@Dar_Colosseum دلم برای بشر میسوزه، برای تمایلاتش، برای افکار و احساساتش، برای رنجها و اضطرابها و فشارهاش. دلم برای امیدوارها و ناامیدها میسوزه، برای زیبا و زشت، برای دارا و ندار، برای همه ما که بهخاطر فلاکت خودآگاهی درگیر تنهایی و ازدواج و عشق و مذهب و الکل و مواد و موفقیت و... هستیم.
@NeverlandJust از جایی به بعد فهمیدم گلهگزاری و شکایت از حماقت مردم مثل اینه از مار گله کنی که چرا زیگزاگ میخزه؛ خب، این خودش حماقته.
حماقت استعداد آدمیزاده و بهترین جواب براش بحث، دعوا و فحش نیست، بلکه کنارهگیریه. جنگیدن با حماقت مردم شبیه تلاش برای تراشیدن سنگ با پره؛ به جایی نمیرسه.
@seryal_bin درد دیروز رو به یاد میآریم، درد امروز رو تحلیل میکنیم و از درد فردا میترسیم؛ در واقع در درد تأمل میکنیم.
از درد طبیعی بدن رنج میبریم، از فهم درد رنج میبریم، از دیدن درد نزدیکان رنج میبریم، از درک بیهودگی این زنجیره رنج میبریم. خودآگاهی ریشه همه بدبختیهاست.
@mamad_hector روند زوال و فرسودگی عزیزان برای ما سنگینه، چون برخلاف حیوانات عادی فقط شاهد تغییر نیستیم، معناش - فناپذیری - رو میفهمیم؛ در واقع ما در صورت زوال و پیری قبر میبینیم؛ قبر دیگری و خودمون.
این اضطراب هزینه شناخت جریان طبیعته که وحشی، سرد و بیرحمانهست. آگاهی علیه ماست.
@styxabyss نهتنها به بدترین جهان ممکن پرتاب شدیم، در بدترین گونه ممکن به دنیا اومدیم و بین بدترین دیوانگان این گونه گیر افتادیم؛ تازه باید ابلهانی رو هم تحمل کنیم که در گهدونی دنبال گلاند و با فلان مجسمه و فلان سمفونی و فلان شعر، درد و رنج بشری رو توجیه میکنند.
انقدر بیانرژیام که بعد از هر دوش موهای خیسمو با کش میبندم
حوصلهی آرا پیرا کردن واسه بیرون رفتنرو ندارم
دقیقا نسبت به یکی دو هفته پیش صد وهشتاد درجه چرخیدم
یک برگهی آزمایش جوری منو بهم ریختودلمو لرزوند که به این روز افتادم
بهخیر گذشت ولی من هنوز زیر آوارس موندم