دوباره میگم. #فیلترینگ به ما تحمیل شد، ولی #اینترنت_طبقاتی رو شما باید درخواست ب��ی یا ازش استفاده کنی.
در اولی قربانی ظلم بودی، در دومی یاور ظلم. و بین این دو خیلی فرقه.
رئیس برنامه توسعه سازمان ملل متحد به بیبیسی گفته است که حتی اگر جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران همین فردا پایان یابد، حداقل ۳۲ میلیون نفر در سراسر جهان به فقر بازخواهند گشت.
الکساندر دی کرو، رئیس برنامه توسعه سازمان ملل متحد، میگوید که دههها پیشرفت تنها در عرض چند هفته از بین میرود.
او گفت که در کنار افزایش قیمت انرژی، کمبود کود شیمیایی مهمترین تأثیر را خواهد داشت.
به گفته آقای دیکرو «دهها میلیون نفر به ویژه در کشورهای جنوب صحرای آفریقا در معرض خطر ناامنی غذایی قرار میگیرند.»
بدنم قشنگ داره کلپس میشه زیر فشار اضطراب. ورزش و تمرین نمیتونم بکنم که تنها راه فرار از واقعیت بوده برام. معدهام مشکل پیدا کرده.
صبح بلند شدم اومدم دکتر گفت آندوسکپی بده هفت تومن؛ گفتم اگر ضروری نیست ندم چون پارسال مرداد دادم. همینو پارسال داده بودم چهار تومن. گفت پس فعلا دارو بخور
اومدم داروخانه خانمی داروهاش رو خواست بگیره گفتن چهار و خوردهای شوکه شد گفت مگه دارو ایرانی نیست من بیمهام. گفتن گرون شده
نشست روی نیمکت داروخانه کنار من فکر کنه، من گریه کردم اونم با من گریه کرد.
تصور اینکه همهچیز داره اینجوری پیش چشممون دچار فروپاشی م��شه واقعا هولناکه
تنها نماینده ایرانی تبار کنگره آمریکا از تهدیدها، دروغها و حملات گسترده به او، خانواده و کارمندان دفترش نوشته. در پی مخالفت با جنگ و است��اده از حق نمایندگی مجلس برای استیضاح وزیر دفاع دولت ترامپ.
لحظه هولناکی که در دوره جنگ برای همکار عزیزم پیش آمده بود.
ساعت ۱۱:۳۰ صبح بود. جراح زنان در اتاق عمل رحم را برش میزد تا بچه را بیرون بیاورد که برق رفت. همه فکر کردند برق اضطراری روشن میشود و ادامه دادند. یک دقیقه بعد چند انفجار مهیب انگار درست دم اتاق عمل شنیده شد. نه راه پس داری نه پیش. با تولد بچه صدای انفجار آمد و اتاق عمل پر از گرد و خاک شد.
راهی جز ایستادن و ادامه عمل نداری. مادر باردار زیر دستت بیهوش است. باید با قدرت بمانی.
بالاخره عمل تمام شد. بیماران سرم به دست فرار کرده بودند. در یک لحظه همه جا هرج و مرج شده بود.
امروز یه پستی تحت عنوان افراد در خطر اعدام در اینستاگرام وایرال شد. تو این رشتو میخوام دونه دونه باهم اسلایدها رو ورق بزنیم ببینیم و آخرین وضعیت این زندانیهایی رو بررسی کنیم.
البته قبل از شروع، تشکر میکنم از هرکسی که به هر نحوی صدای زندانیهاست.
بریم شروع کنیم🧵
گزارش به شما دوستان:
در چند روز گذشته، با استفاده از اطلاعاتی که شما فرستادید و آنچه خودمان در تحقیق به دست آورده بودیم، در مشورت با حقوقدانان بینالمللی تا حدود زیادی به این نتیجه رسیدیم که اقدام جمهوری اسلامی در قطع اینترنت میلیونها نفر به مدت طولانی قطعا میتواند از مصادیق جنایت علیه بشریت باشد. با وجود اینکه این نخستینبار در تاریخ حقوق بینالملل است که چنین استدلالی مطرح میشود، و اعطای اینترنت پرو توسط جمهوری اسلامی به برخی، چالش جدیِ جدیدی در مسیر این کار ایجاد کرده است، امیدواریم بتوانیم پروندهای را که روی آن کار میکنیم، با مدارک و شواهد ��یشتری که هنوز لازم است جمعآوری شود، چنان تقویت کنیم که قابل نادیدهگرفتن نباشد.
در حال حاضر، بهویژه نیاز داریم درباره مواردی بدانیم که قطع اینترنت باعث ایجاد صدمه جدی به سلامت فیزیکی یا روانی شده است؛ مثلاً مواردی که قطع اینترنت بر روند درمان بیماران تأثیر گذاشته یا از عوامل مؤثر در خودکشی افراد بوده و این موارد قابل اثبات است.
همچون گذشته، ضمن تشکر از همراهی و همکاری بیدریغتان، اگر اطلاعاتی در این زمینه دارید به دایرکت من بفرستید و این پست را ریتوییت کنید تا به دست کسانی که ممکن است اطلاعاتی داشته باشند نیز برسد. در ضمن اگر دوستانی هستند که تمایل دارن�� در این تحقیق مشارکت کنند، قدمشان روی چشم است.
ارادتمند همیشگی
دوستان، ما در حال کار روی یک چارچوب حقوقی هستیم تا قطع اینترنت میلیونها نفر در ایران بهعنوان جنایت علیه بشریت از نوع «تعذیب» (persecution) به رسمیت شناخته شود. پس از آن تلاش خواهیم کرد از طریق سازوکارهای محدودی که وجود دارد، جمهوری اسلامی را پاسخگو کنیم. ما بهتر از هر کسی میدانیم که حقوق بینالملل و سازوکارهای اجرایی آن، بهویژه در مورد حکومتی ما��ند جمهوری اسلامی، کارایی بسیار محدودی دارند؛ اما نمیتوانیم بیش از این دست روی دست بگذاریم و از تنها چیزی که بلد هستیم و در استفاده از آن مهارت داریم، یعنی حقوق بینالملل، در جهت منافع مردم ایران استفاده نکنیم.
با این حال، هنوز یک بخش مهم از این پازل حقوقی حل نشده باقی مانده است که بدون آن، جنایت علیه بشریت خواندن قطع دسترسی مردم به اینترنت از نظر حقوق بین الملل ممکن نیست: اثبات تبعیضآمیز بودن محروم کردن مردم از حق دسترسی به اینترنت و وجود سیاستی رسمی که این تبعیض را علیه بخش مشخصی از جمعیت ایران اعمال میکند. برای اثبات چنین امری، ابتدا باید پاسخ دقیق و مستند به این پرسشها را داشت: دقیقاً ۱) چه گروههایی از افراد و ۲) کدام نهادها، سازمانها یا شرکتها به اینترنت آزاد دسترسی دارند؟ به بیان دیگر، معیار دسترسی به اینترنت آزاد چیست و تبعیض میان مردم در ایران، در خصوص دسترسی داشتن و یا نداشتن به اینترنت با چه معیار یا معیارهایی اعمال میشود؟ برای مثال، آیا همه افرادی که شبها در خیابان تجمع میکنند و شعار "حیدر حیدر" میدهند، سیم کارت سفید دارند، یا این امکان صرفاً در اختیار برخی افراد ردهبالا در بسیج، سپاه و سایر نهادهاست؟ آیا یکی از معیارها شغل افراد است یا نزدیکی شان به حاکمیت یا هر دو؟ آیا اینترنت آزاد تنها از طریق سیم کارتها توزیع می شود و یا داخل نهادها و شرکتها و موسسات خاصی وصل است و همه کسانی که در آن نهاد یا موسسه کار میکنند صرفنظر از نزدیکی یا دوری به جمهوری اسلامی به آن دسترسی دارند؟ و...
هر یک از شما که پاسخ کامل یا بخشی از این پرسشها را میدانید و مایل هستید در مسیر پاسخگو کردن جمهوری اسلامی در سطح بینالمللی برای قطع اینترنت به مردم کمک کنید، ممنون میشوم از طریق دایرکت پی��م بدهید.
ریتوییت هم موجب مزید امتنان است تا هر چه بیشتر افرادی که جزییات سیاستهای مربوط به اعطای اینترنت آزاد را میدانند، این را ببینند و اگر خواستند به این ابتکار حقوقی کمک کنند.
از ۴۸ ساعت اولتیماتوم ترامپ نمیدانم چقدرش رفته، چقدرش مانده. نمیدانم عملیاتی شدنش تا کجا قرار است زندگیهای ما، ساکنین ایران، را نابود کند. نمیدانم چه در انتظارمان است و این چند ساعت باقیمانده قرار است به چه شکلی رقم بخورد. خیلیها تحلیل میکنند چرخش سریع اینترنشنال و وایبهای
مردم ایران، مردمِ مخالفِ جنگِ علیه وطن شان، چگونه، با چه زبانی و با چه ادبیاتی بگویند مخالف جنگ هستند و خواستار پایان این جنگ ایران سوز هستند تا جنگ طلبان آنها را متهم به حمایت از ج.ا نکنند؟
اظهارات ترامپ در ماه گذشته:
۲۸ فوریه: «ما در حال آغاز یک عملیات تعیینکننده هستیم.» «این خیلی سریع خواهد بود.»
۲ مارس: «ما بهراحتی پیروز خواهیم شد.»
۳ مارس: «ما جنگ را بردیم.»
۷ مارس: «ما ایران را شکست دادیم.»
۹ مارس: «باید به ایران حمله کنیم.» «جنگ تقریباً بهطور کامل و خیلی زیبا در حال پایان است.»
۱۲ مارس: «ما پیروز شدیم، اما هنوز کاملاً پیروز نشدهایم.»
۱۳ مارس: «ما جنگ را بردیم.»
۱۴ مارس: «لطفاً به ما کمک کنید.»
۱۵ مارس: «اگر به ما کمک نکنید، قطعاً آن را به خاطر خواهم سپرد.»
۱۶ مارس: «در واقع، اصلاً به هیچ کمکی نیاز نداریم.» «فقط داشتم امتحان میکردم ببینم چه کسی به من گوش میدهد.» «اگر ناتو کمک نکند، اتفاق بسیار بدی برایشان خواهد افتاد.»
۱۷ مارس: «ما نه به کمک ناتو نیاز داریم و نه آن را میخواهیم.» «برای خروج از ناتو به تأیید کنگره نیاز ندارم.»
۱۸ مارس: «متحدان ما باید برای بازگشایی تنگه هرمز همکاری کنند.»
۱۹ مارس: «متحدان آمریکا باید خودشان را جمعوجور کنند—جلو بیایند و به باز کردن تنگه هرمز کمک کنند.»
۲۰ مارس: «ناتو ترسو است.» «ممکن است کمکم این موضوع را جمع کنیم.»
۲۱ مارس: «ما از آن استفا��ه نمیکنیم، نیازی به باز کردنش نداریم.»
۲۲ مارس: «این آخرین بار است. به ایران ۴۸ ساعت فرصت میدهم.» «ایران تمام شده است.»
۲۳ مارس: «داریم زمان بیشتری به آنها میدهیم.»
۲۴ مارس: «جنگ در حال نزدیک شدن به پایان است.»
۲۵ مارس: «ما هنوز در حال مذاکره هستیم.»
۲۶ مارس: «ایران برای صلح التماس میکند.» «آنها به ما هدیه دادند.» «اقدام را به تأخیر ��یاندازیم.» «زمان بیشتری به آنها میدهیم.»
۲۷ مارس: «من و آیتالله با هم تنگه هرمز را اداره خواهیم کرد.»
۲۸ مارس: «در ایران تغییر رژیم رخ داده است.»
۲۹ مارس: «مذاکرات با ایران بهشدت خوب پیش میرود.»
۳۰ مارس: «تهدید به انفجار و نابودی کامل تأسیسات نفتی و برقی ایران و اشغال جزیره خارک.»
۳۱ مارس: «آمادهایم جنگ را بدون بازگشایی تنگه هرمز پایان دهیم.»
این اعترافها بسیار شجاعانه، ضروری و راهگشایند اما بهتر میبود اگر نویسنده بهجای «همه اشتباه کردیم»، قید میکرد کسانی بودند که اشتباه نکردند، تمام تلاششان را کردند تا با پیشبینی درست، سناریوی کنونی را پیش از وقوع تعریف کنند و هشدار بدهند. حق داشتند اما فحش خوردند و اتهام شنیدند.
امیدوارم دستکم مردم برای دفعات بعد بفهمند چه کسی تحلیلگر است و چه کسی رویافروش.
بهدلیل تجمع شماری از پادشاهیخواهان مقابل درِ خروجی محل #کنگره_آزادی_ایران، شرایط خروج برای شرکتکنندگان با محدودیت مواجه شد. پلیس از ما خواست برای حفظ امنیت، مدتی در داخل بمانیم تا وضعیت را کنترل و منطقه را ایمنسازی کند. پس از آن، با همراهی نیروهای امنیتی، از مسیرهای جایگزین و از درهای پشتی به خیابان دیگری منتقل شدیم تا بتوانیم محل را با امنیت ترک کنیم. این اتفاق بار دیگر نشان داد که برخی جریانهای سلطنتطلب تلاش میکنند با استفاده از تاکتیکهای فشار و ارعاب، صدای دیگران را خاموش کنند. در حرف از «پادشاهی شبیه سوئد و انگلستان» سخن میگویند، اما در عمل انتظار دارند همه «جاوید شاه» بگویند و هیچکس فعالیتی خلاف خواست آنها انجام ندهد.
درباره بخشش، تکثرگرایی، و کنگره آزادی ایران
من در نشست رسمی کنگره آزادی ایران، با ترکیبی از امیدواری و نگرانی، شرکت خواهم کرد.
امیدواریام از یک واقعیت ساده ناشی میشود: مدتهاست که زمان آن رسیده نیروهای تکثرگرای ضد رژیم، که اکنون پراکنده و بیسازمان هستند، گرد هم آیند و برای تلاشهای خود یک چارچوب منسجم ایجاد کنند. هنوز نمیدانم این ساختار در نهایت چه شکلی خواهد داشت، اما این تلاشی است که به نظرم با ارزش است.
در عین حال، نگرانیهای جدی هم درباره این پروژه دارم. در تمام زندگی سیاسیام، همواره مخالف رژیم بودهام. حتی زمانی که اصلاحطلبی به��طور گسترده مورد استقبال بود، تا جایی که تریبونی داشتم، آشکارا علیه آن سخن میگفتم. بنابراین، برایم آسان نیست که در ابتکاری شرکت کنم که نهتنها شامل افرادی با اختلافات سیاسی معمول است (که در هر حرکت تکثرگرا امری طبیعی است)، بلکه افرادی را نیز در بر میگیرد که سابقه همکاری با رژیم داشتهاند.
��س چرا شرکت میکنم؟
زیرا، هرچند ترجیح میدادم غیر از این باشد، بازسازی ایران نمیتواند صرفاً متکی به «افراد کاملاً پاک»ی باشد که همواره با رژیم مخالفت کردهاند. نظامی که ۴۷ سال دوام آورده، بهناچار، مستقیم یا غیرمستقیم، بر مشارکت میلیونها نفر تکیه داشته است.
آنچه اپوزیسیون به آن نیاز دارد، به نظر من، چیزی شبیه به نوعی عفو ملی است، نه در معنای حقوقی، بلکه در معنای سیاسی و اخلاقی آن: میزانی از بخشش که امکان همکاری جمعی را فراهم کند. این مستلزم آن است که بپذیریم بسیاری از افراد در گذشته کارهایی کردهاند یا مواضعی گرفتهاند که امروز از آنها پشیمانند. اگر همچنان بر اشتباهات گذشته متمرکز بمانیم، هرگز نخواهیم توانست به آینده بپردازیم.
در مقطعی باید بپذیریم هر کسی که مرتکب جنایات گسترده نشده و امروز صادقانه از جایگزینی رژیم با یک دموکراسی حمایت میکند، میتواند در این مسیر نقش داشته باشد. این معیار سادهای نیست. چنین رویکردی مستلزم بخشش فراوان است، بهویژه از سوی کسانی که بیشترین رنج را متحمل شدهاند، و نیز از سوی آنان که از همان ابتدا نسبت به همکاری با این رژیم هشدار میدادند.
اما بخشش به معنای فراموشی نیست. به معنای دوست داشتن یکدیگر هم نیست. بلکه صرفاً به معنای پذیرش انسان بودنِ یکدیگر است، و اینکه انسان بودن با خطاپذیری همراه است. برای بسیاری، مسیرهای اصلاح، مصالحه، یا حتی همراهی، بخشی از سفری طولانی بوده که آنها را به این نقطه رسانده است: درکی روشن از اینکه دموکراسی و تکثرگرایی تنها راه پیش رو هستند.
نمیدانم این کنگره موفق خواهد شد یا نه. اما دستکم تلاشی است که ارزش ��ن را دارد که بهترتلاش خود را برایش به کار بگیریم.
:::
سوسن تسلیمی، ستاره تئاتر و سینمای ایران، در برنامه نوروزی بیبیسی حضوری درخشان و الهامبخش داشت. او مثل یک مادر، یا سرزمین مادری، روح همدلانها�� در جمع به وجود آورد و پس از ۳۵ سال برای اولین بار روی صحنه به زبان فارسی برنامه اجرا کرد و از نیاز به «با هم حرف زدن به آرامی» گفت.
نوروز ما زخمی است.نوروزی که معنای زندگی است. امروز، به جای باران شکوفههای بهار، سایه جنگ و مرگ بر زندگی مردم افتاده.در آستانه نوروز، بیایید از همه طرفها ،هر قدر نمادین، بخواهیم حتی اگر کوتاه در این روزهای نو آتشبسی برقرار شود. آتشبسی که رنج مردم را کاهش دهد. #Ceasefire4Nowruz