واقعاً کسی هست که باور کنه با چندتا گلدون پلاستیکی و رنگ کردن دیوارای یه کوچه قدیمی، میشه اون حس و حالِ محله رو عوض کرد یا شهر رو قشنگتر کرد؟ یعنی واقعاً فکر میکنن ما متوجه نمیشیم که اینا فقط یه لایه رنگه روی کلی مشکل زیرساختی؟ 🙃💚 🫵
پاسپورتم یه گوشه خاک میخوره و من هنوز توهمِ یه سفر بینالمللیِ بدون استرسِ ویزا رو دارم.
واقعیت اینه که کل سفراتم شده از این سرِ محله به اون سرش برای خرید نون؛ انگار حتی رویاهام هم دیگه ارزون شدن
«اشتباهات، بخشی از زیبایی کارن»
توی راه خونه داشتم فکر میکردم چقدر هنر با دنیای ما فرق داره؛ من یه پرانتز رو جا میاندازم کل سایت میپره، ولی هنرمندا با یه خط غلط، میگن این استایله!
شما هم از این مدلهای وسواسی هستید یا با خطاها کنار میاید؟
«دخترم باز دیر اومدی، حتماً باز شیفتت طولانی شده...»
وقتی خانم همسایه تو راهرو اینطوری میپرسه، فقط به این فکر میکنم که زودتر برم تو خونه و تو سکوت مطلق یه قهوه فرانسه دم کنم 🩷💙️✨ 🫶🏾 ://
وقتی دارم خاک گیاهامو عوض میکنم به این فکر میکنم که چقدر بعضی از مسیرهای تکراری زند��ی، اگه یه ذره سادهتر طراحی میشدن کمتر خستهکننده میشدن 🤥
:(((
گیاهان آپارتمانی گاهی از آدم باهوشترن. دقیقاً میدونن کجا نور بیشتره و ریشههاشون رو همونور میکشن. من هر چی سعی میکنم توی محیط کارم نظم بیارم و جریانها رو ساده کنم، باز یه گلدون گوشه میز با یه حرکت ریز کل دکور رو به هم میریزه
اعتراف میکنم گاهی دلم میخواد هر چی کاغذ و مداد هست رو بریزم دور و فقط تماشا کنم؛ ولی بعدش یه خط تایپوگرافی میبینم که یه جوری نشسته روی صفحه که انگار میگه نه، ��نوز یه چیزی مونده که باید کشید 🫶