از او بگو به دنیا.. از او که قصه ای داشت
او جشنِ زندگی بود.. سروی که قد برافراشت
از اُجرتِ گلوله .. از شر که میهراسد
از مادری که او را از خال میشناسد
از او بگو به دنیا.. ای شاهدِ غروبان!
این رقصِ بیسران است، این داغِ پایکوبان..
یاد آر اگر رگت را با مرگ میخراشی
تو بازماندهای تا او را گواه باشی!
دیدی که بر مزارش، رقصِ پدر کدام است؟
این هلهله عزا نیست.. آئینِ انتقام است
از او بگو به دنیا.. از نغمهای که سر داد
از او که نیمه جان بود در کیسههای اجساد…
از او بگو به دنیاااا
@USABehFarsi کارتر پلاس ، ریگان پرومکس ، بایدن اولترا !!!! شرماور ترین امریکایی تاریخ!!! دروغگو! بی شجاعت ، غیر مدیر ، مذبذب! باعث خجالت امریکا و امریکایی این کله زرد بی دل و جرأت هست، آدم اشتباه در جای اشتباه
من عاشق فوتبالم. افسوس که رژیم، فوتبال را هم به سلاحی علیه مردم ایران تبدیل کرده است.
پرچم ملی شیروخورشید🇮🇷 را در ورزشگاهها و هرجا فوتبالدوستان گرد هم میآیند، برافرازید.
یاد آنانی که باید کنار ما میبودند، زنده نگه داریم.
تیم ملی واقعی ایران، مردم ایراناند.
#جایشان_اینجا_بود
از آن گلوی مجروح،
پژواکِ سرخِ نامش
تیر خلاص حینِ تیمار ِ ناتمامش
از او که کشته برگشت از آن یل پیاده
آورد دیگری را بر گردهاش نهاده
از گیسوی پریشان در چنگ دیو و ددها
از آن نگاه پرسان در پاسخ لگدها
از رستخیز این خاک در دفتر اساطیر
اسلوب بازوان آن آرش کمانگیر
از آزمون سوزان بر پیکر سیاوش
از آن حریق بازار آن دامگاه آتش
از بیرقی که برداشت، از نغمهای که سرداد
از او که نیمه جان بود در کیسه های اجساد..
چندین سهیل آنجاست؟ چندین هزار رخسار؟
تا یک به یک ببیند .. خم شد قدش از آوار ..
شاید بریده باشی!
از این بریده تر شو
بر این عفونتِ صبر،
اعجاز نیشتر شو
آگاه و عهده دار ِ درد معاصر خود
رفت و صدای او ماند «… که نه به خاطر خود..»
فردا به رغم کتمان بر داغِ سینهی او
ای آینه!
تو داری
زخمی قرینهی او
این سرزمین به جز زخم
پیغامبر ندارد..
او خود به مادرش گفت «دیگر پسر ندارد..»
…
شصت سال حماقت و خیانت؛ بررسی کارنامه نهضت آزادی:
نهضت آزادی ایران در اردیبهشتماه ۱۳۴۰ تأسیس شد؛ حزبی که از همان آغاز، خشتِ نخستش کج نهاده شد و تا امروز نیز بر همان منهج و مشیِ پیشین پای فشرده است. بنا به گفته عزت الله سحابی، یکی از بنیان گذاران حزب، فلسفه وجودی این حزب جدا کردن مشی آنها از روش سکولار امثال دکتر صدیقی بود. پس از فوت آیتالله بروجردی، سحابی و دوستانش به زنده یاد دکترصدیقی اعتراض میکنند که چرا مراسمی برای بزرگداشت آن مرحوم توسط شما گرفته نشده است. دکترصدیقی درجواب میگوید: براساس آموزههای مشروطیت و باورهای اصولیمان مذهب میبایست از سیاست جدا باشد و چنین بزرگداشتی برای ما معنی ندارد. ازآن پس آنها احساس میکنند که بایست حزبی با مرام و مسلکی اسلامی تاسیس نمایند.(خاطرات سحابی، جلد اول، ص۲۳۹) بنیان گذاران اولیه شامل پدر و پسر سحابی، مهدی بازرگان، محمودطالقانی، عباس شیبانی، احمد صدرحاج سیدجوادی و چندتن دیگر بودند. درهمان جلسات اولیه بحث بر سر حد و حدود دخالت آموزههای دینی در حزب بالا میگیرد. سحابی پدر، یداللهشان را عرض میکنم، با عضویت زنان و افراد غیرمسلمان در حزب مخالف بود ولی با چانهزنی های بسیار تن به عضویت صرفا زنان داد، اما با شرط و شروط خاص. وی و محمود طالقانی شرطی برای حضور زنان در حزب وضع میکنند: که زنان بایست با حجاب کامل در جلسات شرکت کنند. از همان گام نخست زنان را مجبور به پوشیدن لچک و چارقد میکنند. البته با توجه به سابقه اعضای این حزب تازه تاسیس، گنجاندن چنین شرطی برای عضویت در حزب عجیب نبود. عزت الله سحابی از سوابق مشعشع پدرش در آموزش و پرورش و در برخورد با دانش آموزان دختر چنین بیان میکند: "دکتر سحابی در بازرسی مدارس دخترانه هم دقت میکرد و به طرز لباس پوشیدن و سر و وضع دختران دانشآموز و حتی معلمین آنها رسیدگی میکرد و مثلا دانشآموزانی که آرایش کرده و سر و وضع نامرتبی داشتند ازکلاس بیرون میکرد"
دیگر عضو حزب، عزت الله سحابی بود که در بیخردی کوس رقابت میزد با پدرش. وی در مقالهای در گنج شایگان به انتقاد از انجمن فرهنگی ایران و آمریکا پرداخت و آن را نشانه نفوذ کفار برمسلمانان از طریق زن و شراب دانسته بود. و یا محمود طالقانی که از اعضا اصلی و بنیان گذار حزب بود، ملایی بود که به هنگامفرار گروه فدائیان اسلام و نواب صفوی، به آنها پناه داد و از اقدامات متحجرانه و ترورهای آنها حمایت میکرد. اما شاخص ترین چهره حزب، مهدی بازرگان بود. برای درک اندیشههای وی بهتر است به کتاب وی مراجعه کنیم. بازرگان در کتاب عشق و پرستش یا ترمودینامیک انسان درباره موسیقی چنین نظراتی بیان میکند: "آوازها و موسیقی های طرب انگیز و سایر مشغولیات کیف آور که ایجاد نشاط موقت مصنوعی می نمایند، مشکلات و رنج ها را از یاد می برد. می گویند رفع خستگی و ملالت می نماید و انسان را برای زندگی آماده می کند. ولی باید دید مگر هر ملالت و رنجی بد است. اگر درد و احتیاج در دنیا نبود، حرکت و تربیتی حاصل می شد؟ با ساکت کردن دردها و کشتن دستگاه های حساس بسیار ذی قیمتی که به همین منظور به انسان داده شده است، آیا اجتماع در جهت مصلحت و کمال می رود یا در جهت زوال؟"
نهضت آزادی گامهای اولیه را بسیار محکم در جهت ارتجاع برداشت. به مخالفت با انقلاب سفید و حق رای زنان، اصلاحات ارضی، و دیگر اصول آن برخاستند. در سال ۴۲ اعضایش اگرچه در زندان بودند ولی از اعتراضات آن سال حمایت کردند. درسالهای بعد زمینه را برای ایجاد گروه تروریستی مجاهدین خلق فراهمنمودند. بازرگان دراین باره گفته بود: "نهضت آزادی بایست برای حرکتهای مسلحانه نقش رَحِم را ایفا کند." پس از تشکیل مجاهدین خلق، عزت الله سحابی نه تنها کمک تشکیلاتی بلکه کمک های مالی فراوان به این تروریستها نمود. همینطور محمود طالقانی حمایت کامل از مجاهدین خلق کرد به طوری که مجاهدین به وی "پدر طالقانی" میگفتند.( علاقه شخصیتهای سیاسی ایران به استفاده از عنوان پدر در فضای سیاسی مورد عجیبی است و شایسته تحقیقی مفصل!) نهضت آزادی از انقلاب ۵۷ حمایت تام و تمام کرد و اولین دولت پس از انقلاب توسط این حزب تشکیل شد. ولی عمر دولت آنها دیری نپائید و رقیب قدرتمندترشان، آنها را به تدریج از صحنه سیاست حذف نمودند. پس از آن چند کوشش برای ورود به ساختار هیئت حاکمه کردند که با شکست روبرو شدند و از زمان طرد آنها از قدرت تا به امروز، و با عوض شدن چند دبیرکل، دیدی ملتمسانه به حاکمیت داشتند و دارند و درسالهای اخیر که شریک و همراه دولتهای اصلاح طلب در سرکوب مردم بودهاند. گو اینکه در حوادث دی ماه خونین به حمایت تام از دولت پزشکیان برخاستند. اولین دبیرکل آنها، مهدی بازرگان، با تمام سفاهتش از بقیه اعضا صادق تر بود. وی که عمری درصدد امتزاج دین و سیاست بود، در آخر عمر در سال ۱۳۷۱ در سخنرانی «آخرت و خدا، هدف بعثت انبیا» بیان داشت:
هدف اصلی بعثت پیامبران بیش از هر چیز دعوت به خدا و آخرت است، نه تأسیس حکومت یا ساماندادن مستقیم به سیاست و اداره دولت.
یعنی نیمقرن سعی و سودا برای استخراج فلسفهٔ حکومتداری از متنِ آموزههای اسلام، در نهایت ره به جایی نبرد و حاصل آن همه هیاهو، گره بر بادزدنی بیش نبود!
دبیرکل دیگر این حزب ابراهیم یزدی بود که شرح خیانتهایش به ایران مثنوی هفتادمن است و در مطلبی دیگر به تفصیل به آن پرداختهام.
«اگر بخواهیم کارنامهٔ شصتسالهٔ این حزب را به داوری بنشینیم، باید گفت که حاصل آن چیزی جز حماقت و خیانتِ توأمان نبوده است؛ حزبی که حضورش در عرصهٔ سیاسی ایران، ثمری جز خسران و تباهی برای این سرزمین در پی نداشته است.»
#بهروز_حسینی