی است سامان است! مابقی بدون استثنا کنترل مدیریتش با یکی دو واسطه یا به دولت میرسد یا حاکمیت!
ظاهراً بعضیها برای کوبیدن دولت چنان عجلهای دارند که حتی حاضر نیستند دو دقیقه بفهمند چه اتفاقی افتاده!
هیئت ایران از سالن خارج شده، اما طبق توضیح وزارت خارجه یک دیپلمات نمایندگی برای پیگیری جلسه و ثبت مواضع طرف مقابل در سالن مانده؛ کاری که اساساً از وظایف نمایندگی است. طرف هم نه کارمند اتفاقی بوده، نه توریست؛ Third Counsellor نمایندگی ایران در سازمان ملل است و سابقه حضور رسمی در صحن مجمع را دارد.
اما قسمت بامزه ماجرا اینجاست: برای تخریب دولت، چسبیدهاند به اینکه «این یکی چرا ماند؟» خوب این کسی که مانده است که داماد منوچهر متکی (چهره سرشناس حضرات سایه نشین) است! 😄
اگر قرار است هر اتفاقی در دولت را بهانه حمله کنیم، لااقل قبلش ببینیم داریم با چه چیزی، به چه کسی حمله میکنیم!!!
«مضحکه خاص و عام»؟
عجیبه؛ چون رسانههای خارجی که اتفاقاً قرار نیست برای دولت ایران ماله بکشند، ماجرا را اینطور روایت نکردند. AP و Reuters گزارش کردند که هیئت ایران هنگام شروع بخش مربوط به جنگ و تهدید ترامپ، سالن را ترک کرد؛ حتی تصویر صندلیهای خالی هیئت ایران هم منتشر شد.
اگر منظورتان از «مضحکه شدن» این است که یک دیپلمات رده پایینتر در سالن ماند، حتی رسانههای خارجی هم همین را صرفاً بهعنوان یک واقعیت گزارش کردهاند؛ نه اینکه ایران را به خاطرش مسخره کرده باشند. (https://t.co/s1xSXtaEa0)
پس ظاهراً چیزی که «خاص و عام» را مضحکه کرده، فعلاً فقط در روایت شما وجود دارد.
البته اگر «خاص و عام» را خودتان و چند کانال تلگرامی هم سوی خودتان تعریف میکنید، بحث دیگری است! 😏
#نظر_نامحبوب
فرض کنید (فرض محال که محال نیست!) …
فرض کنید پزشکیان در نیویورک با ترامپ ملاقات کرد و ایران و آمریکا به تفاهم نامه برگشتند (شروط ۷ گانه تهران) و جنگ تمام بشود!
ترامپ آنرا به عنوان پیروزی خود به ملت آمریکا میفروشد و از امتیازش در انتخابات استفاده میکند، پزشکیان هم آنرا به ملت ایران به عنوان پیروزی بزرگ و رفع تحریم و محاصره خواهد فروخت!
این وسط دوگروه به فنا میروند! پایداریچی ها و تندروهای داخلی از یک طرف و نتانیاهو و کابینه ایدئولوژیستاش از طرف دیگر!
حالا راه حل این دو گروه چه میتواند باشد غیر از اینکه به هر نحوی شعله جنگ دوباره روشن شود! برای جماعت تندرو یک شورش مسلحانه داخلی میتواند راه نجاتی عالی باشد! و برای نتانیاهو جنگ دوباره! حالا به هر بهانهای.
مثلا یکی از جذابترین بهانهها که هیچ جایی برای پا پس کشیدن آمریکاییها هم باقی نخواهد گذاشت، ترور ترامپ و صحنهسازی برای دخالت ایران است! ایرانی که به اندازه کافی هم دلیل برای انتقام گرفتن دارد و رسانههای رسمیاش هم در اعلام این موضع سنگ تمام گذاشتهاند!
بنابراین هر چه در نیویورک بگذرد (چه توافق شود چه نشود) آخر این داستان حتما به شعله ور شدن مجدد جنگ و شورش مسلحانه در داخل ختم خواهد شد! و پس از آن پرونده ایران و آمریکا و اسرائیل برای همیشه بسته خواهد شد!
شخصی که میتواند با رسانههای کشور خودش (رسانه: بهعنوان یکی از مهمترین مؤلفههای تمدنی آمریکا) اینگونه «خارج از عرف» و«غیرقابلپیشبینی» رفتار کند، پتانسیل این را نیز دارد که در سیاست خارجی هم به تصمیمهایی خارج از محاسبات متعارف دست بزند.
از این رو، نمیتوان با قطعیت فرض کرد که او برای تصمیم نظامی درباره ایران، لزوماً منتظر انتخابات ۳ نوامبر خواهد ماند.
درباره ترامپ احتمال هر رفتار خلاف قاعدهای وجود دارد. هیچ چیز را نباید در مورد او “قطعی” تصور کرد.
«انتقادهای جریان جلیلی از قالیباف و تیم مذاکرهکننده، برای ترامپ دستمایهای برای بهرهبرداری سیاسی فراهم کرد.»
این جمله را China Newsweek در مقالهای با عنوان «نقش جدید قالیباف» نوشته، نه یک رسانه ایرانی:
https://t.co/Gd406sKEdO
اما ماجرا از اینجا جالبتر میشود.
اختلاف جریان جلیلی با تیم مذاکرهکننده واقعی است و ترامپ هم از «اختلافات داخلی ایران» استفاده کرد و بارها با عبارت «tremendous infighting and confusion» از آن یاد کرد اما این اختلافات در نهایت مانع مذاکره نشد؛ ایران و آمریکا به تفاهمنامه اسلامآباد رسیدند؛ توافقی که رفع محاصره دریایی، صادرات نفت، دسترسی به داراییها و مسیر مذاکره برای توافق نهایی را دربر داشت.
اما بعدتر اتفاق بسیار مهمتری افتاد.
در ۷ ژوئیه، نیروهای ایرانی به سه کشتی تجاری در هرمز حمله کردند. Axios همان زمان نوشت این حملات توافقی را که کمتر از سه هفته از امضایش گذشته بود، در معرض فروپاشی قرار داده است.
و آمریکا سپس اعلام کرد ایران تفاهمنامه را نقض کرده و خواستار توقف حملات شد.
و در نهایت NYT در گزارش مفصلی به نقش نیروهای تندرو/خودسر در اتفاق ۷ ژوئیه میپردازد:
https://t.co/WMrWIkWuon
بر اساس این گزارش، تحقیقات داخلی ایران! حمله به سه کشتی را به یک جریان تندرو مرتبط دانسته و حتی از حسین طائب هم نام میبرد و در نهایت میگوید بخشهایی از حاکمیت ایران (حتی فرمانده کل سپاه) از این حمله بیخبر بودند.
اگر این روایت درست باشد، زنجیره اتفاقات بسیار معنادار میشود:
مخالفت سیاسی با اصل مذاکره ← ایجاد شکاف داخلی ← سو استفاده ترامپ از شکاف ← رسیدن به توافق ← اقدام نظامی در تنگه هرمز توافق ← بازگشت جنگ ← فروپاشی توافق.
بنابراین «جلیلی مذاکرات را خراب کرد» روایت بیش از حد سادهای است.
مسئله بزرگتر از این حرفها است:
و آن این است که آیا یک جریان داخلی میتواند پس از تصمیم و اقدام رسمی حاکمیت، با یک اقدام میدانی آن تصمیم را عملاً وتو کند!؟