سفارت بریتانیای کبیر، بنده و دعوتنامهٔ دانشگاه خودشان را بهصورت توأمان قهوهای کرد. به استاد عزیزی پیام دادم؛ نوشت:
«در این مملکت این رنجها رایج است. باید آن را به گنج تبدیل کرد.»
آقا بالاخره یا خون دامن میگیره یا نمیگیره، جزئیترین اتفاقات دنیا یا محصول اراده مستقیم الهیه یا نیست.
اگر حذف تیم ملی، بهخاطر به اندازه کافی مبارز نبودن بازیکن تیم ملی باشه، جهان باید هر لحظه صحنهٔ نمایش «کلید اسرار» میبود.
بله اتفاقات فوتبال به نفع ما نبود، اما مثل همه عرصههای خصوصی و عمومی، ما به نظرم باید یاد بگیریم که کار را درست انجام بدهیم، بعد صحبت از قضا و قدر کنیم.
زود مرثیهسرایی میکنیم. نمیدانم این فرافکنی از کجای تاریخ ما آمده!
جالبه در مشروح مذاکرات اصل ۵۹ قانون اساسی (همهپرسی در موضوعات بسیار مهم سیاسی، اقتصادی و …) مثالی که چند بار زده میشه اینه که دشمن ممکنه ما رو محاصره کنه، ما از مردم بخواهیم نظر بدهند که تسلیم بشیم یا مقاومت کنیم.
ارائهای که مرداد ۱۴۰۲ به مناسبت سالگرد صدور فرمان مشروطه ارائه کردم.
صورت نسبتاً پختهتری از این بحث را- براساس اشارات بعضی از دوستان مثل @easternrom- پاییز پارسال، در درسگفتار قانون اساسی مشروطه در دانشگاه تهران ارائه دادم.
هنوز خیلی جای کار هست.